دعای خداوندا - به مناسبت ۲۹ خرداد سالگرد شهادت شریعتی، دعای خداوندا که یکی از دعاهای پر مُحتَوای ایشان است با صوت و صورت تقدیم می گردد. یادش مُکرّم و گرامی و خالقش از او راضی باد.

 
 
 
   

رمضان و حکمت روزه داری

 
 
 
 

طبیعت هجرت و اهـــــداف مهاجرین - تـاریــــخ ایــــراد: ۲۴ شــوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۲  

 
 
 
 

 

 
 
 
 

اعلام موجودیت سماء (مواضع فکری - سیاسی، و روش مبارزه) تــاریـــــخ ایــــــراد: ۴ رجــب ۱۴۱۵ - ۱۵ آذر ۱۳۷۳ 

 
 
 
 
 

به مناسبت ۵ تیر ۱۳۹۶ (سالروز تأسیس سماء) این تصویر از مؤسس سماء تقدیم می گردد. لازم به ذکر است که این تصویر در ۵ تیر ۱۳۷۰ و در محل تأسیس اخذ شده است.

 
 
 
 

دعای ربَّنا با صدای استاد آواز محمد رضا شجریان

 
 
 
 

 

بهار آمد! بهار گلها و دلها آمد!

 
 
 
 
 

سرودِ: عقیده و هدف

 
 
 
 

اوقاتی که پوشش زنان ناشیرین می شود!

 
 
 
 

 
 
 
 

رابطۀ سیاست و کار سیاسی با اسلام و مسلمین  

 
 
 
 

 

ســـرود عقیـــده و هـــدف

 
 
 
 
 

توحید و آزادی (مُوحِّدین آزادیخواه)

 
 
 
 

امر به دیگران و فراموش کردن خود؟!

 
 
 
 

نظرات و مواضع زير سلطه

 
 
 
 

اهداف و شعارهای سماء

 
 
 
 

دروغهای کیهانی؟؟؟ کیهان خامنه ای و عنوانهای درشت و شاخدارش و مواضع پر کینه و تکفیری اش:

 
 
 
 

هر کسی و هر حزب و سازمانی و هر نظام و حکومتی در رابطه با افکار و عقاید مختلف و جهات و موضوعات گوناگون میتواند دارای یکی از این مواضع اساسی باشد:

۱- میتواند موضع موافق و هم رأی داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۲- میتواند موضع مخالف و متفاوت داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

۳- میتواند موضع جنگی و مسلحانه داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

 
 
 
 

ایران مسلمان: خلیج همیشه فارس یا خلیج مسلمین؟! خلیج همیشه فارس پیام تفرق و تنازع و تنش به ممالک و جوامع عربی و نشان دادن چراغ سبزِ حضور به استعمارگران و اجانب اسلام ستیز است. اما خلیج مسلمین پیام اُخوَّت و تصالح و همزیستی به ممالک و جوامع عربی و کلا جهان اسلام، و مأیوس کردن اَعدای امت اسلام و اجانب اشغالگری است که مدتهاست این خلیج ایرانی - عربی را (در سایۀ تفرق و تنازع) به تصرف خود درآورده اند.

 
 
 
 

انتخابات افغانستان - آخرین جنگ افزار سرکوب و ابتدایی ترین وسیلۀ انتخابات؛ و حضور گستردۀ خر و اُلاغ؟!

 
 
 
   
 
 
     
 
 
 
     
 
 
     
 
 
 

چهار موضوع اساسی

 
 
 
 

 
 
 
 

نمـاد مرحلۀ دوم انقلاب مصــــر: بعد از کودتای خونین جیش استبدادی - استعماریِ مصر، که بخش بزرگی از بودجۀ سالانه اش مانند سایر جیوش استبدادی - استعماری در جهان اسلام از طرف آمریکا و دُوَل ناتویی تأمین میشود، و بعد از کشتار هزاران نفری در میدان رابعه العَدَویه توسط این جیش جنایتکار، تصویر ارائه شده (چهار انگشتی - به نشانۀ وفاداری به راه  شهدای رابعه العَدَویه) نماد انقلاب مصر در مرحلۀ دوم شده است. در ضمن اوضاع انقلابی مصر را میتوان مستقیما از این مصادر دنبال نمود: الحـــــوار، الجزیره مصـر، رصـــــــد.

 
 
  به مناسبت اعلام موجودیت: مصاحبۀ رحیم الله یوسف زی
۱۵ شعبان ۱۴۱۵ - ۲۶ دی ۱۳۷۳
 
 
 
  تَوَکُل توحیدی (اعتماد بر قوانین توحیدیِ ناشناخته بنابر قوانین شناخته شدۀ توحیدی)
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۹ ربیع الأول ۱۴۱۵ - ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
 
 
 
  رمضان و حکمت روزه داری
تــاریــــخ ایـــــراد: ۱ رمضــان ۱۴۱۳ - ۴ اسفند ۱۳۷۱
 
 
 
 

تواضع سازمانی و تحقق سازمان و سازماندهی
تــاریــــخ ایـــــــراد: ۵ محرم ۱۴۱۳ - ۱۴ تیــــــــر ۱۳۷۱

 
 
 
  سخنرانی رهبر سماء در اولین مراسم سالگرد تأسیس: شامل نحوۀ تأسیس، مشاکل دورۀ تأسیس، دشمنان اساسی، و مواضع فکری - سیاسی. و این سند اساسی فی الواقع خلاصه ای از سماء و منهج توحیدی و آزادیخواهانۀ آنست. بخش اول. بخش دوم
تـاریـــخ ایــــراد: ۲۶ ذوالحجــــة ۱۴۱۲ - ۵ تیــــر ۱۳۷۱
 
 
 
  وحدت آزادی و سازمان (خودمحوری و خدامحوری)
تـــاریـــخ ایــــراد: ۸ شـــوال ۱۴۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۳
 
 
 
  بـحـثـهــــــای تـــــأسـیـــــــس (۱۴ ذوالحجـــة ۱۴۱۱ - ۵ تیــــر ۱۳۷۰):
تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت الـف

تــاریخچۀ تــــاسیس - قسـمت بــاء
بحــــث تــــوحیــــد - قسمـــت الـف
بحــــث تـــــوحیـــد - قسمـــت بــاء
بـحــــــث آزادی - قسمــــت الـــــف
بـحــــــث آزادی - قسمـــــت بـــــاء
 
 
 
  رهبری توحیدی - اجتهادی
تــاریـــــخ ایــــــراد: ۷ محرم ۱۴۱۲ ۲۷ تیر ۱۳۷۰
 
 
 
  اسلام حقیقی و اسلام عرفی  - کردی
۱۴۱۴ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش
 
 
 
  خلقت و تقوی
۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ.ش
 
 
 
  ظنّ و عِلم در میدان توحید و تَقوی
۲۷ محرم ۱۴۱۳ - ۵ مرداد ۱۳۷۱
 
 
 
  بسوی تحقق ارزش هــا
۱۲ جــــمــــــــــــــادی الاول ۱۴۱۲ - ۳۰ آبـــــــــان ۱۳۷۰
 
 
 
  شرح و تبیین سورۀ کوثر و تفسیرات فرقه ای
تــاریــــخ ایــــــراد: ۱۴۱۲ هـ.ق - ۱۳۷۱ هـ. ش
 
 
 
 

توحید و استقلال: استقلال چگونه و با چه کسانی بدست می آید (١ و ٢) ١٤١٤ هـ.ق - ۱۳۷۲ هـ.ش  

 
 
 
 

دینداری مُخلصانه و تـوحیدی: إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (زُمَر - ۱۱): همانا من امر شده ام که الله را مخلصانه عبادت و اطاعت کنم، زیرا دین و قانون مختص اوست. وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (یونس - ۷۲): و امر شده ام که جــــزو مسلمین باشم. وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فُصِّلت - ۳۳): و چه چیزی بهتر از آن قول و سخنی است که کسی بسوی الله و منهج توحیدی دعوت نمود و در این راستا عمل صالح و سازنده انجام داد و گفت که من از مسلمین هستم. فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عِمران - ۶۴): و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (آل عِمران - ۱۰۲): ای اهل ایمان، در رابطه با الله و قوانینش تقوی و التزام داشته باشید، چرا که تقوای الهی و التزام توحیدی بر حق و رواست، و تنها روی دین اسلام بمیرید.

 
 
 
 
 
 
 

۵ تیر ۱۳۹۷ بیست و هفتمین سالروز تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران پیروز و مبارک باد. بدین امید که با زوال نظام استبدادی وارد مرحلۀ فعالیت علنی در ایران بشویم، و در سایۀ آزادی بیان و آزادی انتخاب در میان مردم خویش به فعالیت پرداخته و راه توحید و آزادی و منهج اسلام اجتهادی را منتشر و جامۀ عمل پوشیم. آری آزادی بیان و انتخاب حقی اساسی است که استبداد ولایت مطلقه از موحدین آزادیخواه و از همۀ جهاتِ عقیدتی، سیاسی، فرهنگی، صنفی و....... بکلی سلب نموده است. لکن و علیرغم ممانعت استبدادی ۲۷ سال است که روی حقوق خود اصرار می ورزیم و در این راستا همه چیز را فداء کرده ایم، و من جمله برایش ترک وطن کرده و دچار هجرت و آوارگی شده ایم. این حقوق اولیۀ ما و حقی خدادادی است که می خواهیم افکار و عقاید و برنامه های خود را در میان مردم تبلیغ و منتشر نماییم، اما جرم و جنایت استبدادیان است که میخواهند بشریت را از حقوق مُسلّم خویش و در رأس آن از حق بیان و انتخاب محروم گردانند. اینست که نظام ولایت مطلقه بصورت مسلم و در بدیهی ترین موارد حقوق انسانها مجرم و جنایتکار است. و از نظر ما موحدین آزادیخواه بزرگترین جرم این نظام استبدادی و سرکوبگر اینست که یک امت ۷۰ – ۸۰ میلیونی را در ایران مسلوب الاراده و سرکوب و محروم کرده است. الهی این ظلم صریح و مُبین را در سایۀ همت و ارادۀ حق طلبان نابود و ریشه کن نما. بهمین مناسبت (و در بیست و هفتمین سالگرد تأسیس سماء) این موضوع و مطلب ساختاری - سیاسی را تقدیم مردم مظلوم و تحت سلطۀ ایران می نماییم: آیندۀ ایران: نگرانی از تناوب مُستبدین و تنازع داخلی، باشد که راهگشا و مؤثر واقع شود.

