توحید و آزادی (مُوحِّدین آزادیخواه)

 
 
 
 
 

امر به دیگران و فراموش کردن خود؟!

 
 
 
  اعلام موجودیت سماء (مواضع فکری - سیاسی، و روش مبارزه)
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۴ رجــب ۱۴۱۵ - ۱۵ آذر ۱۳۷۳
 
 
 
     
 
 
   
 
 
   
 
 
 

دروغهای کیهانی؟؟؟ کیهان خامنه ای و عنوانهای درشت و شاخدارش و مواضع پر کینه و تکفیری اش:

 
 
 
 

هر کسی و هر حزب و سازمانی و هر نظام و حکومتی در رابطه با افکار و عقاید مختلف و جهات و موضوعات گوناگون میتواند دارای یکی از این مواضع اساسی باشد:

۱- میتواند موضع موافق و هم رأی داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۲- میتواند موضع مخالف و متفاوت داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۳- میتواند موضع جنگی و مسلحانه داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

 
 
 
 

ایران مسلمان: خلیج همیشه فارس یا خلیج مسلمین؟! خلیج همیشه فارس پیام تفرق و تنازع و تنش به ممالک و جوامع عربی و نشان دادن چراغ سبزِ حضور به استعمارگران و اجانب اسلام ستیز است. اما خلیج مسلمین پیام اُخوَّت و تصالح و همزیستی به ممالک و جوامع عربی و کلا جهان اسلام، و مأیوس کردن اَعدای امت اسلام و اجانب اشغالگری است که مدتهاست این خلیج ایرانی - عربی را (در سایۀ تفرق و تنازع) به تصرف خود درآورده اند.

 
 
 
 

انتخابات افغانستان - آخرین جنگ افزار سرکوب و ابتدایی ترین وسیلۀ انتخابات؛ و حضور گستردۀ خر و اُلاغ؟!

 
 
 
   
 
 
     
 
 
 
     
 
 
     
 
 
 

چهار موضوع اساسی

 
 
 
 

 
 
 
 

نمـاد مرحلۀ دوم انقلاب مصــــر: بعد از کودتای خونین جیش استبدادی - استعماریِ مصر، که بخش بزرگی از بودجۀ سالانه اش مانند سایر جیوش استبدادی - استعماری در جهان اسلام از طرف آمریکا و دُوَل ناتویی تأمین میشود، و بعد از کشتار هزاران نفری در میدان رابعه العَدَویه توسط این جیش جنایتکار، تصویر ارائه شده (چهار انگشتی - به نشانۀ وفاداری به راه  شهدای رابعه العَدَویه) نماد انقلاب مصر در مرحلۀ دوم شده است. در ضمن اوضاع انقلابی مصر را میتوان مستقیما از این مصادر دنبال نمود: الحـــــوار، الجزیره مصـر، رصـــــــد.

 
 
  طبیعت هجرت و اهـــــداف مهاجرین -
تـاریــــخ ایــــراد: ۲۴ شــوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۲
 
 
 
  به مناسبت اعلام موجودیت: مصاحبۀ رحیم الله یوسف زی
۱۵ شعبان ۱۴۱۵ - ۲۶ دی ۱۳۷۳
 
 
 
  تَوَکُل توحیدی (اعتماد بر قوانین توحیدیِ ناشناخته بنابر قوانین شناخته شدۀ توحیدی)
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۹ ربیع الأول ۱۴۱۵ - ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
 
 
 
  رمضان و حکمت روزه داری
تــاریــــخ ایـــــراد: ۱ رمضــان ۱۴۱۳ - ۴ اسفند ۱۳۷۱
 
 
 
 

تواضع سازمانی و تحقق سازمان و سازماندهی
تــاریــــخ ایـــــــراد: ۵ محرم ۱۴۱۳ - ۱۴ تیــــــــر ۱۳۷۱

 
 
 
  سخنرانی رهبر سماء در اولین مراسم سالگرد تأسیس: شامل نحوۀ تأسیس، مشاکل دورۀ تأسیس، دشمنان اساسی، و مواضع فکری - سیاسی. و این سند اساسی فی الواقع خلاصه ای از سماء و منهج توحیدی و آزادیخواهانۀ آنست. بخش اول. بخش دوم
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۶ ذوالحجــــة ۱۴۱۲ - ۵ تیــــر ۱۳۷۱
 
 
 
  وحدت آزادی و سازمان (خودمحوری و خدامحوری)
تـــاریـــخ ایــــراد: ۸ شـــوال ۱۴۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۳
 
 
 
  بـحـثـهــــــای تـــــأسـیـــــــس (۱۴ ذوالحجـــة ۱۴۱۱ - ۵ تیــــر ۱۳۷۰):
تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت الـف

تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت بــاء
بحــــث تــــوحیــــد - قسمـــت الـف
بحــــث تـــــوحیـــد - قسمـــت بــاء
بـحــــــث آزادی - قسمــــت الـــــف
بـحــــــث آزادی - قسمـــــت بـــــاء
 
