انتخابات افغانستان - آخرین جنگ افزار سرکوب و ابتدایی ترین وسیلۀ انتخابات؛ و حضور گستردۀ خر و اُلاغ؟!

 
 
 
   
 
 
     
 
 
 
     
 
 
     
 
 
 

چهار موضوع اساسی

 
 
 
 

نمـاد مرحلۀ دوم انقلاب مصــــر: بعد از کودتای خونین جیش استبدادی - استعماریِ مصر، که بخش بزرگی از بودجۀ سالانه اش مانند سایر جیوش استبدادی - استعماری در جهان اسلام از طرف آمریکا و دُوَل ناتویی تأمین میشود، و بعد از کشتار هزاران نفری در میدان رابعه العَدَویه توسط این جیش جنایتکار، تصویر ارائه شده (چهار انگشتی - به نشانۀ وفاداری به راه  شهدای رابعه العَدَویه) نماد انقلاب مصر در مرحلۀ دوم شده است. در ضمن اوضاع انقلابی مصر را میتوان مستقیما از این مصادر دنبال نمود: الحـــــوار، الجزیره مصـر، رصـــــــد.

 
 
  طبیعت هجرت و اهـــــداف مهاجرین -
تـاریــــخ ایــــراد: ۲۴ شــوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۲
 
 
 
  اعلام موجودیت سماء (مواضع فکری - سیاسی، و روش مبارزه)
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۴ رجــب ۱۴۱۵ - ۱۵ آذر ۱۳۷۳
 
 
 
  به مناسبت اعلام موجودیت: مصاحبۀ رحیم الله یوسف زی
۱۵ شعبان ۱۴۱۵ - ۲۶ دی ۱۳۷۳
 
 
 
  تَوَکُل توحیدی (اعتماد بر قوانین توحیدیِ ناشناخته بنابر قوانین شناخته شدۀ توحیدی)
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۹ ربیع الأول ۱۴۱۵ - ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
 
 
 
  رمضان و حکمت روزه داری
تــاریــــخ ایـــــراد: ۱ رمضــان ۱۴۱۳ - ۴ اسفند ۱۳۷۱
 
 
 
 

تواضع سازمانی و تحقق سازمان و سازماندهی
تــاریــــخ ایـــــــراد: ۵ محرم ۱۴۱۳ - ۱۴ تیــــــــر ۱۳۷۱

 
 
 
  سخنرانی رهبر سماء در اولین مراسم سالگرد تأسیس: شامل نحوۀ تأسیس، مشاکل دورۀ تأسیس، دشمنان اساسی، و مواضع فکری - سیاسی. و این سند اساسی فی الواقع خلاصه ای از سماء و منهج توحیدی و آزادیخواهانۀ آنست. بخش اول. بخش دوم
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۶ ذوالحجــــة ۱۴۱۲ - ۵ تیــــر ۱۳۷۱
 
 
 
  وحدت آزادی و سازمان (خودمحوری و خدامحوری)
تـــاریـــخ ایــــراد: ۸ شـــوال ۱۴۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۳
 
 
 
  بـحـثـهــــــای تـــــأسـیـــــــس (۱۴ ذوالحجـــة ۱۴۱۱ - ۵ تیــــر ۱۳۷۰):
تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت الـف

تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت بــاء
بحــــث تــــوحیــــد - قسمـــت الـف
بحــــث تـــــوحیـــد - قسمـــت بــاء
بـحــــــث آزادی - قسمــــت الـــــف
بـحــــــث آزادی - قسمـــــت بـــــاء
 
 
 
  رهبری توحیدی - اجتهادی
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۷ محرم ۱۴۱۲ ۲۷ تیر ۱۳۷۰
 
 
 
  اسلام حقیقی و اسلام عرفی  - کردی
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
  خلقت و تقوی
۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ.ش
 
 
 
  ظنّ و عِلم در میدان توحید و تَقوی
۲۷ محرم ۱۴۱۳ - ۵ مرداد ۱۳۷۱
 
 
 
  بسوی تحقق ارزش هــا
۱۲ جــــمــــــــــــــادی الاول ۱۴۱۲ - ۳۰ آبـــــــــان ۱۳۷۰
 