 
 
 
 
آیندۀ ایران: نگرانی از تناوب مُستبدین و تنازع داخلی - در این شکی نیست که نظام ولایت مطلقه (دیر یا زود) رفتنی است: هم بنابر بطالت ذاتی آن، و هم بنابر دشمنی ایران و انیران. و از این جهت آنچه بیشتر مد نظر موحدین آزادیخواه است، بدیل و جانشین این نظام استبدادی و فرقه ای می باشد، بدیل و جانشینی که روی آزادی و مردم سالاری و کثرت گرایی و انتخابات آزاد و حضور موافقین و مخالفین و تداول مسالمت آمیز حکومت تأسیس و بوجود آید. لکن این بدیل و جانشین چندان هم ساده به نظر نمی رسد؛ و همین است که بعضی را حتی از اندیشۀ تغییر این نظام پر فساد منصرف کرده و در اندیشۀ اصلاح طلبی محصور نموده است، اندیشه ای که چندان اعتقادی هم بدان ندارند، لکن از ترس بدتر شدن و بدتر آمدن بدان چسبیده اند. و بدیهی است انسان وقتی خواستار تغییر و زوال چیزی می گردد که تصور نماید چیز بهتری و اوضاع مناسب تری جایش را پر می کند. و این آیۀ قرآن نیز بیانگر همین اصل اساسی است: مَانَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره - ۱۰۶): هیچ آیه ای را زائل یا متروک نمی سازیم مگر اینکه بهتر از آن یا مانند آن را {برای زمانۀ خودش} جانشین نماییم. اینست که کمتر خیرخواه و مردمخواهی به سرنوشت نظام ولایت مطلقه می اندیشد، و لکن آنچه بسیاری را اندیشناک و بخود مشغول کرده بدیل و جانشین این نظام استبدادی و فسادکار میباشد، و اینکه بعد از آن (خاصتا با توجه به داستان نظام پهلوی و بدیل ولایت فقیهی اش) سرنوشت ایران و ایرانی چه خواهد شد و به کجا منتهی می شود. و حتما موحدین آزادیخواه نیز در این رابطه بسیار بیمناک هستند و غفلت از آن را بازی با آیندۀ ایران تلقی می کنند؛ و طرح و تببین استبداد حاکم و محکوم توسط موحدین آزادیخوه (من البدایه) ناشی از همین دل مشغولی و حساسیت نسبت به وضعی است که بالاخره بعد از نظام ولایت فقیهی با آن روبرو می شویم.

 

 
 
 
 

 

 
 
 
 
 
 

 

رمضانی دیگر آمد، خوش آمد! رمضانی که باید در جـوامع تـوحیدی و زیر حاکمیت الله و زمامداری مسلمین برگزار شود؛ نه در جهل و خرافات و زیر هَیمنۀ نظامهای استبدادی و استعمارگرانِ کافرکیش. رمضان و روزه داری مراسم اهل توحید و آزادی است، و  بدیهی است که این عبادت در جوامع توحیدی و در وضع توحیدی هدفدار شود. بر خلاف وضع منحط امروزه، که بسیاری از مسلمانانِ اسمی، یا در رمضان و روزه داری شرکت نمی کنند؛ یا بنابر اهداف شخصی و جسمی! بدان مبادرت می ورزند؛ کمااینکه برخی هم اعراف اجتماعی و خانوادگی آنها را وادار به رمضان و روزه داری می کند. طبعا بقیۀ مسلمانان هم (با توجه به سنتی شدن این رسم توحیدی) رمضان و روزه داری را از متن دین و اهداف روزه داری خارج کرده و مانند سایر مراسمات و عبادات اسلامی آن را خنثی و بلا اثر نموده اند. در این رابطه این مطلب میتواند بسیار روشنگر باشد: بقای اسکلِت عبادات و غِیاب مقاصد آنها. و همین است که تبریکات رمضانی ما بیشتر متوجه اهل توحید و  مسلمانان صادق می شود، همان کسانی که صیام و روزه داری را برای تجلّی عزم راسخ و به مثابۀ تمرین اطاعت از ربّ العالمین و جهت وصول به تقوی و انضباط دینی برگزار میکنند، و در مسیر تحقق اسلامیت و ظهور اُخوَّت اسلامی واقع می شوند.

 
 
 
 
 
 

پایبندی به برجام و پایمال سازی قانون اساسی؟! - چرا حُکام ولایت مطلقه اینهمه پایبند برجام بوده و نسبت بدان متعهد هستند (حتی بعد از خروج آمریکا!!!)، اما برای قانون اساسی خود حسابِ ریال ایرانی باز نمی کنند؟! و این روش و تعامل متضاد و ناهمگن (یک بام و دو هوا) از چه چیزی نشأت می گیرد؟ جواب این سؤال بدین قرار است: آنها زمانی به تعهد و التزام می اندیشند که زور و قدرت در کار باشد، و طی چهل سال حکمرانی بر ایران به اثبات رسانده اند که فقط زبان زور را می فهمند و فقط زبان زور را قبول دارند و فقط قدرت عینی آنها را مهار میکند؛ و بیانات خمینی در پاریس (مبنی بر آزادیخواهی) و جام زهر خمینی (در صلح با عراق) و نرمش قهرمانۀ خامنه ای (در توافق هسته ای) نمونه های این حقیقت هستند. و خاصتا در میدان حاکمیت و سلطه گری بر مردم ضعیف ایران (در این مدت چهل ساله) به اثبات رسانده اند که آنچه نامش عقل و دین و قانون است نزد آنها ارزش و اهمیتی ندارد. و چونکه در ایران ضعیف در مقابل زور کافی قرار نداشته اند، بالبداهه روش گستاخی و پایمال سازی در پیش گرفته و در این راستا به چیزی پایبندی نشان نداده اند، و همه چیز را و من جمله قانون اساسی خویش را به کاغذپاره ای تبدیل کرده اند. و این یعنی اینکه از مردم ضعیف ایران حسابی نبرده اند، و مخالفانی هم نداشته اند که بتوانند این زورپرستان را مهار نمایند. و همانطور که دیدیم حتی کسان و جریاناتی که جزو نظام ولایت فقیهی بودند (از منتظری گرفته تا خاتمی و کروبی و رفسنجانی و تا احزاب ولایت فقیهی و......) به محض متفاوت شدن و در پیش گرفتن روش انتقادی تحمل نشدند، و کالعاده آنها نیز به روشهای مختلف محروم و مجازات و حذف گشتند.

 
 
 
 
سالروز هجرتِ موحدین آزادیخواه - ٢٨ فروردين ١٣٧١ روزی است که اعضاء و رهبری سمــاء بدنبال به خطر افتادن جانشان در داخل مملکت و جهت در اَمان ماندن از دست نظام استبدادى ولایت مطلقه راه هجرت به پاکستان را در پيش گرفتند، هجرتی که از غـرب مملکت به شرق مملکت صورت گرفت؛ و علیرغم صعوبت و طول راه خوشبختانه همگى (٧٠ نفر) به سلامت به مقصد رسيدند، و از آنجا مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه را استمرار بخشيدند. هجرت اعضاى سماء به پاکستان حدوداً يک سال بعد از تأسيس سماء صورت گرفت، زمانی که نه امکان ماندن بيشتر در داخل مملکت وجود داشت، و نه رفتن به آنسوی مرزهاى غربى ميسر بود، و در نتیجه اعضای سماء ناچارا راهى شرق ایران گردیده و به پاکستان رفتند، کارى که قبلاً هماهنگی هايى برايش صورت گرفته بود و زمینه های حضور در آن ديار و مملکت مورد بررسى و طبعا سفرهایی نیز برایش ترتیب داده شده بود. این هجرت تاریخی و شجاعانه باعث گردید که مبارزات توحيدى و آزاديخواهانۀ سماء وارد مرحلۀ جديدى شود، و با وجود استبداد و سرکوبگری نظام ولایت مطلقه و تلاش جهت در نطفه خفه کردن اين مبارزۀ فکرى - سياسى سماء توانست مراحل مبارزاتى خود را به هر قیمتی طی نمايد و در مبارزات مستمر خود به موفقيت هاى بزرگى نائل شود، خصوصاً اينکه سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سمـاء) سازمانی است که بعد از استقرار نظام ولایت مطلقه در داخل ایران تأسيس شده است. همچنين سماء اولين سازمان فکرى - سياسى - اسلامى است که از کردستان ايران منشاء می گیرد، سازمانى که حامل اسلام اجتهادى و آزادانديشى اسلامی است، و شعار اساسی و همیشگی اش بدین قرار است: مرگ بر استبــداد، برقرار باد آزادی. نه شـــرک و خرافه پـــرستی، نه ابتــــذال و هــــرزگی، بل اســـلام اجتهــادی و اســلام توحیــد و آزادی.
 
 

قیام مردم عربستان افشاگر نژادپرستی ولایت فقیهی - طی روزهای گذشته و بدنبال انکار موجودیت مردم عرب و سرزمین آباء و اجدادی شان در ایران (از طرف تلویزیون نظام ولایت مطلقه) شاهد قیام و اعتراضات گسترده ای در شهرهای مختلف عربستان ایران بودیم، و شهر اهواز در صدر این قیام و اعتراضات قرار داشت. و طبعا مردم بجان آمده و مسلوب و سرکوب شده، و مُهَدد عن جُذور (توسط نظام شاهی و ولایت فقیهی) این هتک و انکار را قویا محکوم نموند و آن را به مبارزه طلبیدند. و به تأکید ما هم بعنوان موحدین آزادیخواه این هتک هویت و انکار قومیت را تقبیح می کنیم و این قیام بر حق و عادلانه را تأیید می نماییم. و حق آنست که هر ایرانی آزادیخواه و عدالت طلب و مسلمان نیز با آنها همدل و همگام و در حد استطاعت یار و پشتبان آنها گردد (که در واقع یاری و پشتبانی از خود میباشد)، تا بلکه ایران و ایرانی از ظلم و تبعیض و استبدادِ ولایت فقیهی نجات پیدا کند و آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی بدیل و جانشین آن شود.

