دروغهای کیهانی؟؟؟ کیهان خامنه ای و عنوانهای درشت و شاخدارش و مواضع پر کینه و تکفیری اش:

 
 
 
 

هر کسی و هر حزب و سازمانی و هر نظام و حکومتی در رابطه با افکار و عقاید مختلف و جهات و موضوعات گوناگون میتواند دارای یکی از این مواضع اساسی باشد:

۱- میتواند موضع موافق و هم رأی داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۲- میتواند موضع مخالف و متفاوت داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۳- میتواند موضع جنگی و مسلحانه داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

 
 
 
 

ایران مسلمان: خلیج همیشه فارس یا خلیج مسلمین؟! خلیج همیشه فارس پیام تفرق و تنازع و تنش به ممالک و جوامع عربی و نشان دادن چراغ سبزِ حضور به استعمارگران و اجانب اسلام ستیز است. اما خلیج مسلمین پیام اُخوَّت و تصالح و همزیستی به ممالک و جوامع عربی و کلا جهان اسلام، و مأیوس کردن اَعدای امت اسلام و اجانب اشغالگری است که مدتهاست این خلیج ایرانی - عربی را (در سایۀ تفرق و تنازع) به تصرف خود درآورده اند.

 
 
 
 

انتخابات افغانستان - آخرین جنگ افزار سرکوب و ابتدایی ترین وسیلۀ انتخابات؛ و حضور گستردۀ خر و اُلاغ؟!

 
 
 
   
 
 
     
 
 
 
     
 
 
     
 
 
 

چهار موضوع اساسی

 
 
 
 

نمـاد مرحلۀ دوم انقلاب مصــــر: بعد از کودتای خونین جیش استبدادی - استعماریِ مصر، که بخش بزرگی از بودجۀ سالانه اش مانند سایر جیوش استبدادی - استعماری در جهان اسلام از طرف آمریکا و دُوَل ناتویی تأمین میشود، و بعد از کشتار هزاران نفری در میدان رابعه العَدَویه توسط این جیش جنایتکار، تصویر ارائه شده (چهار انگشتی - به نشانۀ وفاداری به راه  شهدای رابعه العَدَویه) نماد انقلاب مصر در مرحلۀ دوم شده است. در ضمن اوضاع انقلابی مصر را میتوان مستقیما از این مصادر دنبال نمود: الحـــــوار، الجزیره مصـر، رصـــــــد.

 
 
  طبیعت هجرت و اهـــــداف مهاجرین -
تـاریــــخ ایــــراد: ۲۴ شــوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۲
 
 
 
  اعلام موجودیت سماء (مواضع فکری - سیاسی، و روش مبارزه)
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۴ رجــب ۱۴۱۵ - ۱۵ آذر ۱۳۷۳
 
 
 
  به مناسبت اعلام موجودیت: مصاحبۀ رحیم الله یوسف زی
۱۵ شعبان ۱۴۱۵ - ۲۶ دی ۱۳۷۳
 
 
 
  تَوَکُل توحیدی (اعتماد بر قوانین توحیدیِ ناشناخته بنابر قوانین شناخته شدۀ توحیدی)
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۹ ربیع الأول ۱۴۱۵ - ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
 
 
 
  رمضان و حکمت روزه داری
تــاریــــخ ایـــــراد: ۱ رمضــان ۱۴۱۳ - ۴ اسفند ۱۳۷۱
 
 
 
 

تواضع سازمانی و تحقق سازمان و سازماندهی
تــاریــــخ ایـــــــراد: ۵ محرم ۱۴۱۳ - ۱۴ تیــــــــر ۱۳۷۱

 
 
 
  سخنرانی رهبر سماء در اولین مراسم سالگرد تأسیس: شامل نحوۀ تأسیس، مشاکل دورۀ تأسیس، دشمنان اساسی، و مواضع فکری - سیاسی. و این سند اساسی فی الواقع خلاصه ای از سماء و منهج توحیدی و آزادیخواهانۀ آنست. بخش اول. بخش دوم
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۶ ذوالحجــــة ۱۴۱۲ - ۵ تیــــر ۱۳۷۱
 
 
 
  وحدت آزادی و سازمان (خودمحوری و خدامحوری)
تـــاریـــخ ایــــراد: ۸ شـــوال ۱۴۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۳
 
 
 
  بـحـثـهــــــای تـــــأسـیـــــــس (۱۴ ذوالحجـــة ۱۴۱۱ - ۵ تیــــر ۱۳۷۰):
تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت الـف

تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت بــاء
بحــــث تــــوحیــــد - قسمـــت الـف
بحــــث تـــــوحیـــد - قسمـــت بــاء
بـحــــــث آزادی - قسمــــت الـــــف
بـحــــــث آزادی - قسمـــــت بـــــاء
 
 
 
  رهبری توحیدی - اجتهادی
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۷ محرم ۱۴۱۲ ۲۷ تیر ۱۳۷۰
 
 
 
  اسلام حقیقی و اسلام عرفی  - کردی
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
  خلقت و تقوی
۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ.ش
 
 
 
  ظنّ و عِلم در میدان توحید و تَقوی
۲۷ محرم ۱۴۱۳ - ۵ مرداد ۱۳۷۱
 
 
 
  بسوی تحقق ارزش هــا
۱۲ جــــمــــــــــــــادی الاول ۱۴۱۲ - ۳۰ آبـــــــــان ۱۳۷۰
 
 
 
  شرح و تبیین سورۀ کوثر و تفسیرات فرقه ای
تــاریــــخ ایــــــراد: ۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ. ش
 
 
 
  توحید و استقلال: استقلال چگونه و با چه کسانی بدست می آید؟ (۱و۲)
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
 

دینداری مُخلصانه و تـوحیدی: إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (زُمَر - ۱۱): همانا من امر شده ام که الله را مخلصانه عبادت و اطاعت کنم، زیرا دین و قانون مختص اوست. وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (یونس - ۷۲): و امر شده ام که جــــزو مسلمین باشم. وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فُصِّلت - ۳۳): و چه چیزی بهتر از آن قول و سخنی است که کسی بسوی الله و منهج توحیدی دعوت نمود و در این راستا عمل صالح و سازنده انجام داد و گفت که من از مسلمین هستم. فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عِمران - ۶۴): و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (آل عِمران - ۱۰۲): ای اهل ایمان، در رابطه با الله و قوانینش تقوی و التزام داشته باشید، چرا که تقوای الهی و التزام توحیدی بر حق و رواست، و تنها روی دین اسلام بمیرید.