 
 
  شرح و تبیین سورۀ کوثر و تفسیرات فرقه ای
تــاریــــخ ایــــــراد: ۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ. ش
 
 
 
  توحید و استقلال: استقلال چگونه و با چه کسانی بدست می آید؟ (۱و۲)
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
 

دینداری مُخلصانه و تـوحیدی: إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (زُمَر - ۱۱): همانا من امر شده ام که الله را مخلصانه عبادت و اطاعت کنم، زیرا دین و قانون مختص اوست. وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (یونس - ۷۲): و امر شده ام که جــــزو مسلمین باشم. وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فُصِّلت - ۳۳): و چه چیزی بهتر از آن قول و سخنی است که کسی بسوی الله و منهج توحیدی دعوت نمود و در این راستا عمل صالح و سازنده انجام داد و گفت که من از مسلمین هستم. فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عِمران - ۶۴): و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (آل عِمران - ۱۰۲): ای اهل ایمان، در رابطه با الله و قوانینش تقوی و التزام داشته باشید، چرا که تقوای الهی و التزام توحیدی بر حق و رواست، و تنها روی دین اسلام بمیرید.

 
 
 
 
 
 
 

بازسازی امت: ترکیه در مسیر یک تصحیح اساسی و نمونه ای - بالاخره ممالک استبدادی - استعماری و دارای مرزهای جعلی و تحمیلی (درهم ریخته و از هم گسسته) با زور استبدادی - استعماری هم نمی توانند برای دراز مدت حفظ شوند، و تاریخ نیز همین را اثبات کرده است. و در نتیجه: یا باید نوسازی شده و مبانی آنها وسیعا اصلاح گردد و یا ناچارا و مُجددا تن به تجزیه بدهند، و در احسن احوال (کَرها یا طَوعا) دچار جنگهای فرسایشی و طولانی مدت و لاینحل می شوند. و بنابر این، همانطور که حالا در ترکیه راه نوسازی اختیار شده (بجای تجزیۀ مُجدد و تداوم جنگ داخلی)، در ایران ما نیز چنین راه و روشی بهتر و ممکن تر است، و خاصتا خسارت و هزینه اش هم بسیار کمتر خواهد بود. و اما کار نوسازیِ ممالک و مُصالحۀ ملی و تدوین مُجدد قانون اساسی نیز کار ساده ای نیست و جراحی بزرگی را می طلبد؛ بخصوص در ایرانی که صفوی گری و قوم پرستی و استبدادمنشی در تمام ارکانش و حتی در زندگی اجتماعی نفوذ کرده و خمیرمایۀ آن شده است. و این در حالی است که ایران مملکتی با تکثر قومی و مذهبی است، و هیچ طرفی نه حاضر است و نه میتواند از حقوق اساسی خود بگذرد. و لکن با مشاهدۀ موفقیت ها در نوسازی دولت ترکیه و برداشته شدن قدمهای محسوس تر، زمینه های گسترش و تکرار آن در بین ممالک اسلامی دیگر بسیار سهلتر خواهد گشت، و مشخصا با تعمیم و فراگیری ممالک و اوطان مـوجود و زمینه دار شدن آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی در آنها (و زنده شدن اُخوَّت اسلامی) میتوان در آنها به نوعی امت اسـلامی دست یافت و در هر یک از آنها یک امت تشکیل داد. و بدین شیوه امتهای اسلامی مثل امت اسلامی تـرکیه، امت اسلامی ایـران، امت اسلامی پاکستان، امت اسلامی عـراق، امت اسلامی افغانستان و...... میتوانند ظهور نمایند و جـــــامۀ عمل پوشند، و در سایۀ چنین امتی، ممالک موجود (که جعلی اند و درهم تنیده و ازهم گسیخته اند) حالت طبیعی پیدا کنند و دارای اساسی معنادار و اختیاری می شوند.