 

 

 

 

استبداد ولایت فقیهی، ذلیل دست خارجی - رسول خادم (رئیس مستعفی اتحادیۀ کُشتی): بی تفاوتی  شما نسبت به جایگاه قهرمانان ملی  و ناراستی  در رفتار و گفتارتان که هم شعار عدم مسابقه با ورزشکاران رژیم صهیونیستی را بعنوان خط قرمز و پیام انقلاب سر می‌دهید و هم پشت سر، تلاش می کنید ورزشکاران ایرانی از طریق گواهی پزشکی و یا به حریف قبلی باختن، بگونه ای تدبیر کنند که کسی متوجه عدم رویارویی آنها، با رژیم صهیونیستی نشود، آدمی را به این نتیجه می رساند  که شما به آنچه می گویید اعتقاد ندارید. آری؛ نظام ولایت مطلقه کارش بجایی رسیده که شعار: استقلال آزادی، جمهوری اسلامی تبدیل شده به: استبداد داخلی، ذلیل دست خارجی. و طبعا شعار نه شرقی نه غربی اش هم آشکارا سازش و دست به دامنی گشته است. و این سرنوشت نظامی است که حاضر نشد با مردم خود بسازد و در برابر آنها روش استبدادی و سلطه گرانه در پیش گرفت؛ و درست است که بسیاری از مخالفان داخلی را شکست داد و بسیاری از آنها را اعدام و زندانی و یا ترک وطن نمود، و لکن خودش هم جزو بازنده ترین طرفهای معرکه و ذلیل دست خارجی گردید. بنحوی که اگر خمینی توانست با نوشیدن جام زهر از معرکه خارج شود؛ خامنه ای گرفتار وضع بدتری شده است، و مثل اینکه نوشیدن جام زهرِ هسته ای (و حتی فرستادن اورانیوم غنی شده به خارج!) دردش را درمان نکرد؛ و حالا برجامش هم (سازش هسته ای با غرب) توسط آمریکای ترامپ در معرض خطر جدی قرار گرفته است. و طبعا خامنه ای هم تصریح کرد که آنها بیشتر میخواهند؛ و اما علیرغم این آگاهی، مجبور است بیشتر بدهد! و موضوع استعفای رسول خادم نیز بیانگر همین داستان است، و به رسمیت شناختن استعمار صهیونی جزو زیاده خواهی غرب محسوب می شود. اینست سرنوشت روش مستبدانه و نظامی که خودش را بیش از دیگران! شکست داد. بنابر این: فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ.

 

در ادامۀ قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران - استبداد ولایت مطلقه وضعیت را به نزاع و مهلکۀ بسیار عمیقی کشانده است؛ و اما خطرناکتر اینست که: بدون چاره سری زودهنگام (قیــــام پایانبخش یا مصالحۀ ملی) و با تداوم سرکوبگری و خیره سریِ استبداد ولایت فقیهی، ایرانِ پر مشکل و پر اختلاف و چند قومی و چند مذهبی میتواند به میدان خون و تخریب و گسست تبدیل شود. فیلم هایی از درگیری درویشان نعمت اللهی – گنابادی با سرکوبگران ولایت فقیهی:

 

مقاومت در برابر پوشش جبّارانۀ آخوندی - ولایت فقیهی - پدیده ای در ایران ولایت مطلقه پیدا شده که بسیار جالب و جای تحسین است، پدیده ای که در اوج صراحت و بداهت علیه استبداد و سلطه گری آخوندی – ولایت فقیهی بوده و نظام ولایت مطلقه را تماما به مبارزه طلبیده است، چیزی که در ذات خودش علیه پوشش جبارانه ای است که دهها سال است (مثل همۀ تحمیلات آخوندی – ولایت فقیهی) بر ایران ولایت مطلقه و بر زنان ایران فرض و تحمیل شده است. این پدیده بدین صورت است که زنان پر دل و جسوری در مکان بلند و مناسبی می ایستند و با بلند کردن روسری خویش اراده و قوانین جبار نظام ولایت فقیهی را زیرپا می گذارند و آن را عملا انکار می نمایند. و جالب اینست که عُمال نظام ولایت مطلقه در برابر چنین عمل استبداد ستیزانه ای بجز بازداشت و آزار و اذیت این زنان کاری نمی توانند انجام دهند. و چونکه این عمل مبارزه جویانه علیه جبر و استبداد آخوندی – ولایت فقیهی است، و همچنین جو عمومی کلا ضد استبدادی گشته، مقبولیت بسیاری یافته و هر روزه توسعه و گسترش بیشتری پیدا می کند. بنابر این؛ آن دوران گذشته است که پاسداران جبر و استبداد آخوندی - ولایت فقیهی در مدارس، در دانشگاهها، در دانشسراها، در ادارات، در خیابانها، حتی در کوچه ها و جلو دروازۀ خویش! یقۀ خانمی را بخاطر ظاهر شدن بخشی از پیشانی! می گرفتند و او را هتک حرمت و احیانا مجازات می کردند.

 

فرد و اجتماعی که نمی تواند وفادار باشد؟! - فرد و اجتماعی که تعقل و تفکر ندارد، همانند دندانِ شیری سطحی و بی ریشه است و با کمتر چیزی امتزاج و آمیزش پیدا می کند. و چون با سطحِ امور سر و کار دارد؛ تنها از یک زندگی سطحی برخوردار می شود. و این بدین معناست که چنین فرد و اجتماعی نسبت به قضایا و اموری که پیش رو دارد (اعم از مملکت، دین و عقیده، فرهنگ و سنن، مسائل سیاسی و.......) فاقد اختلاط و درهم آمیزی بوده و با آنها امتزاج و پیوند عمیق پیدا نکرده است. و اینجاست که فرد و اجتماعِ بی ریشه و روزمره و بی خط و نشان ظاهر می شود؛ و بنابر همین بی ریشگی و فقدان اصالت، همیشه به سویی می رود که منافع یومیه اش اقتضاء می کند (هواپرستی) و به کسی و چیزی وفادار نمی ماند، مگر به صاحبان قدرت و ثروت. و چون قدرت و ثروت در دست کسی ثابت نمی ماند؛ در نتیجه ثبات و وفاداریِ فرد و اجتماع بی ریشه و فاقد اصالت معنایی پیدا نمی کند؛ و فرصت طلبی و استفاده و سوء استفاده از موقعیتها (نان به نرخ روز خوردن) کار و پیشۀ آنهاست.

 

اینست ولایت پهلوی (از ولایت فقیه به ولایت پهلوی) - و به مداحیِ این روضه خوانانِ پهلوی چی گوش فرا دهید تا اوضاع ملموس تر گردد، و اینکه این پهلوی چیها با چه غیظ و غلظتی رضا پهلوی را (بعنوان دنبالۀ سلطنت پهلوی) معصوم و فوق رهبری تبلیغ می کنند! و حتی کشف حجاب رضاخانِ مستبد و کودتاچی را می ستایند؟!

 
فیلم و سند بی آبرویی – این فیلم تنها ماهیت رؤسای نظام ولایت مطلقه و از جمله خامنه ای و رفسنجانی را بر ملا نمی سازد، بلکه ماهیت تمام جهات و جریاناتی که اصرار داشته اند که بگویند این نظامِ استبدادی – استعماری برخاسته از اسلام و یا شیعه گری و یا حتی ناشی از اعتقاد به ولایت فقیه است برملا می سازد و آبرویی برای آنها باقی نمی گذارد. و بدیهی است که موحدین آزادیخواه همیشه تأکید نموده اند که این نظامِ استبدادی، نه تنها ربطی به اسلام و مسلمین و حتی شیعه گری ندارد، بلکه ولایت فقیهی هم (به معنای خودش) نمی باشد؛ و اصلا برای حُکام ظالم و خرافه باز آن اعتقاد و التزامی مطرح نیست. و کار این نظام مطلقه و حکام ستمگرش (که با همکاری و چراغ سبز غربی زمام امور ایران را بدست گرفتند) از اول تا آخر عبارت از سرکوبگری و حصر قدرت سیاسی و اقتصادی و جلب رضایت خارجی بوده، و من البدایه (و خاصتا بعد از تصویب قانون اساسی ولایت فقیهی) روی همین خط و مسیر حرکت کرده است، و قانون اساسی ولایت فقیهی و کودتای خرداد ۶۰ و برکناری حسینعلی منتظری و سیاست تنش زدایی و...... مراحل تکمیل این روش استبدادی و سرکوبگرانه بوده اند.
 

تظاهرات و اعتراضات برای نجات بازداشت شدگان - بعد از سرکوبِ خونین و تعاملِ ددمنشانه با قیام و اعتراضات بر حق و مردمی و بازداشت هزاران ایرانی (در شهرهای مختلف) حال نوبت خانواده هاست که در مقابل بازداشت فرزندانشان (که تا حال مرگ ۵ تن از آنها زیر فشار و شکنجه علنی شده است) ساکت ننشینند، و برای نجات آنها به صحنه آیند (کمااینکه بعضا و از جمله در تهران چنین بوده است)، و این ویدیوها مصداق اعتراضات مردمی در مقابل سیاهچالهای استبدادی برای آزادی فرزندانشان میباشد:

 

از ولایت فقیه به ولایت پهلوی: بی بی سی ولی امر آینده را معرفی کرد؟! لکن آیا مردم ایران استفراغ خود را خواهد خورد؟! آری؛ پذیرش اصلاح طلبی ولایت فقیهی ناشی از ضعف و ناتوانی و تن دادن به حداقل های ناممکن بود؛ کمااینکه باز خوردن استفراغ خویش (سلطنت پهلوی) ناشی از افلاس و عبرت ناپذیری! و اعتراف به ضعف و ناتوانی مفرط است. و طبعا این ناتوانیها و درماندگیهای تکراری و بی نتیجه و تجربه شده تنها در خور غرق شده ای است که به هر خس و خاشاکی چنگ می زند. و به تأکید راه و روش مفلسانِ غرق شده (و تن دهنده به اهداف ناخواسته) در تضاد کامل با راه و روش آزادیخواهانه و استقلال طلبانه و مختارانه میباشد. بنابر این، حق آنست که مردم ایران (در نهایت) این شعار مبارک را جامۀ عمل پوشد: می میریم می میریم، ذلت نمی پذیریم. و امروزه و در این ایام تغییر و تحول مختار بودن و ذلت نپذیرفتن آشکارا در نفی اصلاح طلبی ولایت فقیهی و در نفی جانشینِ استعماری تجلی پیدا کرده است.