 
 
  رهبری توحیدی - اجتهادی
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۷ محرم ۱۴۱۲ ۲۷ تیر ۱۳۷۰
 
 
 
  اسلام حقیقی و اسلام عرفی  - کردی
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
  خلقت و تقوی
۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ.ش
 
 
 
  ظنّ و عِلم در میدان توحید و تَقوی
۲۷ محرم ۱۴۱۳ - ۵ مرداد ۱۳۷۱
 
 
 
  بسوی تحقق ارزش هــا
۱۲ جــــمــــــــــــــادی الاول ۱۴۱۲ - ۳۰ آبـــــــــان ۱۳۷۰
 
 
 
  شرح و تبیین سورۀ کوثر و تفسیرات فرقه ای
تــاریــــخ ایــــــراد: ۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ. ش
 
 
 
  توحید و استقلال: استقلال چگونه و با چه کسانی بدست می آید؟ (۱و۲)
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
 

دینداری مُخلصانه و تـوحیدی: إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (زُمَر - ۱۱): همانا من امر شده ام که الله را مخلصانه عبادت و اطاعت کنم، زیرا دین و قانون مختص اوست. وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (یونس - ۷۲): و امر شده ام که جــــزو مسلمین باشم. وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فُصِّلت - ۳۳): و چه چیزی بهتر از آن قول و سخنی است که کسی بسوی الله و منهج توحیدی دعوت نمود و در این راستا عمل صالح و سازنده انجام داد و گفت که من از مسلمین هستم. فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عِمران - ۶۴): و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (آل عِمران - ۱۰۲): ای اهل ایمان، در رابطه با الله و قوانینش تقوی و التزام داشته باشید، چرا که تقوای الهی و التزام توحیدی بر حق و رواست، و تنها روی دین اسلام بمیرید.

 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 

 

آزادی رشد و ترقی و آزادی انحطاط و هرزگی - آزادی هدف نیست، وسیله است، دروازه است، راه رفتن است، مایۀ حرکت است، و عدمش موجب توقف و رکود می شود. و مهم اینست که از این دروازه و از این راه و در این حرکت به کجا می روی؟ و متأسفانه اینجای آزادی و این امر حساس زیاده از حد فراموش و اِهمال شده است. و البته بدیهی است که عمدی در کار است تا روی این موضوع زیاد تأکید نشود؛ و دشمنان آزادیِ رشد و ارتقاء دوست دارند که این دو راهۀ اساسی اصلا مکشوف نگردد، بلکه میخواهند همیشه مکتوم و تاریک! بماند. و همین است که آزادی و آزادیخواهی (که اساس حرکت و مسیر خیر و شرّ در دنیا و آخرت میباشد) یک لفاظیِ مجهول الهُوّیه شده است؛ و هر کسی و هر طرفی (بدون توجه به مُحتوی) آن را عَلَم و تکرار مینماید. و در این میدانِ بی مُحتوی و مسخ شده، مستبدین، اهل فسق و فساد، و آنهایی که دنبال فسادکاریِ بلاحدود هستند؛ بر آزادیخواهان و طالبانِ آزادیِ اراده و انتخاب و رشد و ترقی دست بالا پیدا کرده اند.

 

 
 
 
 

بحثهای تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران (۵ تیر ۱۳۷۰)

 
 
 
 

 
 
 
 

منشـــــاء فـــــرقه و فــــرقه گــــری - جواب خيلى مختصر اما سودمند و روشنگر اينست: هر انسان عاقلی داراى درک و فهم خاصى می باشد، و بر اين اساس به هر چيزى که نگاه کند، فهم و استنباط مختص به خودش و متکى به پايه هاى فرهنگى اش را (و نيز با توجه به چيزهايى که دنبالش می گردد) دريافت خواهد کرد. اين وضع در مورد هر چيزى صدق ميکند، و تنها مختص اسلام و مسلمين نيست: هر دينى، هر مکتبى، هر راه و روشى و...... داراى چنين وضعى مى باشد، و اين وضع نشانۀ واقعيتى است به نام فهم و استنباط و مصالح متفاوت (مصالح = اهداف سازنده). اما نکتۀ دوم که بسيار اساسى است اينست: ما چيزى داريم به نام فهم و استنباط و مصالح متفاوت، و چيز ديگرى داريم به نام فرقه و فرقه گرى. و همانطورکه فهم و استنباط و مصالح متفاوت، ناشى از وضع و فرهنگ و واقعيات پيش رو (در زمان و مکان و جوامع مختلف) است، فرقه و فرقه گری نيز ناشى از توقف درک و استنباط بشری و مطلق و خرافى شدن فهم و استنباط و مصالح گذشتگانى است که برای حل مشکلات زمان و مکان و پيشبرد امور دوران خودش به رشتۀ تحرير درآمده است.