 
 
 
 

بهار آمد! بهار گل ها و دل ها آمد! - بهار آمد! بهار پر بار آمد! بهـار تجدید حیات آمد! بهـار دلگشا آمد! بهـار رودها و جویبارهای خروشان آمد! بهـار زنده شدن درختان و گیاهان آمد! بهار گل ها و بوی عطر آگینشان آمد! بهار جنب و جوش و فعالیت آمد! بهار نغمه خوانی پرندگان و جانداران آمد! بهار زنده دلان و بیداردلان آمد! و بهار کسانی آمد که حیات مجدد و زیبا و پر خیر بهاری، که در خلقت خدایی کرۀ ارض نهفته است، به آنها شادی و نشاط می بخشد و آنها را به یاد زنده شدن نسل بشر در روز قیامت می اندازد، و بدین مناسبت جشن شادی برپا می کنند و مَسرور و شکر گذار می شوند (بهار توحید و آزادی). البته هیچ نکته و تشبیهی به پای توصیف قرآنی نمی رسد، آنگاه که قیامت و زنــده شدن انسان ها را به بهار گل ها و گیاهان تشبیه می کند، و می خواهد بگـوید: بهار آمد! قیامت آمد! و ما موحدین آزادیخواه بهار حیات و سر زندگی را به همۀ مسلمین و مردم ایران و بهار دوستان تبریک می گوییم، به این امید که بهاران آینده، همراه با آزادی و مردمسالاری و آزادی زندانیان و بازگشت مهاجران باشد، همان کسانی که در راه خدا و خلق دچار رنج ها و مشقت ها شدند. نوروز بهاری و تجدید حيات و شکوفایی

 
 
 
 

باز تعریف فرد و جامعۀ مُترقی - مُترقی کسی یا جامعه ای است که از حقوق اساسی خویش، اعم از فردی و فکری و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و خانواده ای و...... اطلاع و آگاهی دارد، و خاصتا از حقوق اولیه خود نمی گذرد (مگر از روی فداکاری)؛ و برای کسب حداکثر حقوقش تلاش و مبارزه می نماید. و انسان و جامعۀ مترقی در همان حال که از حقوق اساسی خویش مطلع و آگاه است و در راه کسب و حصول آن تلاش میکند، و لکن از حقوق افراد و جوامع بشری و من جمله در جامعۀ خویش غافل نیست؛ و از دو جهت بهره مندی و محرومیت آنها را از خودش و وابسته به خودش میداند و خود را جزئی از آنها قلمداد میکند: یکی از جهت وجدانی و عاطفۀ انسانی و اطمینان و اضطرابی که در رابطه با وضع دیگران و محرومیت و بهره مندی آنها پیدا می کند. و دیگری از بُعد عقلی و عملی: بدین معنا که سرنوشت خوب و بد دیگران را (در این دنیا) در وضع و حال خویش مؤثر می بیند؛ و بر این نظر است که وضع خاص و زندگی مناسب به تنهایی برای او بوجود نمی آید؛ و از این جهت نسبت به وضع خوب و بد دیگران بی تفاوت نمی شود. عکس انسانهای عقب مانده و تماشاچی؛ که در برابر اعضای خانواده شان هم احساس مسئولیت نمی کنند؛ و حتی نسبت به وضع و جسم و جان خویش بلا احساس بوده و کلا نامسئولانه تعامل و حرکت می کنند؟! و بر این اساس همۀ فعالان و مبارزان حقیقی و سابقه داری که عملکرد آنها (در ابعاد مختلف) بیانگر ماهیت آنهاست، جزو افراد مترقی و مسئولیت شناس بحساب می آیند. و اما نشانۀ فرد نادان و جامعۀ عقب مانده آنست که از حقوق اساسی خویش بی خبر و حقوق اولیه اش نیز پایمال میشود؛ بدون اینکه حتی برای دفاع و یا اعادۀ آن سعی و تلاش مؤثری نماید؟! بگذریم از حقوق دیگران! که آن را هیچ به خودش مربوط نمی داند!!! و در رابطه با ماهیتِ زندگی فردی و اجتماعی و ترابط آن با یکدیگر فکر و تفکری ندارند؟! چنین افراد و جوامعی نادان و بیچاره و عقب مانده تلقی می شوند و هر آنچه بسرشان می آورند تحمل می کنند؛ همان افراد و جوامعِ دست به کلاهی که دستشان را روی کلاهشان گذاشته اند؛ تا نکند بادی آن را با خود ببرد؟! غافل از اینکه اصلا کلاهی برایشان باقی نمانده و مدتهاست که بی کلاه شده اند؟! اما بنابر غفلت و نادانی و ناتوانی متوجه نیستند و به قول قرآن غافل و ظالم در حق خویش محسوب می شوند؟! و از این نظر باید بر اکثریت بشریت تأسف خورد و گفت: وای بر این بشریت که چقدر غافل و بیچاره و چقدر مظلوم و درمانده است؟!