 
 
 
 
 
 
 

أطیعوا الأمریکا و أطیعوا الصَهاینة و اوُلي الأمر مِنهُم! وضعیتی که در سایۀ عوامل ناکام کننده در جهان اسلام و در جوامع اسلامی بوجود آمده و عملا بدان تن داده شده و علنا حاکم و مسلط شده بسیار وخیم و ویران است؛ و انگار طی قرون متمادی بجای دین اسلام و اجرای آیات قرآن و تبعیت از مناهج توحیدی! به راه طاغوتیان و تسلیم به شیاطین جبار و تبعیت از حکام کافرکیش دعوت شده اند؛ و از آنها چنین امری طلب شده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ بالذِّلة و المَسکَنة! أطیعوا الأمریکا و أطیعوا الصَهاینة و اوُلی الأمر مِنهُم: ای کسانی که به ذلت و بیچارگی ایمان آورده و تن به تسلیم و پستی داده اید، از آمریکا و از استعمار صهیونی و از حاکمانی که برایتان تعیین می کنند اطاعت و پیروی نمایید. و متأسفانه این واقعیت که مسلمین و جوامع اسلامی به چنین روزگاری افتاده و عملا به چنین وضعیتی دچار شده اند، بسیار واضح و آفتابی است؛ و اثبات آن برای خاص و عام کاری بسیار سهل و ساده است. و حقیقتا عموم مسلمین و جوامع اسلامی (کَرها اَو طَوعا) بجای اطاعت از الله و رسول و حاکمان اسلامی، از هر ظالم و طاغوت و کافرکیشی و مشخصا (و در زمانۀ ما) از آمریکا و غاصبان صهیونی و عُمّال و دست نشاندگان آنها تبعیت و اطاعت نموده و آشکارا تحت امر آنها قرار گرفته اند! و حتی فسق و فسادِ عملی و معاصی مُبین و شرابخواری و فاحشه گری (که آن را ترویج و تحمیل می کنند) آنها را مُتنبِّه و مُتأثر و در موضع مخالفت و مقابله نمی اندازد.

 
 
 
 

بزرگترین اعتراف ۳۶ ساله در نظام ولایت مطلقه - (سخنان منتشر نشدۀ هاشمی رفسنجانی): آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظامِ ولایت مطلقه سخنانی در رابطه با ماهیت نظام ولایت مطلقه و مبنی بر فرقه گری و لعنت صحابه ایراد نموده که در تاریخ نظام ولایت مطلقه (و در رأس هَرَم آن) بی سابقه بوده و بزرگترین اعتراف بحساب می آید؛ و حتی از اعترافات و افشاگریهای مرحوم حسینعلی منتظری پیشی می گیرد. و جالب اینست که این اعتراف با صوت و صورت انجام گرفته و در شبکۀ خودشان منتشر شده است. و اینهم متن این صوت و صورت: از لعنت صحابه به داعش رسیدیم!
حال سؤال اینست: پس پایمال کردن دیگران و زیر گرفتن مقدسات آنها (با اَشَدِّ الفاظ!) قرار است چه نتیجه ای بدهد؟! آری؛ درست است که این اعتراف کلیدی بیانگر قطره ای از دریای خصومت و عداوتِ نظام ولایت مطلقه با مسلمین و هتاکی در حق صحابه و خلفای راشده است، لکن همین قطره نیز به مثابۀ مشت نمونۀ خروار است. و در این مختصر آشکارا تصریح شده که: ما - نظام ولایت مطلقه - منشاء نزاع مذهبی و جنگ شیعه و سنی در جهان اسلام شدیم (از طریق شیعه گری و لعنت صحابه و عُمرکشان و.......)، کاری که حقیقتا برای جلب رضایت کفار اشغالگر غربی و همدستی با آنها (روی حساب مسلمین!) و تهییج و استخدام شیعه یان صورت گرفت؛ و شخص رفسنجانی و همچنین محمد خاتمی و امثالهم در این روش خبیث نقش اساسی بازی کردند.  

 
 
 
 

اعترافات بی بی سی در رابطه با وضعیت عوامل غرب در سوریه: متحدان آمریکا در سوریه در حال شکست و نابودی اند - جمال معروف، فرمانده جبهه انقلابی سوریه که پیش از حملات آمریکا، علیه داعش اعلام جنگ کرده بود، در قبال حمله به جبهه نصرت سکوت کرد که به معنای پذیرش این اقدام از سوی او تعبیر شد. او یکی از مهم‌ترین متحدان استراتژیک آمریکا بود،اما تحولات اخیر نشان داد که این موضوع کمکی به او و بقای جبهه انقلابی سوریه نکرد. آقای معروف جبهه نصرت را متهم کرد که با داعش در حملاتش همکاری می‌کند، هر چند که این دو گروه خود با هم درگیر بودند. گروه دیده‌بان حقوق بشر سوریه مستقر در بریتانیا هم می‌گوید پیکارجویانی از داعش در حمله جبهه نصرت به پایگاه‌های جبهه انقلابی سوریه و جنبش حزم حضور داشته‌اند. گذشته از این که آنها همکاری می‌کردند یا نه، نقشه جنگی سوریه نشان می‌دهد که به جز مناطقی که در اختیار حکومت سوریه است، بیشتر مناطق کشور در اختیار گروه‌های تندروی جهادی است. اکنون شکست جبهه انقلابی سوریه و جنبش حزم کار را برای نیروهای ائتلاف برای پیدا کردن گروه‌های مسلح میانه‌رو و آموزش آنها برای نبرد با گروه‌های تندرو بسیار دشوار خواهد کرد.