 

نهمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران (۱۵ دی) – و تظاهرات مردم شهرهای: سنندج، تاکستان، اراک، لاهیجان، تبریز و...... (که علیرغم سانسور و خفه سازی شدید استبدادی) منتشر شده اند، اسناد تداوم این قیام خجسته و پیروز هستند:

 

هشتمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران – این قیام سراسری و ضد استبدادی (در ۱۴ دی نیز) علیرغم همۀ سربکوبگریهای نظام ولایت مطلقه و تبلیغات دروغینش تداوم یافته است، و ان شاء اللّه تا آزادسازی ایران و ایرانی ادامه خواهد یافت. و افلام و ویدیوهای زیر این حقیقت را به اثبات می رسانند:

 

بُهتان و جعل هویت؛ روش حُکام ولایت فقیهی - عجبا! عجبا! ترس و تأثر از بهتانچیان و جعالان هویت! آیا غیر از اینست که روش حُکام ولایت فقیهی همانا بهتان و جعل هویت برای مخالفان و دشمنان است؛ و بهتان و افتراء مبنای عقیده و سیاست آنهاست؟! آیا هنوز تفهیم نشده که حدیث جعلیِ  باهِتوهُم – به آنها بهتان ببندید مبنای تعامل آنها در رابطه با مخالفان و دشمنان است؟! (حدیث سَبّ و بُهتان). پس چرا باید برای تهمت و افتراء و هتاکی آنها در حق مظلومترین اقشار بپاخاسته (که جهت دفاع از حقوق اساسی خویش به میدان آمده اند) پشیزی ارزش قائل شد؟! آری؛ هتاکی و فحاشی و تهمت زنی اساس روش حکام ولایت فقیهی و نظام ولایت فقیهی است، و اینکه مردم مظلوم و زیر سلطۀ ایران را به بیگانگان نسبت دهند و آنها را تحریک شدۀ خارجی تلقی نمایند امری بسیار بدیهی می نماید. بگذریم از اینکه چه ظالم و ستمگری (در طول تاریخ) ملتش را ستایش کرده که علیه او قیام کرده اند؟!

 

هفتمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران – در این روز پر خروش و ضد استبدادی (۱۳ دی) بر خلاف ادعاهای عُمال کذاب و بهتانچی ولایت فقیهی قیام و اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف ایران ادامه یافت، و علیرغم دستگاه سانسور و خفه سازی (و همچنین هیاهوی استبدادی مبنی بر پایان اعتراضات) افلام و ویدیوهایی منتشر گشت در رابطه با اعتراضات و استمرار قیام مردمی در سراسر ایران و در میان اقوام مختلف ایران زمین. و اینهم نمونه های بسیار گویای این مبارزۀ بر حق و مستقل و سراسری:

 

ششمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران – در این روز پر خروش و ضد استبدادی (۱۲ دی) بیش از پیش اثبات گردید که نظام ولایت مطلقه ماهیتا در تضاد با حیات و زندگانی مردم ایران قرار گرفته است، و در نتیجه دیر یا زود باید زائل و ساقط گردد، و راهی برای اصلاح آن وجود ندارد. و در این روز انقلابی و ضد استبدادی، تعداد شهدای جنبش به دهها نفر رسید، و تعداد مجروحان نیز چند برابر آنند. و طبعا در این راستا صدها نفر نیز توسط عمال استبدادی بازداشت شده اند. و افلام زیر نمونه های کار و فعالیت مردم ایران در این روز پر خروش هستند:

 

پنجمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران – در این روز پر خروش و ضد استبدادی (۱۱ دی) علاوه بر تداوم و گسترش تظاهرات و اعتراضات، کار به مقابله با نیروها و عوامل استبداد ولایت مطلقه کشید، و در این راستا بسیاری از مراکز استبدادی به آتش کشیده شد. همچنین در این روز انقلابی و در راه مقابله با نظام ولایت فقیهی دهها نفر شهید و مجروح گشتند. و افلام زیر نمونه های کار و فعالیت مردم ایران در این روز پیروز هستند:

 

چهارمین روز قیام سراسری و ضد استبدادی مردم ایران – در این روز (۱۰ دی) علیرغم مسدود شدن وسایل نشر و پخش تظاهرات و میدان داریِ مردم این صحنه ها در شهرهای مختلف منتشر گشته اند:

 

سومین روز تظاهرات (۹ دی): اعتراضات سراسری و براندازی نظام شعار اصلی گردید - سید علی ببخشین؛ دیگر باید بلند شین! سید علی حیا کن؛ مملکت رو رها کن! خامنه ای بدونه؛ بزودی سرنگونه! اصلاح طلب اصولگرا؛ دیگر تمومه ماجرا!

 

اعتراضات مردمی دارد سراسری می شود؛ کمااینکه دارد سیاسی تر می گردد!

اعتراضات مردمی دارد سراسری می شود؛ کمااینکه دارد سیاسی تر می گردد: از مشهد شروع (۷ دی)، و امروز (۸ دی) به شهرهای کرمانشاه، اصفهان، همدان، قم، تهران، رشت، خرم آباد و....... کشیده شد. و فیلمهای زیر بیانگر این امر هستند. و حال سؤال اساسی اینست: آیا مردم ایران بیش از این نظام استبدادی را تحمل نمی کنند؟ و آیا هنگام قیام آزادیبخش مردم ایران فرا رسیده است؟

 

اعتراضات مردمی در برخی شهرهای ایران: آیا مردم ایران هم بیش از این نظام استبدادی را تحمل نمی کنند؟ شدت اعتراضات مردمی و عکس العمل استبدادیان را در این ویدیوهای انتشار یافته مشاهده نمایید:

 

 

رفتار غاصبان صهیونی با معترضان و اَطفال فلسطینی  (صوت و صورت):

 

 

اعلانی بعد از ۷۰ سال غصب و اشغال - آمریکای صلیبی – الحادی بعد از ۷۰ سال غصب و اشغالگری صهیونی در قدس و فلسطین و ۳۰ سال دجالگری عریان (زیر نام صلح و مصالحه!) حالا اعلام میکند که شهرِ مبارک قدس (مرکز رسالات توحیدی، و قلب فلسطین) پایتخت صهاینه و استعمار صهیونی است!!! اینست بازی با دنیا و همۀ ملل عالم و سازمان ملل تشریفاتی و حتی اتحادیۀ اروپا و روس و چین و....... و اینست غلبۀ بنی میمون بر بنی آدم و غلبه بر هرچه انسانیت و اخلاق و ارزش است. آری؛ جنگلی عریان! جنگلی که الحق موضع متناسب را می طلبد! بدون اینکه بشریت و اصول اخلاقی و دینداری توحیدی فراموش گردد. و آیا روزی خواهد رسید که جهان بشری از این جنگل مداری عبور نماید و به جهان انسانی و اخلاق مداری و مراعات حق و عدالت قدم بگذارد؟! البته مردم آمریکا میباست خجالت بکشند که موجود ملعون و بی اخلاقی همچون ترامپ بر آنها حاکم و رئیس جمهور آنها شده است، کسی که عملا ثابت کرده که عنصری حیوان صفت و ماهیتا بنی میمون میباشد. هرچند ملل به اصطلاح اسلامی مستحق شرم و خجالتی بیشری هستند که زیر یوغ استبداد و استعمار دست و پا می زنند و همه چیز را از دست داده اند؛ بنحوی که بسیاری از آنها بزرگترین موفقیت خویش را زندگی در ممالک استعمارگر و مُصدِّر استبداد دست نشانده می بینند. خلاصه کار از گلایه و اعتراض گذشته؛ و تنازع جنگلی و غلبۀ اقویاء بر اذِلاّء امری انکارناپذیر گردیده است، و طبعا در این وضعیت جنگلی، حق و باطل، ظالم و مظلوم، حقوق انسانها و...... معنا و مفهمی پیدا نمی کنند.

 

 
مولد النبّی بر اهل توحید و آزادی مبارک باد
 

چند سرودِ کردی به مناسبت مَولِد النّبی

 
 
 

۱۱ مهر روز کار و استقلال (خود اِتکایی) بر موحدین و استقلال طلبان مبارک باد - آری؛ احزاب و سازمانها و اعضایشان باید اثبات نمایند که با تکیه بر زحَمات و تلاشهای خود مبارزه شان را ایجــاد و ادامه داده اند؛ نه با تکیه بر قدرتهای استبدادی - استعماری؛ و نه بنابر زور سلاح! و سلطه گری بر مردمی که قرار است او را نجات دهند؟! و اینهم زمانی میسر میشود که یک مبارزه حاصلِ ایمان، تلاش، و فداکاری اعضایش باشد؛ نه دکانی برای منفعت طلبی و باندبازی و سرقت و دزدی. باشد که چنین راه و روشی در جوامع ما رایج شود و بشریت مسلمان و احزاب و سازمانها را از وابستگی به اجانب و از وابستگی به زور سلاح بی نیاز گرداند؛ و به تبع آن این رسم توحیدی و استقلال طلبانه (که تکیه گاه موحدین آزادیخواه است) به مردم ثابت نماید که احزاب و سازمانها و اعضایشان، نه مُفت خوارانی انگل و سربار مردم! یا وابسته به اجانب سلطه گر، بلکه فعالان و تلاشگران متکی بخود هستند و بصورت سازماندهی شده کار و فعالیت میکنند.