 
 
 
 

در عبور از تجزیه طلبی و اِنکار شعوب - زوایای تجزیه و استقلال و فرق و اختلاط آنها: بنابر ماهیت موضوع (و درهم تنیدگی و از هم گسیختگی اراضی محل تنازع) بیشتر استقلال طلبان: هم تجزیه طلب هستند و هم استقلال طلب؛ و این واقعیتِ تلخ به همان طرح و تعامل استعماری - استبدادی با ممالک مُختلفه و درهم تنیدن و ازهم گسیختن آنها بر می گردد، طرح و تعاملی که بیشترِ ممالک و جوامع بشری و مشخصا جوامع اسلامی را بهم زده و مرز و محدودۀ مشخصی را باقی نگذاشته اند. و بدین خاطر استقلال طلبان خود بخود (و خواه ناخواه) تجزیه طلب می شوند؛ چرا که بدنبال آنند که از عمقِ جوامع و ممالک درهم تنیده مملکت و جامعۀ مستقلی بیرون بکشند؛ کاری که به طبیعت حال مایۀ اختلاف و جنگ و تنازع می شود. اما از طرف دیگر با توجه به اینکه اقوام و شعوبِ جدایی طلب (که خود قبلا تجزیه و متلاشی گشته اند) مورد ظلم و تبعیض قرار می گیرند و مطالبات آنها به رسمیت شناخته نمی شود و حقوق اساسی آنها پایمال می گردد، در نتیجه آنها نیز به فکر استقلال و جدایی می افتند. و لکن از شدت ظلم و تجـاوز (و یا تحریکات هدفدار و حمایت خارجی) فـراموش می کنند که طرف مقابل در پی هضم و ذوب آنهاست و حتی حقوق اساسی و داخلی آنها را به رسمیت نمی شناسد؛ چه برسد به استقلال و جدایی آنها؟! بگذریم از اینکه آنها را اصلا بعنوان قوم و شعب و ملت به رسمیت نمیشناسند و آنها را به شیوه های مختلف انکار و به اقلیتهای قومی تقلیل میدهند؛ و در احسن احوال آنها را در چنین محدوده هایی می پذیرند؟! تقلیلی که در ذات خودش، هم ظلم و غدر است و هم مبنای ظلمها و غدرهای دیگر میشود. و همین است که در ممالکِ درهم ریخته و ازهم گسیخته داستان جدایی و استقلال نیز امری صعب العبور شده است؛ و بدین ترتیب نه اتحـاد و همزیستی بوجود می آید و نه جدایی و استقلال حاصل می شود.

 
 
 
 

کمکهای مُتقابل دُوَل غربی و نظام ولايت مُطلقه - دُوَل غربی و نظام ولایت مطلقه از اول تا حال دارای روابطی پیچیده و دشمنی ها و همکاریهای زیادی بوده اند. اما حقیقتا دشمنی های غرب بیشتر برای مهار و استخدام نظام ولایت مطلقه بوده، نه برای تغییر و اِسقاط آن؛ و کمک به حکومت بعثی عراق در جریان جنگ هشت سالۀ صدام و خمینی، و یا همکـاری گسترده با مخالفین مسلح ایرانی، نمونۀ این دشمنی ها جهتِ مهار و استخدام آن بوده است. این بود که با ترک ظاهری مسئلۀ صدور انقلاب (توسیع شیعه گری صفوی) بعد از مرگ خمینی و نوشیدن جام زهر آتش بس، کمک به مخالفان این نظام هم پایان پذیرفت! و حتی امثال سازمان مجاهدین خلق طی زد و بندهای بعدی ملحق به فهرست ارهابیون گشتند. و از همین رو میباشد که بعد از مرگ خمینی و پذیرش آتش بس با عراق، اکثر دشمنی ها جنبۀ تبلیغـاتی و هیاهو را داشته! و در پنهان و پشت پرده؛ اصلِ مسئله مبنی بر معاملات و زد و بند بوده است.