 
 
 
 

طبیعت هجرت و اهـــــداف مهاجرین - تـاریــــخ ایــــراد: ۲۴ شــوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۲

 
 
 
 

سالروز هجرتِ موحدین آزادیخواه - ٢٨ فروردين ١٣٧١ روزی است که اعضاء و رهبری سمــاء بدنبال به خطر افتادن جانشان در داخل مملکت و جهت در اَمان ماندن از دست نظام استبدادى ولایت مطلقه راه هجرت به پاکستان را در پيش گرفتند، هجرتی که از غـرب مملکت به شرق مملکت صورت گرفت؛ و علیرغم صعوبت و طول راه خوشبختانه همگى (٧٠ نفر) به سلامت به مقصد رسيدند، و از آنجا مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه را استمرار بخشيدند. هجرت اعضاى سماء به پاکستان حدوداً يک سال بعد از تأسيس سماء صورت گرفت، زمانی که نه امکان ماندن بيشتر در داخل مملکت وجود داشت، و نه رفتن به آنسوی مرزهاى غربى ميسر بود، و در نتیجه اعضای سماء ناچارا راهى شرق ایران گردیده و به پاکستان رفتند، کارى که قبلاً هماهنگی هايى برايش صورت گرفته بود و زمینه های حضور در آن ديار و مملکت مورد بررسى و طبعا سفرهایی نیز برایش ترتیب داده شده بود. این هجرت تاریخی و شجاعانه باعث گردید که مبارزات توحيدى و آزاديخواهانۀ سماء وارد مرحلۀ جديدى شود، و با وجود استبداد و سرکوبگری نظام ولایت مطلقه و تلاش جهت در نطفه خفه کردن اين مبارزۀ فکرى - سياسى سماء توانست مراحل مبارزاتى خود را به هر قیمتی طی نمايد و در مبارزات مستمر خود به موفقيت هاى بزرگى نائل شود، خصوصاً اينکه سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سمـاء) سازمانی است که بعد از استقرار نظام ولایت مطلقه در داخل ایران تأسيس شده است. همچنين سماء اولين سازمان فکرى - سياسى - اسلامى است که از کردستان ايران منشاء می گیرد، سازمانى که حامل اسلام اجتهادى و آزادانديشى اسلامی است، و شعار اساسی و همیشگی اش بدین قرار است: مرگ بر استبــداد، برقرار باد آزادی. نه شـــرک و خرافه پـــرستی، نه ابتــــذال و هــــرزگی، بل اســـلام اجتهــادی و اســلام توحیــد و آزادی.

 
 
 
 

طلب مرگ و زوال؛ نه آزادی و مردمسالاری - دشمنی دُوَل غربی با دین اسلام و جوامع اسلامی یک امر تاریخی و مُستمر است، و آنها برای مسلمین و جوامع اسلامی استبداد و جنگ و ویرانی میخواهند، نه آزادی و مردمسالاری؛ مرگ و زوال میخواهند نه نظام انتخابی و تعدد احزاب و حقوق بشر؛ و تفرق و نامسلمانی آنها (جهت تسلیم و بردگی) هدف نهایی این دشمنان مُبین است؛ چیزی که قرنهاست دنبال آن هستند، و تقسیم و تجزیۀ جوامع اسلامی و ساخت ممالک استعماری و تحمیل استبداد دست نشانده و ترویج فحشاء و مِی خوارگی نیز این هدفِ اساسی را دنبال می کنند. لکن عجبا که هنوز هم! کسانی هستند که یا غــرب و دُوَل غــربی را نشناخته اند، و یا عوامل آنها بحساب می آیند و نمی خواهند واقعیت آنها را دریابند. هرچند کسانی که تا حال غــرب را نشناخته باشند بسیار اندک هستند، الا اینکه اشخاص و جریاناتی به ناچار و از روی ناتوانی از غرب و دُوَل غربی انتظاراتی دارند. و گرنه چگونه می توانیم قبول کنیم که مثلا مردم سوریه یا ایران (یا هر یک از جـــوامع اســـلامی) حالا هم غرب و خاصتا دُوَل غربی را نشناخته اند؟! و مثلا آیا همین دول غربی نبوده اند که بر اساس طرح استعماری سایکس - بیکو کل مناطق اشغــال شدۀ دولت عثمانی و من جمله شام و فلسطین و بین النهرَین را تقسیم کرده و از آنها انــواع مملکت و دولت جعلی ساخته اند؟! و آیا سوریه یکی از این ممالک ساختۀ استعمار انگلیسی - فرانسوی نیست که من البدایه علی اللهی ها را بر آن مسلط کرده و به زور جیش فرانسوی آنها را بر جامعۀ مسلمان آن دیار تحمیل کرده اند؟! آیا سوریه همان مملکتی نیست که از طرف استعمار صهیونی بخشی از خاک آن (بلندیهای جولان) اشغال شده است؟! بگذریم از اینکه غرب استعمار صهیونی را به جان همۀ اعراب و مسلمین انداخته و ۵ مملکت عربی را غصب و تصرف کرده است.