 
 
 
 

عبــــور از تجزیه طلبی و اِنکــــار شعوب - بحث تجزیه طلبی و استقلال طلبی (و در مقابلش وحدت ملی و مملکتی) چند قرن است که در میان جوامع بشری موضوع بحث و مناقشه گشته است؛ و در مناطق و ممالک ما سابقۀ آن حداقل به یک قرن می رسد، و مشخصا از سقوط دولت عثمانی و اشغال سرزمینهای اسلامی توسط انگلیس و فرانسه آغاز می شود؛ اشغالگرانی که بلافاصله بعد از سقوط عثمانی دست بکار تجزیۀ ممالک اسلامی و درهم تنیدن و از هم گسستن اقوام و جوامع مسلمان شدند، و آنها را بر اساس طرح استعماری سایکس - بیکو و دیگر طرحهای استعماری بناء کردند؛ تا اینکه تنازع و حروب در جوامع اسلامی زیربنایی گردد و برای همیشه مسلمین: یا گرفتار استبداد و خفقان باشند؛ و یا در صورتِ طلب حقوق اساسی و آزادی و استقلال دچار جنگ و تنازع شوند. و همین است که حالا نیز جوامع اسلامی نه امکان اتحاد و همزیستی دارند، و نه میتوانند به جدایی و استقلال برسند؛ یعنی نه مَجال اتحاد و همزیستی دارند، نه زمینۀ جدایی و استقلال. و این مصیبتی است که جوامع درهم تنیده و ازهم گسیخته گرفتار آن شده اند. و به تأکید آنچه عامل نجات آنها از این وضعیت پرمصیبت می شود همانا بازگشت به اصول مشترک است، امری که نزد استعمارگران و استبدادیان خط قرمز و ممنوع البحث بحساب می آید. و در مطلبِ: ماهیت مرزهای ارضی این موضوع مفصلا مورد بحث قرار گرفته است.

 
 
 
 

 

 

 
 
 
 

 

خلاصه و معنای آزادسازی موصل - در این ویدیو خلاصه و معنای آزادسازی موصل توسط آمریکای دنیاخوار و حکام دست نشاندۀ عراق به خوبی مشاهده می شود. و طبعا نزد دنیاخواران غربی اصل اینست که بشریت همدیگر را بخورد؛ تا سلطه گری و دنیاخواری آنها تداوم یابد. آری؛ گمان می رفت که آمریکا و غرب بدنبال بهار عربی راه صلح و تفاهم با جهان اسلام را در پیش گیرند؛ لکن (و بجای آن) به روش سنتی خودشان مبنی بر کودتاگری، تهاجمات عسکری، و فتنه سازی تداوم بخشیدند. و این اقداماتِ بشر ستیزانه بیانگر این حقیقت است که دُوَل غربی مجددا محاربه با اسلام و مسلمین و بازسازی نظامهای استبدادی را بر صلح بین المللی و آزادی و مردمسالاری ترجیح داده اند.

 
 
 
 

۵ تیر ۱۳۹۶ و بیست و ششمین سالروز تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران را خوش آمد و تبریک و تهنیت می گوییم، و آرزو داریم روزی به مرحلۀ فعالیت علنی در ایران آزاد برسیم، حقی که استبداد ولایت مطلقه از ما موحدین آزادیخواه و از همۀ جهاتِ عقیدتی، سیاسی، فرهنگی، صنفی و....... سلب نموده است. آری؛ گناه نیست که حق خود را بخواهیم و آزادی داشته باشیم، اما جرم است که بشریت را از حق مُسلّم خویش محروم کرد. اینست که نظام ولایت مطلقه مجرم است، و بزرگترین جرمش اینست که یک امت ۷۰ – ۸۰ میلیونی را مسلوب الاراده و سرکوب و محروم نموده است! الهی این ظلم صریح و مُبین ریشه کن گردد. و بدین مناسبت، این مطلب اساسی و مبسوط را تحت عنوان: تنازع ذاتی بشر و غلبۀ بنی میمون بر بنی آدم تقدیم اهل حق و عدالت و انسانیت می نماییم.

تنازع ذاتی بشر و غلبۀ بنی میمون بر بنی آدم! - لکن آنچه در این میان تأسف انگیز و حزن آور است، همانا روش مادیگری غرب و روش خداپرستی مسلمین است، روشهایی که بیانگر افلاس بشریت و گمراهی عمیق و نشأت گرفته از جنگل مداری و ناتوانی در اثبات انسانیت و ظهور عقلانیت و اخلاق مداری است. و حقیقتِ آنچه که غرب و مسلمین در پیش گرفته اند همان آش و کاسه است (و دروازه روی پاشنه اش می چرخد)؛ و همان روشهای اولیه و غریزی و واکنشی و غیر عقلانی و غیر اخلاقی و غیر توحیدی است، و ثمره و نتیجه ای نصیب بشریت نکرده و نخواهد کرد. و به تأکید نه مسلمین نه غرب روی خط هدایت و انسانیت و عقلانیت و اخلاق حرکت نمی کنند، و عملکردشان و حتی مواضع نظری شان (بجای اثبات ادعاها و اسم و رسم شان) بیانگر گمراهی آنها و قبل از هر چیز ناقض چیزی است که مدعی اش هستند، و با روشی که در پیش گرفته اند ره بجایی نمی برند، و قرون عدیدۀ گذشته نیز شاهد پوچی شعارها و اسم و رسم آنهاست.

 
 
 
 

 

دعای خداوندا - به مناسبت ۲۹ خرداد سالگرد شهادت شریعتی، دعای خداوندا که یکی از دعاهای پر مُحتَوای ایشان است با صوت و صورت تقدیم می گردد. یادش مُکرّم و گرامی و خالقش از او راضی باد.

 
 
 
 

تصاویر جالب و دیدنی (ملوک سعودی و رؤسای غربی): این تصاویر جالب و دیدنی هستند؛ اما عجیب و غریب نیستند؛ چرا که: به همان اندازه که پادشاهان سعودی ذلیل و آلت دست رؤسای امریکی و اروپی هستند، مردم جزیرة العرب (حجاز) هم چنین وضعیتی دارند و ذلیل و آلت دست پادشاهان سعودی میباشند، و بدین ترتیب این تصاویر زیادی تعجب آور بحساب نمی آیند، و چنین وضعی را باید طبیعی و اجتناب ناپذیر تلقی کرد. البته این وضعیت در تمام جوامع و ممالک جهان و خاصتا در جوامع و ممالک استبداد زده و تحت سلطه ساری و جاری بوده و یک قانون شامل و فراگیر محسوب میشود، و همین است که راه نجاتی برای جوامع عقب مانده و پوسیده (مستقیما و بدون رشد و تغییر) وجود نداشته و نخواهد داشت. آخر چرا پادشاهان سعودی و غرق در مادیت و عَمالگی محل لومه و سرزنش باشند، اما مردم جزیرة العرب (که به اصطلاح اهل توحید هستند و قرار است بجز اللّه! در برابر کسی سر خم نکنند) محل لومه و سرزنش نباشند؟! چرا نظام ولایت مطلقه فراموش گردد که چگونه با صفوی گری و فارس بازی خود (جهت رضایت غرب و فریب عوام الناس) برای خیانتکاری حکام عرب زمینۀ وابستگی حداکثری و سیاست دست به دامنی فراهم کرده است؟! و بدیهی است که مردم ایران نیز در این رابطه یا تماشاچی یا اصلا بی خبر مانده اند؛ و بعضا هم (با صفویگری و نژادپرستی خود) با آن همراه شده اند. اینست که هرگز نباید این آیۀ عظیم و مُبین و ساری و جاری بر کل تاریخ را فراموش کرد که می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ: فساد و تخريب و انحطاط در زمين و دريا ( در کرۀ ارض) حاصل بدکرداری عموم مردم بوده و بدست آنها بوجود آمده است، و قوانين الله اقتضاء میکند که مردم عواقب بعضى از اعمالى را که مرتکب شده اند بچشند؛ و گرفتار نتیجۀ عملکرد فاسد خود شوند! اى بسا از آن عبرت بگيرند و به صراط مستقيم و سنن الهى برگردند. در این آیه مشخصا و بصورت صریح از عواقب عملکرد بد و فاسد بشری در کرۀ ارض صحبت شده است، و در این رابطه تأکید گردیده که هر چه مَفاسد و خرابی و ویرانی است در نتیجۀ رفتار بشری و محصول عملکرد مردم است.

 
 
 
 

خضوع مأیوسانه و متسوِّلانه در برابر استبداد ولایت مطلقه - شرکت در نمایش انتخاباتی نظام ولایت مطلقه نشانۀ یأس و افلاس است، نه امید به تغییر و تحولِ حداقلی؛ و آنهایی که در انتخابات نمایشی نظام ولایت مطلقه شرکت می کنند و به مهره های فسادکــــار خامنه ای و عوامل معلوم الحال استبداد ولایت فقیهی رأی میدهند مُستحق لومه و سرزنش هستند؛ و خودشان هم می بایست خجلت زده و شرمنده شوند. بگذریم از اینکه در نظام ولایت مطلقه تمام نهادهای انتخاباتی، تشریفاتی و صوری بوده و قدرت اجرایی ندارند و کاره ای نیستند؛ و تنها نهادها و مراکزی معنای واقعی دارند و از قدرت اجرایی برخوردارند که انتصابی و ناشی از خرافات صفوی و متصل به ولایت خرافاتی هستند و مستقیما تحت نظارت ولیّ مطلقه کار می کنند؛ و طبعا تسلیم در برابر چنین وضعیتی، جز خضوع مأیوسانه و انتظار متسوِّلانه معنای دیگری بر نمی دارد.