 
 
 
 

توازن و هم وزنی؛ اساسِ صلح و همزیستی - ادعای نظام ولایت مطلقه مبنی بر وحدتِ شیعه و سنی من البدایه مُفتضح و رُسوا بود، و افتضاح و رسوایی آن لااقل بعد از تحمیل قانون اساسی فرقه ای - ولایت فقیهی به اثبات رسید، زیرا مدعیان ولایت فقیهیِ وحدت شیعه و سنی قبل از هر چیز فرقه باز و لعنتچی بودند، و مرحوم احمد مفتی زاده نمونۀ قربانیان این ادعای دجالانه و دروغین قلمداد میشود، همان کسی که به قانون اساسی ولایت فقیهی نه گفت و حاضر نشد آن را تأیید نماید. بدین ترتیب امروزه صحبت از اتحاد شیعه و سنی از طرف نظام ولایت مطلقه مُضحکه ای بیش نبوده و حتی مسخره بحساب می آید، چرا که در نظام ولایت مطلقه (بگذریم از اهل سنت و از جریانات توحیدی و آزادیخواه)  حتی جریانات شیعی و مراجع شیعه نیز سرکوب و خفه شده اند.

 
 
 
 

اِرهاب و قِتال از مَنظر قرآن و حقایق عیان - ارهاب (و به اصطلاح غربی: تِروریسم) امروزه دو معنا پیدا کرده است: يکى معناى واقعى و حقيقى، که عبارتست از وحشت آفرينى و ایجـاد خوف و ناامنی و سلب امنیت از جان و مال و ناموس مردم و مخالفان مدنی، پدیده ای که با قتل و کشتار و آدم ربایی به اوج خود می رسد. و دیگری معنای استعماری - استبدادی، که عبارتست از مقابلۀ مسلحانه با اشغالگرانِ استعماری و سلطه گرانِ استبدادى، اشغالگران و سلطه گرانی که به زور جنگ و سرکوبگری ممالک مُختلفه را اشغال و غارت و بر جوامع بشری و مشخصا بر جوامع اسلامی مسلط شده اند. همچنین ارهـاب و تروریسم نزد استعمارگران و استبدادیان از دشمنان ضعیف و شکننده استنتاج میشود؛ دشمنان سازش ناپذیری که سرکوب شدن آنها (چه مسلح چه سیاسی چه فکری و عقیدتی) مُجاز و حتی ضروری میباشد؟! بدین معنا که مخالفان و دشمنانی (صرف نظر از ماهیت و روش حرکت و عملکردشان) ضعیف و شکننده تلقی شده و در فهرست سیاه قرار داده می شوند و علیه آنها اعـــــلام جنگ صورت می گیرد.
مصادر و مصاديق ارهابِ عصر ما:

١- دولتهای مسلحِ هسته ای: چه دولت و  جامعه ای در اين دنيا وجود دارد که.........
٢- پيمان ناتــو (دُوَل ناتـویی): چه دولت و مملکت و جامعه اى روى زمين است که.........

۳- ممــالک جعــلی - تحمیلی: چه قوم و جامعه ای است که.........
۴-
نظامهای استبدادی: چه انسان و اجتماع و گروهى روى زمين وجود دارد که.........
۵-
سازمان هاى جاسوسى: چه جامعه و دولت و جريانى وجود دارد که.........
۶-
جیوش و نيروهاى مسلح: چه انسان و جامعه و گروهى در اين دنيا وجود دارد که.........
۷-
اسلحۀ خطرناک و مُخرِّب: چه فرد و خانواده و جامعه اى است که.........
۸- زندان، اعدام، شکنجه و......: زندان ، اعدام، شکنجه، تبعيد، محروميت شغلى و ديگر وسايلى که.........
۹-
نمایش جنگى (مانـور نظامی): فلسفۀ نمایش جنگى، که.........
۱۰-
اَفلام و شبکه هاى ارهابی: امروزه از طرف دولتهاى استعمارگر و اسلحه فروش و جنگ افروز.........
۱۱-
محاصرۀ مـالی و اقتصادی: بعد از روح و جان، همۀ بشريت نگران زندگى معيشتى و اقتصادى خویش میباشد.........