 
 
 
 

 
 
 
 

کمکهای مُتقابل دُوَل غربی و نظام ولايت مُطلقه - دُوَل غربی و نظام ولایت مطلقه از اول تا حال دارای روابطی پیچیده و دشمنی ها و همکاریهای زیادی بوده اند. اما حقیقتا دشمنی های غرب بیشتر برای مهار و استخدام نظام ولایت مطلقه بوده نه برای تغییر و اِسقاط آن؛ و کمک به حکومت بعثی عراق در جریان جنگ هشت سالۀ صدام و خمینی، و یا همکـاری با مخالفین مسلح ایرانی، نمونۀ این دشمنی ها جهتِ مهار و استخدام آن بوده است. این بود که با ترک ظاهری مسئلۀ صدور انقلاب (توسیع شیعه گری صفوی) بعد از مرگ خمینی و نوشیدن جام زهر آتش بس، کمک به مخالفان این نظام هم بسیار نامحسوس و تقریبا پایان پذیرفت! و حتی امثال سازمان مجاهدین خلق طی زد و بندهای بعدی ملحق به فهرست ارهابیون گشتند. و از همین رو میباشد که بعد از مرگ خمینی و پذیرش آتش بس با عراق، اکثر دشمنی ها جنبۀ تبلیغـاتی و هیاهو را داشته! و در پنهان و پشت پرده اصلِ مسئله معاملات و زد و بند بوده است.

 
 
 
 

استبداد لائیکی و پایمال سازی اسلام و مسلمین - باید اسلام ستیزان جهان اسلام متوجه این وضع وارونه و استعماری باشند که: استعمارگران و دشمنان اسلام و مسلمین آنها را به مثابۀ سوخت سیاستهای استعماری مصرف میکنند و توجهی به آنها و ممالک و جوامع آنها ندارند، و استعمارگران تنها در پی ایجاد منازعه در بین جوامع بشری و اسلامی و حفظ  سلطه گری و تداوم غارتگری خود هستند. علاوه براین، اسلام ستیزان جوامع اسلامی میبایست متوجه این مسئله هم باشند که وقتی طرفی بجای مصالحه و همزیستی مسالمت آمیز در پی ریشه کنی طرف دیگر است، آن طرف هم که همه چیزش در معرض خطر قرار می گیرد، بیکار نخواهد نشست، و در صورت یافتن زمینه، فرصت و مجالی برای دشمنی که دنبال ریشه کنی اوست باقی نخواهد گذاشت، و در کمال شدت وبی رحمی به فکر ریشه کنی او خواهد افتاد؛ کمااینکه چنین وضعی به کرات در طول تاریخ بشری روی داده است. و این عین خواست استعمارگران و آنهایی است که تداوم سلطه گریشان و منافع نامشروعشان در جنگ و نزاع و عـدم وجود آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی و انتخابات آزاد است

 
 
 
 

جبهۀ تاریخی و جهان گسترِ مُعاندین علیه اسلام و مسلمین - از روزی که ندای توحیدی: يَا أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا توسط محمد مصطفی سر داده شد، جبهۀ جنگی مُعاندین و مُستبدین ظالم و امپراتوران کافرکیش هم (از هر طرفی) گشوده شد؛ و همانطور که می دانیم اولین سرکردگان این جبهۀ جنگی ابوجهل و ابوسفیان بودند، کمااینکه در زمانۀ ما استعمارگران جهـــانخوار و مستبــدین دست نشانده (که ادامه دهندگان راه و روش ابوجهل و ابوسفیان هستند)، رهبری این جبهۀ جنگی را بدست گـرفته اند. اما علیرغم کراهت کفار و مشرکینِ تاریک اندیش و سلطه گر، دین توحیدی اسلام در اولین قدم (به رهبری محمد مصطفی و در سایۀ فداکاریهای مجاهدین مسلمان) توانست بر شرارت کفر و استبداد در جزیرة العرب فائق آید و این جزیره را به مرکز رسالت توحیدی اسلام مبدل سازد. و از همین پایگاه بود که در زمان خلفای راشدین، جهاد آزادیبخش با امپراتوران زمان یعنی امپراتوران ساسانی و رومانی آغاز گردید، و الحمد لله در اینجا نیز پیروزی از آن منادیان توحید و آزادی و حاملان رسالت اسلام بود. و در سایۀ این پیروزیهای اساسی و تاریخی (که هنوز هم اسلام ستیزانِ رنگارنگ از آن می نالند)، دین توحیدی اسلام در سراسر قلمرو این امپراتوران ظالم و غدار مستقر و جوامع آنها آزاد و مسلمان شدند، و در نتیجه همۀ این مناطق، بلاد اسلامی و جوامع اسلامی گشتند. و همین دوران است که به عصر طلایی اسلام مشهور است.