 
 
 
 

شروطی که آزادی انتخابات را مُحقَق می سازد - صرف برگزاری انتخابات یا ادعای آزادی انتخابات مشکلی را حل نمی کند، کمااینکه در سایر امور نیز وضع بهمین منوال است، و مثلا صرف ادعای مسلمانی کسی را مسلمان نمی کند و اسلامیت او را اثبات نمی سازد. و طبعا در میدان انتخاب و انتخابات: اولا هر مُستبد و ستمگری میتواند ادعای برگزاری انتخابات نماید و حتی آن را جاری سازد (کمااینکه بیشتر مُستبدین و ظالمانِ امروزه چنین میکنند و انتخابات مسخره و بی مُحَتوی برگزار میکنند). ثانیا ادعای انتخابات آزاد باید شروط خود را داشته باشد؛ و گرنه بصورت بسیار مسخره ای هر مُستبد و سرکوبگری میتواند انتخابات نمایشی و رُسوای خود را آزاد قلمداد نماید؛ و نیازی هم به تأیید و صلاحدید کسی ندارد. و حقیقت اینست که تحقق هر چیزی شروطی را می طلبد، و با فقدان شروط لازمه امر مورد ادعا  منتفی می گردد. و در میدان انتخابات سیاسیِ آزاد و سالم در یک مملکت، شروط زیر واجب و ضروری و اجتناب ناپذیر هستند:

 
 
 
 

نتیجه و پیامدهای انتخاباتِ نظام ولایت مطلقه - حالا ميخواهيم اين سؤال نهايى را به ميان بکشيم که آيا اصلاً راهى و روشى براى کنار زدن نظام استبدادى، به هر طريقى که تصور شود، وجود دارد؟ در حاليکه اکنون حداقل صد سال از آزاديخواهى جديد مردم ايران ميگذرد و هنوز هم که هنوز است از آزادى و مردمسالارى وکثرتگرايى خبرى نيست؟ آيا واقعاً امکان برقرارى آزادى و سالارى مردم و تکثر در ايران هست؟ جواب اين سؤال بصراحت اينست که: تا مردم نخواهند و تا مردم براى آزادى و مردمسالارى و کثرت گرايى قيام نکنند، اين کار ميسر نخواهد شد. و اما آيا مردم براى آزادى و مردمسالارى و کثرت گرايى قيام خواهند کرد يا نه؟ جواب اين سؤال هم اينست: قيام مردم نيازمند چند اصل و ضرورت است. اگر اين اصول وضرورتها وجود پيدا کنند جواب مثبت است و گرنه دهها سال و شايد صدها سال ديگرهم نظام استبدادى استمرار پيدا کند. مانند گذشته که يک خاندان صدها سال ميتوانست حکومت استبدادى برقرارکند، يا مانند خاندان پهلوى که توانست حدود ۵۵ سال سلطنت مطلقه و استبدادى و وابسته به استعمار و امپرياليسم را بر ايران تحميل کند . و يا هم اکنون نيز در بسيارى از ممالک، از جمله در سرزمينهاى عربى، دهها سال است و ٰحتى صد سال است که يک حزب يا يک خاندان در آن حکومت مطلقه برقرار کرده اند. و اين اصول و ضرورتها اينها هستند:


 
 
 
 

ماهیت انتخابات ولایت فقیهی و تحریم نمایشات استبدادی - سماء از همۀ مردم ايران دعوت ميکند که اين نمايشات استبدادى را قاطعانه تحريم نمايند و نظام استبدادى ولایت مطلقه را بى رأى و رُسوا سازند. و بدین صورت بجاست که با تحريم و عدم شرکت خود در رأى گيریهای استبدادى، به استمرار حاکميت نظام استبدادى نـه بگويند، و در این راستا رشد و بلوغ خود را به اثبات برسانند، و با اتخاذ این موضع مسئولانه به وظيفۀ انسانى و اسلامى خود که نه گفتن به ظلم و ظالمان و نفى نظام استبدادى است عمل کنند. و به تأکید از یک موضع اسلامی شرکت در انتخابات نظام استبدادى، گناهى بزرگ و به مثابۀ تأييد استمرار نظام استبدادى و در واقع به معنای ناديده گرفتن اصول اسلاميت و پشت پا زدن به هدف بعثتِ پيامبران یعنی آزادی از چنگ سلطه گران است. و در مورد کسان و جریاناتی هم که (در داخل و خارج) در نمایشات انتخاباتی نظام ولایت مطلقه شرکت ميکنند بايد گفت: چنين کسان و جرياناتى اسير جبرها و حيله هاى استعماری و استبدادى بوده و نگران عکس العمل خشونت بار آنها هستند. و به تأکید شرکت اين افراد و گروهها و جريانات ناشى از درک آزاد سياسى آنها نيست، بلکه حاصل جبرها و موانعی است که دست و پاى آنها را بسته است. به امید اینکه سرانجام زمینۀ انتخابات آزاد در ایران استبداد زده فراهم شود و سلطۀ مطلقۀ استبدادیان زائل گردد.

 
 

 

 

 

و اینهم دست بُردی آفتابی به یک مقالۀ علمی - اسلامی - یک شبکۀ اینترنتی با عنوان: گزارش تخصصی و مقاله، مطلبِ زن و مرد در روابط خانوادگی و زناشویی را که توسط موحدین آزادیخواه ارائه و در شبکۀ سماء انتشار یافته، دستکاری و به سرقت برده است. در این سرقت و دست برد آفتابی! نه تنها نام و نماد و مشخصات سماء کلا حذف گردیده اند، بلکه حتی نام و نشانه های موحدین آزادیخواه در متن مقاله هم در امان نمانده و همۀ آنها در زمرۀ محذوفات قرار گرفته اند؟! البته مسئولان این شبکۀ اینترنتی بدین حد و حدود اکتفاء نکرده اند؛ بلکه به نام و عنوانِ اصلی مقاله هم دست درازی کرده و در آن تغییراتی داده اند؟! اما شاید از همه گستاخانه تر قیمت گذاری این مقالۀ علمی و تبیین گر روابط انسانی است؛ که آشکارا به نرخ ۳۵۰۰ تومان عرضه شده است؟! و بدیهی است که چنین بی اخلاقی ها و افتضاحاتی در فضاء و جوامعی بیشتر رخ میدهند که زشتی امور و قبح مفاسد و خلافکاری لوث شده باشد؛ و التزامات انسانها وسیعا زیر سؤال رفته باشد. بگذریم از اینکه در چنین فضاها و جوامع لوث شده ای هیچ عواقب ملموس و پیش گیرانه ای متوجه خلاف کاران نمی گردد.

 

در سی و هشتمین سالگرد انقلاب ۵۷ این چهار مطلب را تقدیم می داریم:

مردم، دين، و دولت در چنگال استبداد

نظام ولایت مطلقه (مانند همۀ نظامهای استبدادیِ تماميت خواه در جهان امروز) هر آنچه که به زيرسلطۀ خود درآورده آن را به فساد و تخريب و عقب ماندگى کشانده است، و اين پدیده جزو ذات و ماهيت یک نظاماستبدادی است که زیر سلطه هايش را به روزگار فساد و تباهى می کشاند، زيرا استبداد، عقل و اراده را از انسان، مُحتَوی و هدفِ رسالت را از دين، وظيفه و هويت را از نهادهای مملکتی سلب ميکند و همه را به استخدام اهداف سلطه گرانه و انحصار طلبانۀ خویش در می آورد. و ايران امروز که از سه عنصر اساسىمردم، اسلام، و دولت تشکیل شده، در سايۀ نظام ولایت مطلقه در مضيقۀ خطرناکى قرار گرفته و  مسیرانحطاط  و  اضمحلال و سقوط  مى پيمايد.

علل ناتوانی مخالفان در اتحاد و همبستگی

 این یک سؤال بسیار بجاست که چرا مخالفان نظام ولایت مطلقه متحد نمی شوند؛ و حتی نمی توانند در چند جبهه نیز با یکدیگر کار و فعالیت نمایند؟! و این در حالیست که میلیونها ایرانی در خارج مملکت زندگی میکنند و به آنها دسترسی دارند؟! چه کسی می گوید ایرانیان داخل بهتر و سیاسی تر از ایرانیان خارج و آواره شده است؟! در این رابطه میتوان بحث و علت جویی کرد، و من جمله میتوان به مسائل فرهنگی و شخصیتی ایرانیان پرداخت، و یا وضعیت اقتصادی بیشتر ایرانیانی که به خارج رفته اند و معمولا دنبال بهتر کردن زندگی شخصی خود هستند مورد توجه قرار داد. و لکن در اینجا به علل اساسی عدم اتحاد و همبستگی و عدم اتخاذ مواضع مشترک در مقابله با نظام استبدادی - فرقه ای می پردازیم و خلاصه وار مهمترین آنها را طرح می نماییم.

راههــای زوالِ استبــداد سیــاسی

 ســــؤالات بَجــــا و مُهــــمّ: ۱- آيا مُستبدين سياسى حاکم شعار و ادعای آزاديخواهانه ندارند؛ يا اينکه به شعار و ادعای خود ملتزم و پايبند نيستند؟! ۲-  اگر مُستبدین شعار و ادعا دارند (که همیشه دارند!) چرا به شعارها و ادعاهای خود ملتزم و پايبند نمی شوند؟! ۳- آيا انحراف و عدم التزام مُستبدین به شعارها و ادعاهای خویش بخاطر حفظ سلطه و منافع و با توجه به فشارهایی است که از داخل و خارج  و از طرف استعمارگران و نیز اقشار قدرتمند و ثروتمند داخلی به آنها وارد میشود؛ يا اینکه ماهيت فکرى و روانی آنها چنين اقتضا می کند؟!  و.....................

نقش مواضع مُخالفین در تداوم نظام ولایت مُطلقه

عـلاوه بر کم اطلاعی و بی تجربگیِ اولیۀ مردم ایران و جریاناتِ مختلف سیاسی (که زمینه ساز تسلط خمینی و آخوندهای صفوی بر ایران و قوّات و ثرَواتش گشت)، عامل اساسی دیگر در بقاء و تداوم نظام ولایت مطلقه همانا ماهیت غیر اسلامی بخشی از مخالفین، وابستگی آنها به دُوَل اجنبی، و استبدادمنشی آنها بوده است. و خاصتا در مناطقی که فرصت بیشتری پیدا کردند، این مُختصات در آنها تجلی بیشتری پیدا کرد و کار به اسلام ستیزی و حاکمیت مکاتب الحادی و اِعمال استبداد و سرکوبگری کشید؛ بنحوی که بسیاری از منتقدین درآن مناطق فدای مواضع خود گشتند و حتی مخالفتِ مسالمت آمیز با جریانات مُسلح موجب مرگ و نابودی می گشت؛ و بسیاری نیز در همین راستا جان باختند.