 
 
 
 

کدامیک قوی ترند: دروغهای کیهانی یا بمبهای امریکی؟! کیهان امنه ای - ولایت فقیهیی میگوید: علیرغم حمایت آمریکا و ترکیه از تروریستها!!! مقاومت مردم کوبانی!!! داعش را به زانو!!! درآورد. آری، شیوۀ تعامل این صفویهای ساخته چی و اهل سَبّ و بُهتان از همان آغاز (و من البدایه) چنین بوده است؛ و کارشان روی تزویر و تحریف و تقیه بنا شده است؛ و بهمین شیوه با اسلام و قرآن و صحابه و خلفای راشده (و کل مخالفانِ قدیم و جدید) رفتار نموده اند. و این روش صفوی و پُر خبث و کینه، از این حدیث و منهج صفوی الهام می گیرد: حدیث سَبّ و بُهتان: (الکافی - 2: 375) محمد، عن محمد بن الحسین، عن البزنطی، عن داود بن سرحان، عن أبی عبدالله علیه السلام، قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اذا رأیتُم اهلَ البِدَعِ و الرَّیبِ من بعدی فَـاَظهِروا البراءةَ منهم و اَکثِروا من سَبِّهم و القولَ فیهم و الوَقیعةَ و باهِتُوهُم حتی لایَطمَعوا فی الفساد فی الاسلام و یَحذَرَهُم الناسُ و لایَتعلّمون من بِدَعِهم یَکتبُ اللهُ لکم بذلک الحسنات و یَرفعُ لکم به الدرجات.

 
 
 
 

 

 
 
 
 

۱۱ مهر روز کار و استقلال (خود اِتکایی) بر موحدین و استقلال طلبان مبارک باد - آری؛ احزاب و سازمانها و اعضایشان باید اثبات نمایند که با تکیه بر زحَمات و تلاشهای خود مبارزه شان را ایجــاد و ادامه داده اند؛ نه با تکیه بر قدرتهای استبدادی - استعماری؛ و نه بنابر زور سلاح! و سلطه گری بر مردمی که قرار است او را نجات دهند؟! و اینهم زمانی میسر میشود که یک مبارزه حاصلِ ایمان، تلاش، و فداکاری اعضایش باشد؛ نه دکانی برای منفعت طلبی و باندبازی و سرقت و دزدی. باشد که چنین راه و روشی در جوامع ما رایج شود و بشریت مسلمان و احزاب و سازمانها را از وابستگی به اجانب و از وابستگی به زور سلاح بی نیاز گرداند؛ و به تبع آن این رسم توحیدی و استقلال طلبانه (که تکیه گاه موحدین آزادیخواه است) به مردم ثابت نماید که احزاب و سازمانها و اعضایشان، نه مُفت خوارانی انگل و سربار مردم! یا وابسته به اجانب سلطه گر، بلکه فعالان و تلاشگران متکی بخود هستند و بصورت سازماندهی شده کار و فعالیت میکنند. و بدین مناسبت، بحث توحید و استقلال از رهبر سماء در دو بخشِ صوتی و تصویری و به مثابۀ بُعد نظری این روشِ توحیدی و استقلال طلبانه تقدیم می گردد. همچنین در ادامۀ این بحث اساسی، یک مُستند تصویری (ویدیویی) از کار و فعالیتِ موحدین آزادیخواه در شِعبهای استقلال و مقاومت (که منعکس کنندۀ بُعد عملی این خط توحیدی و استقلال طلبانه است) در اختیار دوستدارانِ این مسیر ابتکاری و عزتبخش قرار می گیرد.

 
 
 
 

کُفر و کافِر و تبیینِ تعامل قرآنی - کافر کسی نیست که خدا و دین مُشخصی ندارد، چنین کسی میتواند جاهل باشد، مشرک باشد، بی دین باشد و....... بلکه کافر به الله و رسولان (همچنانکه ذکر شد) یعنی مُنکر، قسیُ القلب، مُعاندِ خیره سر، و پوشانندۀ حق و حقیقت. و از روی ماهیت خیره سرانه و مواضع خصمانه و روش زورگویانه؛ در حالی که به حقیقت دین اسلام آگاه و یا اینکه میتواند آگاه باشد، اما در برابر آن موضع انکاری و قاسیانه اتخاذ می کند؛ موضعی که هم میتواند تبلیغی - تعلیمی باشد، و هم میتواند جنگی - مُسلحانه باشد. بنابر این، کافر یعنی مُنکرِ رسالت توحیدی و اهل عناد و عداوت با اسلام و مسلمین، نه کسی که نظرات و مواضع متفاوت و مختلف با اسلام و مسلمین دارد، و از روی فکر و عقیده به قناعت دیگری رسیده است. چنین کسی دگراندیش - نامسلمان است و محترمانه نظرات و مواضع خود را مطرح می سازد و منصفانه اسلام و مسلمین را نقد می نماید و به چیزهای دیگری می رسد، اما در همان حال ممکن است در مواردی دارای اشتراکات نظری و عملی با اسلام و مسلمین باشد.

 
 
 
 

شهید یعنی چه؟ و چه کسی شهید است؟ قبل از هر چیز باید دانست که شهید و شهادت و تشَهُّد و....... اصطلاحات قرآنی و اسلامی هستند، و همۀ آنها مشخصا به دو معنا آمده اند: یکی به معنای حضور و عینیت، و دیگری به معنای بلندی و برجستگی. در بیشتر موارد قرآنی، کلمۀ شهید (که صیغۀ مبالغه است) به معنای حضور و عینیت آمده است، مثل: إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (حج - ۱۷): الله نسبت به هر چیـزی بسیار حاضر و ناظر است. یا این آیه: وَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً (نساء - ۱۵۹): و الله در روز قیامت برآنان بسیار حاضر و ناظر است. همچنین مسئلۀ شهادت شاهدان، که دارای همین معنا میباشد، در قــرآنِ مُنیر چنین بیان شده است: وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ (بقره -۲۸۲): از مردان مسلمان دو حاضر و ناظر بیاورید. یا این آیه که می فرماید: فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ (نساء - ۱۵): در رابطه با ادعای آنان چهار شاهد از مسلمین طلب کنید، یعنی چهار مسلمانی که شاهد و ناظر بوده اند، زیرا شاهد باید حضور عینی داشته باشد. در این آیه نیز: عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ (انعام - ۷۳): الله عالم به غیب و حاضر است، یعنی عالم به دنیای غیب و ناپیدا و عالم به دنیای حاضر و عینی.