 
 
 
 

کـــاريـکاتــورهــاى جنـگـــــى دانـمـارکـــی - ما سه نوع بيان رأى و نظر (موضع نظرى) داريم: نوع اول، بيان رأى ونظرى است که مبين موضع علمى و معرفتى و عقيدتى است. دراين نوع بيان، آنچه انسان بدان قانع است و به فکر و عقيدۀ او مبدل شده است، اعلام ميشود، و ادبياتى هم که بکار برده ميشود، صرفا بيانگر فکر و عقيده و ايمان اوست. نوع دوم بيان رأى و نظر، تهمت آميز و غير واقعى و احيانا همراه با ادبيات جنگى است. در بيان چنين رأى و نظرى، صاحب رأى و نظر، اکثرا به ماهيت و محتواى بيانات خود معتقـد نمى باشد و آن را واقعى نمى پندارد، اما آن را بعنوان سلاحـى عليه دشمن به کار می گيرد. اين نوع بيان رأى و نظر، خصمانه بوده و اعلان دشمنى بحساب مى آيد. نوع سوم بيان رأى و نظر، اعلان جنگ است. اعلان جنگ هم يک نوع بيان رأى و اعلان موضع است، و اعلان چنين رأى و نظرى، دير يا زود منتهى به جنگ ميشود، زيرا طـرف مقابل نمى تواند دست روى دست بگذارد و بگويد که خوب ما به رأى و نظر شما احترام ميگذريم! و شما در بيان رأى و نظر خود آزاد هستيد!!

 
 
 
 

شورای سقیفه و ظهور خلافت انتخابی - بعد از وفات مُحمد مُصطفی (نبیَّ الله و آورندۀ اسلام و بنيانگذار اسلامیت)، ماهيتِ اصول و اهداف توحيدی - اسلامی روشنتر و مُحتواى آنها هُوَیداتر گشت، و خاصتا نحوۀ رهبرى و حکومتدارى اسلامی وضوح کامل پیدا نمود. بدینصورتکه: آخرين پيامبر توحيدی برای خود جانشينى تعيين نکرد و رهبرى مسلمین و نحوۀ حکومتداری آنها را به اصول مُدَون قرآن و شاگردان صحابی اش (مهاجر و انصار) سپرد. و چون حضرت رسول عمیقا به اصول و تعالیم قرآنی و رشد و تربیت یافتگی صحابه ايمان داشت، در نتیجه با اطمينان خاطر آنها را وسيلۀ استمرار اسلامیت و عامل تداوم نهضت توحيدی تلقی می کرد. و با توجه به اینکه در مرحلۀ رهبری انتخابی و شورایی (بعد از رسول)، هم آيات قرآن و هم سنت محمدى و هم شاگردان اسلامی وجود داشتند، امکانِ انحراف اساسی و منهجی وجود نداشت، و طبعا اطمینان خاطر حضرت رسول از وجود این ستونهای اسلامی سرچشمه می گرفت. 

 
 
 
 

دمکــــــــراسی فحشــــــــاء و تزویــــــــر - باید دانست که استبدادیان و استعمارگران همیشه زیر لوای شعارهای مردم پسند و زمینه دار به استبداد و سلطه گری و غارتگری می پردازند؛ و کسی نباید توقع داشته باشد که آنها اهداف واقعی و نهایی خود را بر ملا سازند و بگویند ما دنبالِ استبداد و سلطه گری و غارتگری! هستیم؛ چنین چیزی ممکن نیست؛ هرچند عملکردشان این واقعیت را فریاد میزند و آن را افشاء و بر ملا میسازد. و در رابطه با آزادی و مردمسالاری هم وضع بهمین منوال است؛ و مثلا اگر کسی انتظار داشته باشد که غربِ صلیبی - استعماری (بعنوان دشمن اصلی و چهارده قرنۀ مسلمین) به فکر آزادی و مردمسالاری در جهان اسلام! است و میخواهد جوامع اسلامی از آزادی و استقلال برخوردار شوند؛ احمقی بیش نیست (البته اگر منافق و حیله گر نباشد)؛ چرا که آزادی و مردمسالاری (حکومت مردمی) در جهان اسلام مُنجر به حاکمیت جوامع اسلامی و ظهور ارادۀ مردمان مسلمان می شود؛ و اسلامیت و دینداری اسلامی مجددا و با اجتهادات متناسب و عصری احیاء می گردد؛ امری که مایۀ آزادی و آبادی و شکوفایی ممالک اسلامی میشود و نیروهای انسانی و مادی آنها (بجای سرازیر شدن به ممالک غربی) به خدمت خودشان در می آید. بنابر این، یا باید استعمارگران صلیبی غرب را دلسوزان اسلام و مسلمین تلقی کنیم؛ و یا باید زیر کاسۀ آزادی و دمکراسی غربی (خاصتا برای جهان اسلام!) نیم کاسه ای جستجو نماییم؛ بگذریم از اینکه با توجه به سابقۀ استعمارگران غربی (طی قرون گذشته) این نیم کاسه ظاهر و عیان شده و نیازی به جستجو ندارد؛ و اگر در این رابطه برای آباء و اجداد ما شبهاتی وجود داشت؛ اکنون همۀ شُبَهات جزو مُسلّمات شده اند.