 

 

هاشمی رفسنجانی، ابن الوقتی که وقت پیدا نکرد - در این شکی نبود که هاشمی رفسنجانی مردی با استعداد و توانا و فعال بود، لکن آنچه کمبود اساسی ایشان بحساب می آمد، مبادی و بنیادهای حرکت و عدم ایمان و اعتقاد به قضیه و راهی مشخص بود، و ایشان همیشه در مسیری قرار می گرفت که تنورش گرمتر باشد، و این حقیقت را در تمام ادوار سیاسی رفسنجانی بخوبی میتوان مشاهده کرد، و تاریخ زندگانی ایشان ثابت می نماید که: نه به راه و روش و افکار مجاهدین خلق ایمان و اعتقاد داشت (که گفته میشود قبل از انقلاب به آنها متمایل بوده است)، نه با ولایت فقیه و نظام ولایت فقیهی تا آخر همراهی کرد (تا جایی که در این اواخر حتی منتقد این نظریۀ ملوکانه شده بود و در رابطه با آن بازنگریها داشت و حتی از شورای رهبری صحبت می کرد)، و نه نظام مردمسالاری و کثرت گرایانه نزد او جا و احترامی یافت، و اصلا ایشان در بازسازی قانون اساسیِ ولایت فقیهی و کشاندن اصطلاح ولایت مطلقه به متن آن قانون نقش تعیین کننده ای ایفاء نمود، قانونی که در همۀ ایام حضورش در نظام ولایت مطلقه مجری آن بود (خاصتا در طول هشت سالۀ ریاست جمهوری)، و طبعا در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز نگهبان آن بحساب می آمد؛ و به تأکید چنین وضع و تاریخچه ای غیر از ابن الوقتی و بی اصولی معنای دیگری بر نمی دارد.

 

مُعضل بی اخلاقی و راه و چارۀ توحیدی - بی اخلاق! لفظ و اصطلاحی است که بسیار تند و شدید بحساب می آید. درست است که لفظ بی عقل نیز اتهامی بسیار تند و شدید است و حتی به نص قرآن انسان را از حیوانات نزدیک مینماید: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ (انفال - ۲۲): به تأکید مضرترین موجودات نزد اللّه کَر و لالهایی میباشند که اهل تعقل و عقلانیت نیستند. لکن باید دانست که مبنای تعامل عاقلانه و اساس عقلانیت نیز همانا اخلاق و ماهیت اخلاقی - فرهنگی است. و کمااینکه در این آیۀ مذکـور مشاهده می کنیم، عدم توجه به حقایق و خود را کر و لال کردن نسبت به واقعیات و حقـایق (و تجاهل و هواپرستی) انسانها را به بیراهگیِ عمیقی می کشاند و حتی عقل و فهم بشری را از کار می اندازد؛ و طبعا این همان روشی است که سر از کفر و نفاق و جهنمی شدن در می آورد. و در سورۀ فرقان (آیات ۴۳ و ۴۴) این موضوعِ روان شناسانه چنین منعکس شده است: أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا، أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا (فرقان - ۴۳ و ۴۴): حال آیا می بینی آن کسی را که هوای خویش را خدا نموده و مطیع آن شده است؟! پس چگونه میتوانی وکیل آن گردی {و به او اعتماد نمایی!)؛ آیا فکر می کنی که بیشتر این کسان می شنوند یا عقل بخرج میدهند {خیر چنین نیست}؛ آنها نیستند جز موجوداتی شبیه حیوانات، و بلکه از آنها گمراهتر و سرگردانتر می باشند.

 

قيام آزادیخواهانۀ حسين: قیامی واقعی نه افسانه ای - دربارۀ فاجعۀ عاشوراء (دهم محرم) و شهادت حسين بن على در چنین روز و ایامی، فرياد و زارى زيادی سرداده شده و حتی سينه زنى و خودزنی مفرطی صورت گرفته است؛ اما نه براى حسين و رسیدن به اهداف حسینی، بلکه برای رسيدن به اجر و پاداشی خیالی و مجّانی! در دنیا و آخرت. و اما خونهايى که در روزهای تاسوعا و عاشورا ريخته میشود بی پایان است و هر ساله تکرار می شود، و کار بجايى رسیده که این دو روزۀ محرم هر ساله ایام بسیار خونینی! گردند؛ بدینصورت که اگر تاسوعا و عاشوراى ۶١ هجرى بوسیلۀ لشکريان يزيد خونين شد، لکن تاسوعا و عاشوراهاى بعدى (از راه خودزنی!) توسط کسانى خونين ميشود که دم از حسين و محبت ایشان می زنند! بحدی که مناظر خونين مراسمات تاسوعا و عاشورای امروزه حتى از مناظرى که لشکریان يزيد در کربلا بوجود آورند متأثر کننده تر است؛ و گويى داستان کربلا هر ساله!!! تکرار میشود. هرچند متأسفانه قضیه از اینهم دردناکتر میباشد؛ و هر ساله در مراسم تاسوعا و عاشورا دهها برابر و چه بسا صدها برابرِ کربلاى ۶١ هجرى و با اهداف خرافی - سیاسی و زیر جبر عرف شیعی گری خون ريخته می شود. و با وجود همۀ اینها به اطمينان می توان گفت که بیشتر مردم هنوز که هنوز است! نه حسين را می شناسند و نه دشمنان حسين را و نه میدانند که تاسوعا و عاشورا چيست و برای چیست؟!

 
 

هویت سازیِ نامۀ هویت برای اکراد و احزاب و جریانات اسلامی - پایگاه تحلیلی کردها اقدام به نشر یک مقالۀ تحلیلی در شهریور ماه و به نقل از ماهنامۀ نامۀ هویت کرده است. در این مقالۀ تحلیلی روی موضوعات مختلفی در رابطه با ارض و هویت و مذهب و جریانات سیاسی بحث و بررسی بعمل آمده است. و لکن در این مقالۀ تحلیلی (بگذریم از لحن آرام آن) مطالب نادقیق و غیر علمی و حتی تحریفی در آن بسیار مشاهده می شود؛ و حتی از روی مُحتوایش (و همچنین ادبیاتش) میتوان بخوبی پی برد که این ماهنامه در داخل مملکت و زیر سلطۀ نظام ولایت مطلقه منتشر می گردد. البته بعنوان موحدین آزادیخواه به فکر نقد و بررسی مطالب مختلف این مقاله نیستیم، و تنها روی نکاتی روشنگری می کنیم که مربوط به سازمان موحدین آزادیخواه ایران میباشد. هر چند نمی توانیم روی تحریفات بزرگ و آشکارا جانبدارانۀ آن بهمین سادگی بگذریم، اما این تلقیناتِ ناصحیح و بعضا ظنی و اثبات نشدنی را تنها با تأکید و خط کشی روی آنها نقد می کنیم، چرا که با بحث و بررسیِ موضوعات مختلف آن، نقدهای ما به درازا می کشد، و از طرف دیگر مطالب و معلومات ارائه شونده در سایۀ نظام استبدادی ولایت مطلقه کمتر به مردم میرسد.

 
 
 

جوامع اسلامی؛ و سیاست و حکومت الحادی! - دو اصل بديهى و حتى طبيعى (که تقریبا همۀ بشريت در حقانيت و اصالت و ضرورت آنها اتفاق نظر دارند)،يکى شناختِ چيزى و امری (اعم از فکر، اشياء، انسانها، جوامع و......) از طريق مراجعه به خود آن چيز است، مراجعه ای که موجب کشف واقعيت و حقيقت آن می شود و راه درک و فهم آن سهل و هموار می گردد، وديگرى حاکميت بر خود و استقلال انسانها و جوامع بشری می باشد، حاکمیت و استقلالی که اراده و خودمختارى در پى می آورد. و به عبارت ديگر اين دو اصل اساسی عبارتند از.....

 
 
 

۱۱ مهر روز کار و استقلال (خود اِتکایی) بر موحدین و استقلال طلبان مبارک باد - آری؛ احزاب و سازمانها و اعضایشان باید اثبات نمایند که با تکیه بر زحَمات و تلاشهای خود مبارزه شان را ایجــاد و ادامه داده اند؛ نه با تکیه بر قدرتهای استبدادی - استعماری؛ و نه بنابر زور سلاح! و سلطه گری بر مردمی که قرار است او را نجات دهند؟! و اینهم زمانی میسر میشود که یک مبارزه حاصلِ ایمان، تلاش، و فداکاری اعضایش باشد؛ نه دکانی برای منفعت طلبی و باندبازی و سرقت و دزدی.

 
 
 

راهها و انديشه ها و مکاتب عالمى و فرامکانى و فرازمانى (که همۀ بشريت در همۀ زمانها و مکانها مورد خطاب آنهاست) بايد تعالیم، عقايد، اعياد، تاريخ، و کلا اصول و فروع تعلیم و تربيت و ابتکاراتشان انسانى و عالمى و فرازمانى و فرامکانى باشد، تا اينکه (به اقتضای خطاب شان) همۀ بشريت را در برگيرند و همۀ جوامع و اقوام و شعـوب روی زمین در سایۀ آنها احساس برابرى و برادرى و اتحاد نمایند. در غير اين صورت، لياقت و توانايی خود را براى جوبگویی به بشريت روی زمین (در زمانها و مکانهاى مختلف) از دست می دهند و درمحدوده هاى زمانى و مکانى و محلى محصور می شوند.