 
 
 
 

مُهم جواب استعمار و استبداد و میزان آنست - آنچه مدنظر موحدین آزادیخواه است، وسعت جنایات، قتلِ عام مردم، و ویرانگری غاصبان و آدمکشان استعماری - صهیونی نیست، بلکه آنچه مُهم و اساسی و تحول آفرین است، حجم و نحوۀ پاسخ نیروهای آزادیخواه و استقلال طلب به این وحوش استعماری و استبدادی است، تا جایی که آنچه استعمارگران و استبدادیان بشر ستیز علیه آزادیخواهان و استقلال طلبان مسلمان بنابر تهمت و افتراء بر زبان میرانند و آنها را بنابر هوی و هوس ارهابی و ستیزه جو میخوانند، عملا متحقق شود، تا در نتیجۀ آن استعمارگران اشغالگر و غاصبان صهیونی و برپا کنندگان نظامهای استبدادی فرار را بر قرار ترجیح دهند و دست از اشغالگری و جنایتکاری در ممالک و جوامع اسلامی بردارند.

 
 
 
 

استعمار صهيونى؛ نماد سلطه گری و اشغالگری عُریان غربی - امروزه اين تنها فلسطين نيست که مستعمرۀ استعمار و امپرياليسم آمريکا و وابستگان و دست نشاندگانش گرديده است، بلکه مُعظم جهان و بیشتر کرۀ ارض تحت اشغال و زير سلطۀ آنها درآمده و مستعمرۀ آمريکا و دست نشاندگانش شده است. و مشخصا کل جهان اسلام از جنوب شرقى آسيا گرفته تا آسياى ميانه، از غرب آسيا وکل جزيرة العرب گرفته تا شمال آفريقا و بل همۀ آفريقا و...... بدون استثناء، مستعمرۀ آمريکا و متحدان و همراهانش شده است آمريکاى لاتين، هند و چنین و...... از مناطق ديگرى است که علنا و عملاً مستعمرۀ دول استعمارى اروپا بودند؛ و حالا هم زیر هیمنۀ آمريکا بوده و تحت نفوذ آن در آمده اند. اصلاً فلسفه و علت اصلى ايجاد  مرزهاى استعمارى و تجزيۀ بشريت و از هم بريدن و درهم تنيدن جوامع و ملل مختلف و ساخت دُوَيلات و ممالک کوچک و ضعيف، براى سلب توان مقاومت از ملل و جوامع جهانى در برابر استعمار و امپرياليسم و استمرار سلطۀ استعمارى و امپرياليستى بوده است.

 
 
 
 

مواضعِ اصلاح طلبانِ ولایت فقیهی نسبت به تحولات و قیام اهل سنت عراق و تار و مار جیش فرقه ای  - استعماری در شمال و غرب عراق؛ مواضعی که آشکارا فرقه ای - استبدادی - استعماری و به نفع حکومت مشترک آمریکایی - ولایت فقیهی در عراق است (و طبعا این دریچه هم برای شناخت بیشتر آنها مفید می باشد). لازم بذکر است که غربیها و صفویها (بصورتِ عقیدتی و مَنهجی) یک اشتراک بسیار اساسی دارند، و آنهم پنهان سازی ماهیت خود و جعل ماهیت برای مخالفان. و از همین روست که غربیان به ماکیاولی و صفویها به تقیه چی معروف شده اند. حال به عناوینی از شبکۀ جرس و همچنین منابع آنها توجه نمایید؛ عناوینی که قیام و انقلاب اهل سنت عراق را از طرفی در داعش خلاصه می کنند، و از طرف دیگر آنها را شیاطین روی زمین معرفی می نمایند؟!

 
 
 
 

سالگرد کودتای سیسی - ناتویی - آنهایی که بنابر عداوت و دشمنی با اسلام و مسلمین و برای همراهی و هماهنگی با استبداد و استعمارِ کافرکیش و سرکوبگر، کودتای سیسی - ناتویی را تأیید کردند و کودتاچیان غدار و جنایتکار را بخاطر برکناری حکومت انتخابی محمد مرسی و قتل عام اخوان المسلمین مورد تحسین قرار دادند و آن را تبریک گفتند؛ باید جوابگوی مواضع خصمانه و خائنانه و کینه توزانۀ خود باشند. آری، تاریخ از آنها نخواهد گذشت؛ و همانطور که هنگام کودتا اعلام داشتیم: مسلمین ثابت کنند که کودتا علیه آنها نیز! مُجاز نیست؛ و طبعا اسلام ستیزان کینه دار و کافرکیش باید خوب بدانند که وقتی انتخابات و صندوقهای رأی به زور سلاح برچیده میشود، دامن همه را می گیرد؛ و بدیهی است که سلطۀ جنگی و غلبۀ غربی همیشگی نخواهد بود! و این یک قاعده است که: آزادی یا برای همه خواهد بود یا برای کسی نخواهد بود.

 
 
 
 

اصول بنیادین آزادی و آزادیخواهی - بدون صداقت و حساب پاکی و تحمل بیـان و انتخـابِ آزاد و پذیرش تکثر و تقسیم قـدرت آزادی و آزادیخواهی امـری محـال و ناممکن است؛ و هر ادعایی در این رابطه دروغگویی و گستاخی بحساب می آید.
وقتی آزادی وجود ندارد (در ابعاد مختلفِ عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و........) انتخابی هم وجود نخواهد داشت و کاری نمی توان انجام داد، و با فقدان آزادی همه چیز قفل و راکد و تاریک و مجهول می گردد، بنحوی که دنیای پر تحرک عقیم و بی حرکت در می آید، و تاریخ بشری هم شاهد این واقعیت تلخ و بنیان برانداز میباشد. و اینهم ناشی از این واقعیت است که آزادی زمینۀ آگاهی و شفافیت، انتخاب و تجدید نظر در انتخاب ها، و راه مُیَّسر نمودن تغییر و تحول در زندگی است. و طبعا حکمت و ضرورت آزادی و آزاد بودن، نه برای بلا تکلیفی و بلا مسئولیتی، و نه برای پایمال کردن مرزهای دینی و اخلاقی و انسانی، بلکه برای فعالیت و حرکت کردن و انجام دادن مسئولیتها و خلاصه برای بازگذاشتن دروازۀ بیان و انتخاب است.

 
 
 
 

سالگرد شهادت علی شریعتی را گرامی داشته، و بدین مناسبت این مطلب را تقدیم می داریم: دینداری توحیدی؛ یا اخلاقیات بین الادیان؟! سؤال مهمی هست که علاقمندم شما به آن بپردازید و آن اینکه: چرا دکتر شریعتی شعار معروفش را  عرفان - برابری - آزادی انتخاب کرد نه اسلام - برابری - ازادی. دوم اینکه اکنون کسانی مانند  ملکیان در حال جایگزینی معنویت و عرفان بجای دین هستند، نظر شما چیست؟ من فکر می کنم دکتر به همین دلیل عرفان را مطرح کرده است.