 
 
 
 

 
 
 
 
 

أطیعوا الأمریکا و أطیعوا الصَهاینة و اوُلي الأمر مِنهُم! وضعیتی که در سایۀ عوامل ناکام کننده در جهان اسلام و در جوامع اسلامی بوجود آمده، و عملا بدان تن داده شده و علنا حاکم و مسلط شده، بسیار وخیم و ویران است؛ و انگار که مسلمین طی قرون متمادی! بجای دین اسلام و اجرای آیات قرآن و تبعیت از مناهج توحیدی، به راه طاغوتیان و تسلیم به شیاطین جبار و تبعیت از حکام کافرکیش دعوت شده اند؛ و از آنها چنین امری طلب شده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ بالذِّلة و المَسکَنة! أطیعوا الأمریکا و أطیعوا الصَهاینة و اوُلی الأمر مِنهُم: ای کسانی که به ذلت و بیچارگی ایمان آورده و تن به تسلیم و پستی داده اید، از آمریکا و از استعمار صهیونی و از حاکمانی که برایتان تعیین می کنند اطاعت و پیروی نمایید. و متأسفانه این واقعیت که مسلمین و جوامع اسلامی به چنین روزگاری افتاده و عملا به چنین وضعیتی دچار شده اند، بسیار واضح و آفتابی است؛ و اثبات آن برای خاص و عام کاری بسیار سهل و ساده است. و حقیقتا عموم مسلمین و جوامع اسلامی (کَرها اَو طَوعا) بجای اطاعت از الله و رسول و حاکمان اسلامی، از هر ظالم و طاغوت و کافرکیشی و مشخصا (و در زمانۀ ما) از آمریکا و غاصبان صهیونی و عُمّال و دست نشاندگان آنها تبعیت و اطاعت نموده و آشکارا تحت امر آنها قرار گرفته اند! و حتی فسق و فسادِ عملی و معاصی مُبین و شرابخواری و فاحشه گری (که آن را ترویج و تحمیل می کنند) آنها را مُتنبِّه و مُتأثر و در موضع مخالفت و مقابله نمی اندازد.

 
 
 
 

بزرگترین اعتراف ۳۶ ساله در نظام ولایت مطلقه - (سخنان منتشر نشدۀ هاشمی رفسنجانی): آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظامِ ولایت مطلقه سخنانی در رابطه با ماهیت نظام ولایت مطلقه و مبنی بر فرقه گری و لعنت صحابه ایراد نموده که در تاریخ نظام ولایت مطلقه (و در رأس هَرَم آن) بی سابقه بوده و بزرگترین اعتراف بحساب می آید؛ و حتی از اعترافات و افشاگریهای مرحوم حسینعلی منتظری پیشی می گیرد. و جالب اینست که این اعتراف با صوت و صورت انجام گرفته و در شبکۀ خودشان منتشر شده است. و اینهم متن این صوت و صورت: از لعنت صحابه به داعش رسیدیم!
حال سؤال اینست: پس پایمال کردن دیگران و زیر گرفتن مقدسات آنها (با اَشَدِّ الفاظ!) قرار است چه نتیجه ای بدهد؟! آری؛ درست است که این اعتراف کلیدی بیانگر قطره ای از دریای خصومت و عداوتِ نظام ولایت مطلقه با مسلمین و هتاکی در حق صحابه و خلفای راشده است، لکن همین قطره نیز به مثابۀ مشت نمونۀ خروار است. و در این مختصر آشکارا تصریح شده که: ما - نظام ولایت مطلقه - منشاء نزاع مذهبی و جنگ شیعه و سنی در جهان اسلام شدیم (از طریق شیعه گری و لعنت صحابه و عُمرکشان و.......)، کاری که حقیقتا برای جلب رضایت کفار اشغالگر غربی و همدستی با آنها (روی حساب مسلمین!) و تهییج و استخدام شیعه یان صورت گرفت؛ و شخص رفسنجانی و همچنین محمد خاتمی و امثالهم در این روش خبیث نقش اساسی بازی کردند.  