 
 
 
 
 
 
 
 

مصدر اصلی مطالب و مواضع سماء - مصدر اصلی مطالب و مواضع فکری، فرهنگی، و سیاسی سازمان موحدین آزادیخواه ایران، شبکۀ سماء: samaa.org است. بنابر این، مطالب و مواضع نهایی سماء تنها از این شبکه قابل اخذ و دریافت می باشد. و آنچه خارج از این شبکه وجود دارد: اولا ممکن است از اصلاح و تجدید نظرهایی که در مطالب و مواضع سماء صورت می گیرد، بی بهره بماند. ثانیا به علت مشکلات پخش و نشر و احتمال تحریفات عَمدی، دریافت مطالب و مواضع نهایی از شبکۀ سمـاء یک امر ضروری است. و طبعا اگر متن و مطلبی (در هر جا و مکانی) با متون و مطالب شبکۀ سماء متفاوت و مختلف باشد، سماء در برابر آن مسئولیتی نخواهد داشت.

 
 
 
 
 

مُخاطبان مُوَحِدین آزادیخواه - سازمان موحدین آزادیخواه ایران، جهت احیای مُجدد اسلام ومسلمانی و ابلاغ و ارائۀ اسلام اجتهادی (توحید و آزادی) و حاکمیت و اقامۀ دین توحیدی اسلام بوجود آمده است. اینست که مخاطبان اصلی و بالفعل موحدین آزادیخواه، مسلمین و جوامع اسلامی و کسانی هستند که دنبال ماهیت واقعی اسلام و حقیقت دین اسلام هستند، نه ثبوت حقانیت آن و نه ثبوت خدایی بودن آن و نه ثبوت وجود الله رب العالمین. به عبارت دیگر مُحتوی و تبیینات و جوابهای موحدین آزادیخواه، بیشتر متـوجه مسلمین و کسانی است که در محدودۀ دین اسلام می اندیشند و میخـواهند اهل توحید و آزادی باشند. و همین است که افکار و عقاید سماء اکثرا برای چنین افراد و جوامعی راهگشا و قناعت آفرین است. و طبعا کسان و جریاناتی که خارج از محدودۀ اسلام و مسلمانی قرار می گیرند در مرحلۀ دوم کار واقع می شوند، و دعوت و اِقناع آنها با عبور از مرحلۀ اول معنای بیشتری میدهد.

 
 
 
 
 

اِتخاذ مَواضع روی واقعیات مُبَیَّن - زمانی امر و خبری به درستی به مردم می رسد که: اولا کل واقعیت در رابطه با امر و خبر مورد نظر در میان مردم منعکس شود (نه گوشه ها و بریده هایی از آن). بدین معنا که خبر و حَدَثی مثل جسدی مُثله شده در نیاید؛ بلکه وقوع امری و حدوث چیزی بی کم و کاست بیان و منتشر گردد. و گرنه دنیای کِذب و تهمت و عداوت بوجود می آید و کمتر سخن و خبری جای تکیه و اعتماد می شود. ثانیا هر واقعه و امر و خبری جهت مفهــوم و مُدلل شدن، باید همراه با ابلاغ و تبیین مصدر و عامل واقعه و حَدَث باشد، چرا که خیلی چیزها حادث می شوند، اما بعضی زوایا و علل آنها از انظار عمومی و نگاه رایج  پنهان و نامعلوم می مانند. اینست که جهت شناخت واقعی و موضعگیری صحیح نسبت به هر امر و خبر و روی دادی (علاوه بر تعقیب و دریافت تمام واقعیت)، تبیین و تفسیر مصدر و عامل وقایع و اخبار بسیار ضروری میشود. بدین ترتیب، با تحقق این دو شرط اساسی میتوان گفت که خبر رسانی درست و مناسبی صورت گرفته است.