 
 
 
 

 تناقض و دوگانگیِ افکـار و مواضع استبدادیانِ فرقه ای: یکی از ابزارهای دشمنان اسلام برای تسلط بر بلاد اسلامی از دیرباز ایجاد اختلاف و راه انداختن جنگهای فرقه‌ای بوده است. مجمع روحانیون به همه برادران شیعه وسنی توصیه اکید دارد که تحت تأثیر تبلیغات تفرقه‌انگیز و تحریک احساسات مذهبی بهیچ وجه قرار نگیرند و با اقدامات نسنجیده خدای نخواسته اسباب گسترش این فتنه عظیم و خطرناک را فراهم نسازند و اتحاد امت اسلامی را که مهمترین هدف استراتژیک و عامل اساسی بقای اسلام است خدشه‌دار نکنند (سمـــــــــــــــــــــــــاء: این سخنان از آن کسانی است که فاطمه دختر پیامبر را مقتول دست عمر فاروق و شهید اعلام داشته و برایش یک روز تعطیلی و دهه فاطمه تعیین کرده اند؟! و الحق اینها و خاصتا محمد خاتمی (رئیس مجمع روحانیون) هرگز نمی بایست جرئت و روی ابراز چنین سخنانی می داشتند!!! أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ (سورۀ بقرة - آيۀ ۴۴): آیا مردم و دیگران را به خیر و نیکی امر و دعوت می کنید، اما خودتان را فراموش می کنید؟! در این رابطه به مطلب: اَشک برای فـاطمه! و طناب و زندان برای مردم ایران؟! مراجعه شود).

 
 
 
 

پیروزیهای انقلاب عراق و شکستهای نظام فرقه ای - استعماری - بعد از اشغال عراق توسط آمریکای جهانخوار و دول ناتویی و ارتکاب جنایات بی سابقه و تحمیل نظام فرقه ای - استعماری (در این مملکت چند قومی و چند مذهبی) و متکی نمودنش به نظام استبدادی و فرقه باز ولایت مطلقه، مقاومت مسلحانۀ مردم عراق (خاصتا در مناطق سنی نشین) آغاز شد، و طی سالها مقاومتِ مسلحانه علیه اشغالگران امریکی - ناتویی و فرقه گرایان صفوی - ولایت فقیهی، قهرمانیهای بی نظیری خلق نمودند و استعمارگران غربی و نیروهای فرقه ای را دچار خسارات سنگینی کردند. لکن و سرانجام، اشغالگران غربی و عوامل فرقه ای آنها توانستند مقاومت مسلحانۀ مردم عراق را تضعیف و چند سالی بر گردۀ مردم عراق سوار شوند، و اهل سنت را هم بکلی پایمال نمایند. اما خوشبختانه این جنایات و وحشیگریهای بی پایان بی جواب نماند و نهایتا و در هنگامۀ بهار عربی، مردم عراق و مشخصا مناطق سنی نشین آن بپاخاست. و لکن اینبار خواستند به روش مسالمت آمیز و از طریق یک قیام مدنی و مردمی، نظام استعماری - صفوی را ساقط نمایند. این قیام مدنی و مردمی در شهرها و استانهای مختلف عراق و مناطق سنی نشین یکسال بصورت مستمر بطول انجامید، لکن استبدادیان استعماری - صفوی (تحت ریاست تحمیلی نوری مالکی) قیام و مطالبات مردم را به بازی گرفتند، بجای تن دادن به خواستهای مردمی، در استانها و شهرهای سنی نشین بغداد، موصل، کرکوک، سامراء، تکریت، بعقوبه، رمادی، فلوجه و....... با توصیف این قیام بزرگ به حُبابی که به زودی زائل! خواهد شد، بر آنها یورش بردند و در شهرهای مختلف تظاهرات و تحصنات مردمی را به خاک و خون کشیدند.

 
 
 
 

در سالروز هجرت موحدین آزادیخواه - روشهای مبارزه: اصلاحی، براندازی، برکنارسازی - و اما روش برکنارسازی: این روش از مبارزه، هم میتواند اصلاح طلبانه باشد (اصلاح طلبی ثابت قدمانه و صادقانه)، و هم میتواند حالت براندازانه بخود بگیرد (براندازی هدفدار و حد شناس)، و روشی است که: اولا متوجه مبانی و ماهیت موضوعی است که با آن مبارزه میکند، و بصورت طبیعی انعطاف یا قساوت موضوعِ مورد مخالفت در نحوۀ تعامل و روش مبارزه نقش خیلی مؤثری ایفاء میکند (یعنی تناسب روش مبارزه با موضوع برکنار شونده). ثانیا این روش دنبال تحقق اهداف و مقاصد خویش و آزاد کردن راه الله و دینداری توحیدی و مسیر حق و عدالت است، نه انتقام از کسانی که باید برانداخته شوند و کنار زده شوند (کمااینکه روش رسول اکرم بدین مِنوال بوده است). و آیۀ ۱۹۲ از سورۀ بقره مصداق این روش توحیدی و راهگشا و بخشاینده است: فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ: پس وقتی که دست از عداوت و جنگ طلبی و ممانعت از دینداری توحیدی برداشتند، آنگاه الله بسیار بخشنده و مهربان است.

 
 
 
 

سالروز هجرتِ موحدین آزادیخواه - ٢٨ فروردين ١٣٧١ روزی است که اعضاء و رهبری سمــاء بدنبال به خطر افتادن جانشان در داخل مملکت و جهت در اَمان ماندن از دست نظام استبدادى ولایت مطلقه راه هجرت به پاکستان را در پيش گرفتند، هجرتی که از غـرب مملکت به شرق مملکت صورت گرفت؛ و علیرغم صعوبت و طول راه خوشبختانه همگى (٧٠ نفر) به سلامت به مقصد رسيدند، و از آنجا مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه را استمرار بخشيدند.