 
 
 
 

اعترافات بی بی سی در رابطه با وضعیت عوامل غرب در سوریه: متحدان آمریکا در سوریه در حال شکست و نابودی اند - جمال معروف، فرمانده جبهه انقلابی سوریه که پیش از حملات آمریکا، علیه داعش اعلام جنگ کرده بود، در قبال حمله به جبهه نصرت سکوت کرد که به معنای پذیرش این اقدام از سوی او تعبیر شد. او یکی از مهم‌ترین متحدان استراتژیک آمریکا بود،اما تحولات اخیر نشان داد که این موضوع کمکی به او و بقای جبهه انقلابی سوریه نکرد. آقای معروف جبهه نصرت را متهم کرد که با داعش در حملاتش همکاری می‌کند، هر چند که این دو گروه خود با هم درگیر بودند. گروه دیده‌بان حقوق بشر سوریه مستقر در بریتانیا هم می‌گوید پیکارجویانی از داعش در حمله جبهه نصرت به پایگاه‌های جبهه انقلابی سوریه و جنبش حزم حضور داشته‌اند. گذشته از این که آنها همکاری می‌کردند یا نه، نقشه جنگی سوریه نشان می‌دهد که به جز مناطقی که در اختیار حکومت سوریه است، بیشتر مناطق کشور در اختیار گروه‌های تندروی جهادی است. اکنون شکست جبهه انقلابی سوریه و جنبش حزم کار را برای نیروهای ائتلاف برای پیدا کردن گروه‌های مسلح میانه‌رو و آموزش آنها برای نبرد با گروه‌های تندرو بسیار دشوار خواهد کرد.

 
 
 
 

کدامیک قوی ترند: دروغهای کیهانی یا بمبهای امریکی؟! کیهان امنه ای - ولایت فقیهیی میگوید: علیرغم حمایت آمریکا و ترکیه از تروریستها!!! مقاومت مردم کوبانی!!! داعش را به زانو!!! درآورد. آری، شیوۀ تعامل این صفویهای ساخته چی و اهل سَبّ و بُهتان از همان آغاز (و من البدایه) چنین بوده است؛ و کارشان روی تزویر و تحریف و تقیه بنا شده است؛ و بهمین شیوه با اسلام و قرآن و صحابه و خلفای راشده (و کل مخالفانِ قدیم و جدید) رفتار نموده اند. و این روش صفوی و پُر خبث و کینه، از این حدیث و منهج صفوی الهام می گیرد: حدیث سَبّ و بُهتان: (الکافی - 2: 375) محمد، عن محمد بن الحسین، عن البزنطی، عن داود بن سرحان، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اذا رأیتُم اهلَ البِدَعِ و الرَّیبِ من بعدی فَـاَظهِروا البراءةَ منهم و اَکثِروا من سَبِّهم و القولَ فیهم و الوَقیعةَ و باهِتُوهُم حتی لایَطمَعوا فی الفساد فی الاسلام و یَحذَرَهُم الناسُ و لایَتعلّمون من بِدَعِهم یَکتبُ اللهُ لکم بذلک الحسنات و یَرفعُ لکم به الدرجات.

 
 
 
 

 

 
 
 
 

۱۱ مهر روز کار و استقلال (خود اِتکایی) بر موحدین و استقلال طلبان مبارک باد - آری؛ احزاب و سازمانها و اعضایشان باید اثبات نمایند که با تکیه بر زحَمات و تلاشهای خود مبارزه شان را ایجــاد و ادامه داده اند؛ نه با تکیه بر قدرتهای استبدادی - استعماری؛ و نه بنابر زور سلاح! و سلطه گری بر مردمی که قرار است او را نجات دهند؟! و اینهم زمانی میسر میشود که یک مبارزه حاصلِ ایمان، تلاش، و فداکاری اعضایش باشد؛ نه دکانی برای منفعت طلبی و باندبازی و سرقت و دزدی. باشد که چنین راه و روشی در جوامع ما رایج شود و بشریت مسلمان و احزاب و سازمانها را از وابستگی به اجانب و از وابستگی به زور سلاح بی نیاز گرداند؛ و به تبع آن این رسم توحیدی و استقلال طلبانه (که تکیه گاه موحدین آزادیخواه است) به مردم ثابت نماید که احزاب و سازمانها و اعضایشان، نه مُفت خوارانی انگل و سربار مردم! یا وابسته به اجانب سلطه گر، بلکه فعالان و تلاشگران متکی بخود هستند و بصورت سازماندهی شده کار و فعالیت میکنند. و بدین مناسبت، بحث توحید و استقلال از رهبر سماء در دو بخشِ صوتی و تصویری و به مثابۀ بُعد نظری این روشِ توحیدی و استقلال طلبانه تقدیم می گردد. همچنین در ادامۀ این بحث اساسی، یک مُستند تصویری (ویدیویی) از کار و فعالیتِ موحدین آزادیخواه در شِعبهای استقلال و مقاومت (که منعکس کنندۀ بُعد عملی این خط توحیدی و استقلال طلبانه است) در اختیار دوستدارانِ این مسیر ابتکاری و عزتبخش قرار می گیرد.