 
 
 
 

بازسازی امت: ترکیه در مسیر یک تصحیح اساسی و نمونه ای - بالاخره ممالک استبدادی - استعماری و دارای مرزهای جعلی و تحمیلی (درهم ریخته و از هم گسسته) با زور استبدادی - استعماری هم نمی توانند برای دراز مدت حفظ شوند، و تاریخ نیز همین را اثبات کرده است. و در نتیجه: یا باید نوسازی شده و مبانی آنها وسیعا اصلاح گردد و یا ناچارا و مُجددا تن به تجزیه بدهند، و در احسن احوال (کَرها یا طَوعا) دچار جنگهای فرسایشی و طولانی مدت و لاینحل می شوند. و بنابر این، همانطور که حالا در ترکیه راه نوسازی اختیار شده (بجای تجزیۀ مُجدد و تداوم جنگ داخلی)، در ایران ما نیز چنین راه و روشی بهتر و ممکن تر است، و خاصتا خسارت و هزینه اش هم بسیار کمتر خواهد بود. و اما کار نوسازیِ ممالک و مُصالحۀ ملی و تدوین مُجدد قانون اساسی نیز کار ساده ای نیست و جراحی بزرگی را می طلبد؛ بخصوص در ایرانی که صفوی گری و قوم پرستی و استبدادمنشی در تمام ارکانش و حتی در زندگی اجتماعی نفوذ کرده و خمیرمایۀ آن شده است. و این در حالی است که ایران مملکتی با تکثر قومی و مذهبی است، و هیچ طرفی نه حاضر است و نه میتواند از حقوق اساسی خود بگذرد. و لکن با مشاهدۀ موفقیت ها در نوسازی دولت ترکیه و برداشته شدن قدمهای محسوس تر، زمینه های گسترش و تکرار آن در بین ممالک اسلامی دیگر بسیار سهلتر خواهد گشت، و مشخصا با تعمیم و فراگیری ممالک و اوطان مـوجود و زمینه دار شدن آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی در آنها (و زنده شدن اُخوَّت اسلامی) میتوان در آنها به نوعی امت اسـلامی دست یافت و در هر یک از آنها یک امت تشکیل داد. و بدین شیوه امتهای اسلامی مثل امت اسلامی تـرکیه، امت اسلامی ایـران، امت اسلامی پاکستان، امت اسلامی عـراق، امت اسلامی افغانستان و...... میتوانند ظهور نمایند و جـــــامۀ عمل پوشند، و در سایۀ چنین امتی، ممالک موجود (که جعلی اند و درهم تنیده و ازهم گسیخته اند) حالت طبیعی پیدا کنند و دارای اساسی معنادار و اختیاری می شوند.

 
 
 
 

بهار آمد! بهار گل ها و دل ها آمد! - بهار آمد! بهار پر بار آمد! بهـار تجدید حیات آمد! بهـار دلگشا آمد! بهـار رودها و جویبارهای خروشان آمد! بهـار زنده شدن درختان و گیاهان آمد! بهار گل ها و بوی عطر آگینشان آمد! بهار جنب و جوش و فعالیت آمد! بهار نغمه خوانی پرندگان و جانداران آمد! بهار زنده دلان و بیداردلان آمد! و بهار کسانی آمد که حیات مجدد و زیبا و پر خیر بهاری، که در خلقت خدایی کرۀ ارض نهفته است، به آنها شادی و نشاط می بخشد و آنها را به یاد زنده شدن نسل بشر در روز قیامت می اندازد، و بدین مناسبت جشن شادی برپا می کنند و مَسرور و شکر گذار می شوند (بهار توحید و آزادی). البته هیچ نکته و تشبیهی به پای توصیف قرآنی نمی رسد، آنگاه که قیامت و زنــده شدن انسان ها را به بهار گل ها و گیاهان تشبیه می کند، و می خواهد بگـوید: بهار آمد! قیامت آمد! و ما موحدین آزادیخواه بهار حیات و سر زندگی را به همۀ مسلمین و مردم ایران و بهار دوستان تبریک می گوییم، به این امید که بهاران آینده، همراه با آزادی و مردمسالاری و آزادی زندانیان و بازگشت مهاجران باشد، همان کسانی که در راه خدا و خلق دچار رنج ها و مشقت ها شدند. نوروز بهاری و تجدید حيات و شکوفایی

 
 
 
 

باز تعریف فرد و جامعۀ مُترقی - مُترقی کسی یا جامعه ای است که از حقوق اساسی خویش، اعم از فردی و فکری و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و خانواده ای و...... اطلاع و آگاهی دارد، و خاصتا از حقوق اولیه خود نمی گذرد (مگر از روی فداکاری)؛ و برای کسب حداکثر حقوقش تلاش و مبارزه می نماید. و انسان و جامعۀ مترقی در همان حال که از حقوق اساسی خویش مطلع و آگاه است و در راه کسب و حصول آن تلاش میکند، و لکن از حقوق افراد و جوامع بشری و من جمله در جامعۀ خویش غافل نیست؛ و از دو جهت بهره مندی و محرومیت آنها را از خودش و وابسته به خودش میداند و خود را جزئی از آنها قلمداد میکند: یکی از جهت وجدانی و عاطفۀ انسانی و اطمینان و اضطرابی که در رابطه با وضع دیگران و محرومیت و بهره مندی آنها پیدا می کند. و دیگری از بُعد عقلی و عملی: بدین معنا که سرنوشت خوب و بد دیگران را (در این دنیا) در وضع و حال خویش مؤثر می بیند؛ و بر این نظر است که وضع خاص و زندگی مناسب به تنهایی برای او بوجود نمی آید؛ و از این جهت نسبت به وضع خوب و بد دیگران بی تفاوت نمی شود. عکس انسانهای عقب مانده و تماشاچی؛ که در برابر اعضای خانواده شان هم احساس مسئولیت نمی کنند؛ و حتی نسبت به وضع و جسم و جان خویش بلا احساس بوده و کلا نامسئولانه تعامل و حرکت می کنند؟! و بر این اساس همۀ فعالان و مبارزان حقیقی و سابقه داری که عملکرد آنها (در ابعاد مختلف) بیانگر ماهیت آنهاست، جزو افراد مترقی و مسئولیت شناس بحساب می آیند. و اما نشانۀ فرد نادان و جامعۀ عقب مانده آنست که از حقوق اساسی خویش بی خبر و حقوق اولیه اش نیز پایمال میشود؛ بدون اینکه حتی برای دفاع و یا اعادۀ آن سعی و تلاش مؤثری نماید؟! بگذریم از حقوق دیگران! که آن را هیچ به خودش مربوط نمی داند!!! و در رابطه با ماهیتِ زندگی فردی و اجتماعی و ترابط آن با یکدیگر فکر و تفکری ندارند؟! چنین افراد و جوامعی نادان و بیچاره و عقب مانده تلقی می شوند و هر آنچه بسرشان می آورند تحمل می کنند؛ همان افراد و جوامعِ دست به کلاهی که دستشان را روی کلاهشان گذاشته اند؛ تا نکند بادی آن را با خود ببرد؟! غافل از اینکه اصلا کلاهی برایشان باقی نمانده و مدتهاست که بی کلاه شده اند؟! اما بنابر غفلت و نادانی و ناتوانی متوجه نیستند و به قول قرآن غافل و ظالم در حق خویش محسوب می شوند؟! و از این نظر باید بر اکثریت بشریت تأسف خورد و گفت: وای بر این بشریت که چقدر غافل و بیچاره و چقدر مظلوم و درمانده است؟!