 
 
 
 

کُفر و کافِر و تبیینِ تعامل قرآنی - کافر کسی نیست که خدا و دین مُشخصی ندارد، چنین کسی میتواند جاهل باشد، مشرک باشد، بی دین باشد و....... بلکه کافر به الله و رسولان (همچنانکه ذکر شد) یعنی مُنکر، قسیُ القلب، مُعاندِ خیره سر، و پوشانندۀ حق و حقیقت. و از روی ماهیت خیره سرانه و مواضع خصمانه و روش زورگویانه؛ در حالی که به حقیقت دین اسلام آگاه و یا اینکه میتواند آگاه باشد، اما در برابر آن موضع انکاری و قاسیانه اتخاذ می کند؛ موضعی که هم میتواند تبلیغی - تعلیمی باشد، و هم میتواند جنگی - مُسلحانه باشد. بنابر این، کافر یعنی مُنکرِ رسالت توحیدی و اهل عناد و عداوت با اسلام و مسلمین، نه کسی که نظرات و مواضع متفاوت و مختلف با اسلام و مسلمین دارد، و از روی فکر و عقیده به قناعت دیگری رسیده است. چنین کسی دگراندیش - نامسلمان است و محترمانه نظرات و مواضع خود را مطرح می سازد و منصفانه اسلام و مسلمین را نقد می نماید و به چیزهای دیگری می رسد، اما در همان حال ممکن است در مواردی دارای اشتراکات نظری و عملی با اسلام و مسلمین باشد.

 
 
 
 
 
 
 
 

مصدر اصلی مطالب و مواضع سماء - مصدر اصلی مطالب و مواضع فکری، فرهنگی، و سیاسی سازمان موحدین آزادیخواه ایران، شبکۀ سماء: samaa.org است. بنابر این، مطالب و مواضع نهایی سماء تنها از این شبکه قابل اخذ و دریافت می باشد. و آنچه خارج از این شبکه وجود دارد: اولا ممکن است از اصلاح و تجدید نظرهایی که در مطالب و مواضع سماء صورت می گیرد، بی بهره بماند. ثانیا به علت مشکلات پخش و نشر و احتمال تحریفات عَمدی، دریافت مطالب و مواضع نهایی از شبکۀ سمـاء یک امر ضروری است. و طبعا اگر متن و مطلبی (در هر جا و مکانی) با متون و مطالب شبکۀ سماء متفاوت و مختلف باشد، سماء در برابر آن مسئولیتی نخواهد داشت.

 
 
 
 
 

مُخاطبان مُوَحِدین آزادیخواه - سازمان موحدین آزادیخواه ایران، جهت احیای مُجدد اسلام ومسلمانی و ابلاغ و ارائۀ اسلام اجتهادی (توحید و آزادی) و حاکمیت و اقامۀ دین توحیدی اسلام بوجود آمده است. اینست که مخاطبان اصلی و بالفعل موحدین آزادیخواه، مسلمین و جوامع اسلامی و کسانی هستند که دنبال ماهیت واقعی اسلام و حقیقت دین اسلام هستند، نه ثبوت حقانیت آن و نه ثبوت خدایی بودن آن و نه ثبوت وجود الله رب العالمین. به عبارت دیگر مُحتوی و تبیینات و جوابهای موحدین آزادیخواه، بیشتر متـوجه مسلمین و کسانی است که در محدودۀ دین اسلام می اندیشند و میخـواهند اهل توحید و آزادی باشند. و همین است که افکار و عقاید سماء اکثرا برای چنین افراد و جوامعی راهگشا و قناعت آفرین است. و طبعا کسان و جریاناتی که خارج از محدودۀ اسلام و مسلمانی قرار می گیرند در مرحلۀ دوم کار واقع می شوند، و دعوت و اِقناع آنها با عبور از مرحلۀ اول معنای بیشتری میدهد.

 
 
 
 
 

اِتخاذ مَواضع روی واقعیات مُبَیَّن - زمانی امر و خبری به درستی به مردم می رسد که: اولا کل واقعیت در رابطه با امر و خبر مورد نظر در میان مردم منعکس شود (نه گوشه ها و بریده هایی از آن). بدین معنا که خبر و حَدَثی مثل جسدی مُثله شده در نیاید؛ بلکه وقوع امری و حدوث چیزی بی کم و کاست بیان و منتشر گردد. و گرنه دنیای کِذب و تهمت و عداوت بوجود می آید و کمتر سخن و خبری جای تکیه و اعتماد می شود. ثانیا هر واقعه و امر و خبری جهت مفهــوم و مُدلل شدن، باید همراه با ابلاغ و تبیین مصدر و عامل واقعه و حَدَث باشد، چرا که خیلی چیزها حادث می شوند، اما بعضی زوایا و علل آنها از انظار عمومی و نگاه رایج  پنهان و نامعلوم می مانند. اینست که جهت شناخت واقعی و موضعگیری صحیح نسبت به هر امر و خبر و روی دادی (علاوه بر تعقیب و دریافت تمام واقعیت)، تبیین و تفسیر مصدر و عامل وقایع و اخبار بسیار ضروری میشود. بدین ترتیب، با تحقق این دو شرط اساسی میتوان گفت که خبر رسانی درست و مناسبی صورت گرفته است.