 
 
 
 

در عبور از تجزیه طلبی و اِنکار شعوب - زوایای تجزیه و استقلال و فرق و اختلاط آنها: بنابر ماهیت موضوع (و درهم تنیدگی و از هم گسیختگی اراضی محل تنازع) بیشتر استقلال طلبان: هم تجزیه طلب هستند و هم استقلال طلب؛ و این واقعیتِ تلخ به همان طرح و تعامل استعماری - استبدادی با ممالک مُختلفه و درهم تنیدن و ازهم گسیختن آنها بر می گردد، طرح و تعاملی که بیشترِ ممالک و جوامع بشری و مشخصا جوامع اسلامی را بهم زده و مرز و محدودۀ مشخصی را باقی نگذاشته اند. و بدین خاطر استقلال طلبان خود بخود (و خواه ناخواه) تجزیه طلب می شوند؛ چرا که بدنبال آنند که از عمقِ جوامع و ممالک درهم تنیده مملکت و جامعۀ مستقلی بیرون بکشند؛ کاری که به طبیعت حال مایۀ اختلاف و جنگ و تنازع می شود. اما از طرف دیگر با توجه به اینکه اقوام و شعوبِ جدایی طلب (که خود قبلا تجزیه و متلاشی گشته اند) مورد ظلم و تبعیض قرار می گیرند و مطالبات آنها به رسمیت شناخته نمی شود و حقوق اساسی آنها پایمال می گردد، در نتیجه آنها نیز به فکر استقلال و جدایی می افتند. و لکن از شدت ظلم و تجـاوز (و یا تحریکات هدفدار و حمایت خارجی) فـراموش می کنند که طرف مقابل در پی هضم و ذوب آنهاست و حتی حقوق اساسی و داخلی آنها را به رسمیت نمی شناسد؛ چه برسد به استقلال و جدایی آنها؟! بگذریم از اینکه آنها را اصلا بعنوان قوم و شعب و ملت به رسمیت نمیشناسند و آنها را به شیوه های مختلف انکار و به اقلیتهای قومی تقلیل میدهند؛ و در احسن احوال آنها را در چنین محدوده هایی می پذیرند؟! تقلیلی که در ذات خودش، هم ظلم و غدر است و هم مبنای ظلمها و غدرهای دیگر میشود. و همین است که در ممالکِ درهم ریخته و ازهم گسیخته داستان جدایی و استقلال نیز امری صعب العبور شده است؛ و بدین ترتیب نه اتحـاد و همزیستی بوجود می آید و نه جدایی و استقلال حاصل می شود.

 
 
 
 

کمکهای مُتقابل دُوَل غربی و نظام ولايت مُطلقه - دُوَل غربی و نظام ولایت مطلقه از اول تا حال دارای روابطی پیچیده و دشمنی ها و همکاریهای زیادی بوده اند. اما حقیقتا دشمنی های غرب بیشتر برای مهار و استخدام نظام ولایت مطلقه بوده، نه برای تغییر و اِسقاط آن؛ و کمک به حکومت بعثی عراق در جریان جنگ هشت سالۀ صدام و خمینی، و یا همکـاری گسترده با مخالفین مسلح ایرانی، نمونۀ این دشمنی ها جهتِ مهار و استخدام آن بوده است. این بود که با ترک ظاهری مسئلۀ صدور انقلاب (توسیع شیعه گری صفوی) بعد از مرگ خمینی و نوشیدن جام زهر آتش بس، کمک به مخالفان این نظام هم پایان پذیرفت! و حتی امثال سازمان مجاهدین خلق طی زد و بندهای بعدی ملحق به فهرست ارهابیون گشتند. و از همین رو میباشد که بعد از مرگ خمینی و پذیرش آتش بس با عراق، اکثر دشمنی ها جنبۀ تبلیغـاتی و هیاهو را داشته! و در پنهان و پشت پرده؛ اصلِ مسئله مبنی بر معاملات و زد و بند بوده است.

 
 
 
 

توازن و هم وزنی؛ اساسِ صلح و همزیستی - ادعای نظام ولایت مطلقه مبنی بر وحدتِ شیعه و سنی من البدایه مُفتضح و رُسوا بود، و افتضاح و رسوایی آن لااقل بعد از تحمیل قانون اساسی فرقه ای - ولایت فقیهی به اثبات رسید، زیرا مدعیان ولایت فقیهیِ وحدت شیعه و سنی قبل از هر چیز فرقه باز و لعنتچی بودند، و مرحوم احمد مفتی زاده نمونۀ قربانیان این ادعای دجالانه و دروغین قلمداد میشود، همان کسی که به قانون اساسی ولایت فقیهی نه گفت و حاضر نشد آن را تأیید نماید. بدین ترتیب امروزه صحبت از اتحاد شیعه و سنی از طرف نظام ولایت مطلقه مُضحکه ای بیش نبوده و حتی مسخره بحساب می آید، چرا که در نظام ولایت مطلقه (بگذریم از اهل سنت و از جریانات توحیدی و آزادیخواه)  حتی جریانات شیعی و مراجع شیعه نیز سرکوب و خفه شده اند.

 
 
 
 

اِرهاب و قِتال از مَنظر قرآن و حقایق عیان - ارهاب (و به اصطلاح غربی: تِروریسم) امروزه دو معنا پیدا کرده است: يکى معناى واقعى و حقيقى، که عبارتست از وحشت آفرينى و ایجـاد خوف و ناامنی و سلب امنیت از جان و مال و ناموس مردم و مخالفان مدنی، پدیده ای که با قتل و کشتار و آدم ربایی به اوج خود می رسد. و دیگری معنای استعماری - استبدادی، که عبارتست از مقابلۀ مسلحانه با اشغالگرانِ استعماری و سلطه گرانِ استبدادى، اشغالگران و سلطه گرانی که به زور جنگ و سرکوبگری ممالک مُختلفه را اشغال و غارت و بر جوامع بشری و مشخصا بر جوامع اسلامی مسلط شده اند. همچنین ارهـاب و تروریسم نزد استعمارگران و استبدادیان از دشمنان ضعیف و شکننده استنتاج میشود؛ دشمنان سازش ناپذیری که سرکوب شدن آنها (چه مسلح چه سیاسی چه فکری و عقیدتی) مُجاز و حتی ضروری میباشد؟! بدین معنا که مخالفان و دشمنانی (صرف نظر از ماهیت و روش حرکت و عملکردشان) ضعیف و شکننده تلقی شده و در فهرست سیاه قرار داده می شوند و علیه آنها اعـــــلام جنگ صورت می گیرد.
مصادر و مصاديق ارهابِ عصر ما:

١- دولتهای مسلحِ هسته ای: چه دولت و  جامعه ای در اين دنيا وجود دارد که.........
٢- پيمان ناتــو (دُوَل ناتـویی): چه دولت و مملکت و جامعه اى روى زمين است که.........

۳- ممــالک جعــلی - تحمیلی: چه قوم و جامعه ای است که.........
۴-
نظامهای استبدادی: چه انسان و اجتماع و گروهى روى زمين وجود دارد که.........
۵-
سازمان هاى جاسوسى: چه جامعه و دولت و جريانى وجود دارد که.........
۶-
جیوش و نيروهاى مسلح: چه انسان و جامعه و گروهى در اين دنيا وجود دارد که.........
۷-
اسلحۀ خطرناک و مُخرِّب: چه فرد و خانواده و جامعه اى است که.........
۸- زندان، اعدام، شکنجه و......: زندان ، اعدام، شکنجه، تبعيد، محروميت شغلى و ديگر وسايلى که.........
۹-
نمایش جنگى (مانـور نظامی): فلسفۀ نمایش جنگى، که.........
۱۰-
اَفلام و شبکه هاى ارهابی: امروزه از طرف دولتهاى استعمارگر و اسلحه فروش و جنگ افروز.........
۱۱-
محاصرۀ مـالی و اقتصادی: بعد از روح و جان، همۀ بشريت نگران زندگى معيشتى و اقتصادى خویش میباشد.........

 
 
 
 
 
 
 
 

مصدر اصلی مطالب و مواضع سماء - مصدر اصلی مطالب و مواضع فکری، فرهنگی، و سیاسی سازمان موحدین آزادیخواه ایران، شبکۀ سماء: samaa.org است. بنابر این، مطالب و مواضع نهایی سماء تنها از این شبکه قابل اخذ و دریافت می باشد. و آنچه خارج از این شبکه وجود دارد: اولا ممکن است از اصلاح و تجدید نظرهایی که در مطالب و مواضع سماء صورت می گیرد، بی بهره بماند. ثانیا به علت مشکلات پخش و نشر و احتمال تحریفات عَمدی، دریافت مطالب و مواضع نهایی از شبکۀ سمـاء یک امر ضروری است. و طبعا اگر متن و مطلبی (در هر جا و مکانی) با متون و مطالب شبکۀ سماء متفاوت و مختلف باشد، سماء در برابر آن مسئولیتی نخواهد داشت.

 
 
 
 
 

مُخاطبان مُوَحِدین آزادیخواه - سازمان موحدین آزادیخواه ایران، جهت احیای مُجدد اسلام ومسلمانی و ابلاغ و ارائۀ اسلام اجتهادی (توحید و آزادی) و حاکمیت و اقامۀ دین توحیدی اسلام بوجود آمده است. اینست که مخاطبان اصلی و بالفعل موحدین آزادیخواه، مسلمین و جوامع اسلامی و کسانی هستند که دنبال ماهیت واقعی اسلام و حقیقت دین اسلام هستند، نه ثبوت حقانیت آن و نه ثبوت خدایی بودن آن و نه ثبوت وجود الله رب العالمین. به عبارت دیگر مُحتوی و تبیینات و جوابهای موحدین آزادیخواه، بیشتر متـوجه مسلمین و کسانی است که در محدودۀ دین اسلام می اندیشند و میخـواهند اهل توحید و آزادی باشند. و همین است که افکار و عقاید سماء اکثرا برای چنین افراد و جوامعی راهگشا و قناعت آفرین است. و طبعا کسان و جریاناتی که خارج از محدودۀ اسلام و مسلمانی قرار می گیرند در مرحلۀ دوم کار واقع می شوند، و دعوت و اِقناع آنها با عبور از مرحلۀ اول معنای بیشتری میدهد.

 
 
 
 
 

اِتخاذ مَواضع روی واقعیات مُبَیَّن - زمانی امر و خبری به درستی به مردم می رسد که: اولا کل واقعیت در رابطه با امر و خبر مورد نظر در میان مردم منعکس شود (نه گوشه ها و بریده هایی از آن). بدین معنا که خبر و حَدَثی مثل جسدی مُثله شده در نیاید؛ بلکه وقوع امری و حدوث چیزی بی کم و کاست بیان و منتشر گردد. و گرنه دنیای کِذب و تهمت و عداوت بوجود می آید و کمتر سخن و خبری جای تکیه و اعتماد می شود. ثانیا هر واقعه و امر و خبری جهت مفهــوم و مُدلل شدن، باید همراه با ابلاغ و تبیین مصدر و عامل واقعه و حَدَث باشد، چرا که خیلی چیزها حادث می شوند، اما بعضی زوایا و علل آنها از انظار عمومی و نگاه رایج  پنهان و نامعلوم می مانند. اینست که جهت شناخت واقعی و موضعگیری صحیح نسبت به هر امر و خبر و روی دادی (علاوه بر تعقیب و دریافت تمام واقعیت)، تبیین و تفسیر مصدر و عامل وقایع و اخبار بسیار ضروری میشود. بدین ترتیب، با تحقق این دو شرط اساسی میتوان گفت که خبر رسانی درست و مناسبی صورت گرفته است.