 
 
 

عبادات فردی: تفَکُّر و تعَقُّل، ذِکر و تذَکُّر، دُعـا و طلَب - عبـادات و مراسمات اسلامی در کلیت خـودشان فـردی - اجتماعی هستند، و در جمع مسلمین و در سایۀ جماعت و تجمع آنها به عمل در می آیند (مثل نماز، روزه، زکات، حج، تعاون، ازدواج، اعیاد، خیرات، صدقات و.......). لکن عباداتی هم وجود دارند که میتوانند بکلی فردی باشند، و در همان حال بسیار اساسی و حیاتی هستند، چرا که به ذات انسانها و عمق وجودی مؤمنان و خاصتا به ایمان و معنویت آنها ارتباط پیدا می کنند. و همین است که عبـادات فردی قبل از هر چیزی (بنابر ذات و ماهیتی که دارند) به مسئلۀ خودسازی و پرورش روح و تثبیت ایمان و معنویت و التزام عملی در زندگی می پردازند، و خمیرمایۀ عقیده و فرهنگ و اخلاق می گردند. و به تأکید فکر کردن، ذکر کردن، و دعـا کردن نمونه های مشخص این نوع از عبادات هستند. هرچند اینها نیز میتوانند بصورت جمعی برگزار شوند، اما در کلیت خودشان (و خاصتا تفکر و تعقل) فردی بحساب می آیند. و این سه واجب مُسلّم و اسلامی (و به شهادت نصوص قرآنی) بدین قرار هستند

 
 
 

 

 

 
 
 

 

سندی صوتی و در حد عالی افشاگر از حسین علی منتظری دربارۀ اعدامها و جنایات نظام ولایت مطلقه در تابستان ۱۳۶۷

 
 
 

در مسلک صفوی؛ کُلِّ اهل سُنَّت ملعون و محکوم به اعدام است! - نظـام صفوی - ولایت فقیهی ایران روز سه شنبه (۱۲ مرداد) در یک جنایت و قتل عام ددمنشانه بیش از ۲۰ نفر از زندانیان اهل سنت را (با نامها و اسامی مشخص) اعدام کرده است. لکن همراه با تقبیح و محکوم سازی این کشتار وحشیانه و قتل عام ظالمانه، آنچه از نظر موحدین آزادیخواه امری قابل انتظار و مطابقِ مبادی صفوی - ولایت فقیهی است، همانا اعدام و نابودی تمام اهل سنت توسط نظام صفوی - ولایت فقیهی است، نه اینکه توقع حفظ جان و مال و  اعراض آنها را داشته باشیم؛ چرا که در مسلک صفوی (که نظام ولایت فقیهی در تداوم و بر اساس مبادی آن بوجود آمده است) در ذات خودش آمیخته ای از نژادپرستی و خرافات نژادی - مذهبی است، و خصم لَدود اهل سنت (امت اسلام)، دشمن مُبین صحابه و یاران رسول، و بصورت پنهان و پیدا و تقیه آمیز، منکر قرآنِ خلفاست - قرآن مُبین و محفوظ.  

 
 
 

پیروزی قرن: سرآغازی دیگر - غلبه بر کودتاچیان؛ اینبار آنها محاسبه می شوند! - و اما کودتای جدید ترکیه علیه حکومت مُنتخب (کودتای یک شبه): در این شکی نیست که کودتای خنثی شدۀ ترکیه در چند شب گذشته (علیه حکومت انتخابی آک پارتی و به ریاست جمهوری رجب طیب اردوغان) یکی از شرم آورترین کودتاهای جهان اسلام است (که میلیونها نفر با صوت و صورت شاهد آن بودند). و لکن بنابر سلطۀ جهانی اجانب و ماهیت مردمی - اسلامی حکومت حاکم ترکیه، هر صاحب نظری منتظر چنین حوادثی بوده است؛ و طبعا این کودتای شکست خورده پایان مقابله با ارادۀ جوامع اسلامی و حاکمیت مسلمین بر سرنوشت خودشان نخواهد بود. و همین چند هفته پیش نیز (۵ تیر) موحدین آزادیخواه در یک موضوع مفصل سیاسی با عنوان تداوم وضع استبدادی - استعماری: اُختاپوس اجنبی و توارثاستبداد حاکم و محکوم! در رابطه با اوضاع ترکیه چنین بیان داشت: (((از نظر غرب حکومت اردوغان باید ساقط و سرنگون شود؛ چرا که میل به آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی کرده است! و این چیزی است که از نظر اَجانب سلطه گر حرامترین حرام برای جوامع اسلامی! بحساب می آید و ابدا تحمل نمی شود. و به تأکید اَجانب سلطه گر و غارتگران غربی و روسی و دشمنان اسلام و امت اسلامی تا بتوانند نمی گذارند که در جوامع و ممالک اسلامی ثبات سیاسی و امنیت اقتصادی و اخوَّت اسلامی متحقق و جامۀ عمل پوشد، و طرحهای سایکس - بیکویی و تقسیمات ارضیِ نزاع آفرین نیز در همین راستا قرار دارند و برای جنگ دائمی در جهان اسلام راه اندازی شده و می شوند))).

 
 
 

مشکل اساسی و مصیبت بار دوم در راه وصول به آزادی و استقلال و ارتقـاء و برقراری نظامی مردمسالار و کثرت گرا در جوامع بشری، همانا رشدنیافتگی و عقب ماندگی اجتماعی و ناتوانی در بدست گرفتن سرنوشت سیاسی خویش و فقدان توانایی در ایجاد نیروها و احزاب و سازمانهای سیاسی (و متکی به مردم) و بی نیاز از دخالت اجنبی است. و این ضعف بنیادی موجب شده که چنین جوامعی غیر سیاسی تلقی شوند و تولیدات سیاسی نداشته باشند. و به تبع آن، بیشتر جریانات و احزاب و سازمانهای سیاسیِ مؤثر و صاحب قدرت در جوامع رشد نیافته و عقب مانده، آثار خارجی و دارای منشاء خارجی و حمایت شدۀ اجنبی بحساب آیند. اما در رابطه با این مشکل اساسی و ریشه هایش چند نکتۀ بنیادی وجود دارد، و اهمّ این نکات بدین قرار است: اولا از نظر انسان شناسی، بشریت همیشه و تاریخا سلطه گر و سلطه پذیر بوده است (و این موضوع شاید اصل الاصول استبداد و استبدادپذیری تلقی شود)، و همین قضیه است که مُوّجد و مایۀ ظهور طبقات حاکم و محکوم می گردد، و در سایۀ این واقعیت تلخ، بعضی به خدمت بعضی دیگر در می آیند. ثانیا توان جسمی و عقلی و علمی افراد بشری متفاوت است (چه بنابر ذات و ترکیب انسانها و چه بنابر زمینه های خانوادگی و اجتماعی و معیشتی)، و این امر نیز کار بشریت را مختلف و متعدد کرده و زمینه ساز تسلط اقویاء و زیر سلطگی ضعفاء گشته است. ثالثا با واقع شدن چنین امری (تسلط و زیر سلطگی)، آنگاه اَقویای سلطه گر صاحب قدرت و حکومت و ضُعفای سلطه پذیر مسلوب الاراده و بلا اختیار می گردند، و متعاقب این وضعیت، ناتوانی و جهالت و جبرهای مختلف، سلطه پذیران را محاصره کرده و اراده و اختیاری برای آنها باقی نمی گذارد. و در حقیقت این حاکمانِ مسلط بر آنها هستند که سرنوشت و نحوۀ زندگی و حتی ماهیت فکری و فرهنگی آنها را تعیین میکنند! و سخن مشهور: النّاس علی دینِ مُلوکِهم (مردم روی دین حاکمانشان هستند) مصداق این موضوع تلخ و تاریخی میباشد.

 
 
 

 
 
 

رمضانی دیگر آمد، خوش آمد! رمضانی که باید در جـوامع تـوحیدی و زیر حاکمیت الله و زمامداری مسلمین برگزار شود؛ نه در جهل و خرافات و زیر هَیمنۀ نظامهای استبدادی و استعمارگرانِ کافرکیش. رمضان و روزه داری مراسم اهل توحید و آزادی است، و  بدیهی است که این عبادت در جوامع توحیدی و در وضع توحیدی هدفدار شود. بر خلاف وضع منحط امروزه، که بسیاری از مسلمانانِ اسمی، یا در رمضان و روزه داری شرکت نمی کنند؛ یا بنابر اهداف شخصی و جسمی! بدان مبادرت می ورزند؛ کمااینکه برخی هم اعراف اجتماعی و خانوادگی آنها را وادار به رمضان و روزه داری می کند. طبعا بقیۀ مسلمانان هم (با توجه به سنتی شدن این رسم توحیدی) رمضان و روزه داری را از متن دین و اهداف روزه داری خارج کرده و مانند سایر مراسمات و عبادات اسلامی آن را خنثی و بلا اثر نموده اند. در این رابطه این مطلب میتواند بسیار روشنگر باشد: بقای اسکلِت عبادات و غِیاب مقاصد آنها. و همین است که تبریکات رمضانی ما بیشتر متوجه اهل توحید و  مسلمانان صادق می شود، همان کسانی که صیام و روزه داری را برای تجلّی عزم راسخ و به مثابۀ تمرین اطاعت از ربّ العالمین و جهت وصول به تقوی و انضباط دینی برگزار میکنند، و در مسیر تحقق اسلامیت ظهور اُخوَّت اسلامی واقع می شوند.

 
 
 

نامها و اصطلاحات عام و استخدام خاص آنها - متأسفانه بیشتر نامها و عناوینِ احزاب و سازمانها و جماعات اسلامی (بجای اینکه تبیین کننده و تمییز دهنده مُختصات فکری و عقیدتی و تشکیلاتی باشند)، یا کلی و فراگیر  هستند یا تکراری و عمومی؛ بدون تفاوت و تمایزی که بتوان آنها را از هم تشخیص داد. و البته از اینهم ناصواب تر اینکه: بسیاری از آنها ماهیتا و از نظر مُحتوی (در هر بعدی که نظر افکنیم) تفاوت چندانی با هم ندارند، الا اینکه از یکدیگر جدا بوده و در رقابت با یکدیگر! فعالیت می کنند. و بدیهی است که در این رابطه میتوان مثالها ذکر نمود (هر چند این پدیدۀ نامبارک مُختص اسلامیین نیست، و غیر اسلامیین هم بدین امر مبتلا هستند). بنابر این، نامهای عامّ و فراگیر و مُحتوای مشابهِ جهات و جریانات اسلامی (که غالبا نیز ماهیت سنتی و سازشکارانه داشته و کمتر مواضع توحیدی را حمل میکنند، و در همان حال گرفتار تحزب و دسته بندیِ غیر موجه هستند) یکی از مشاکل اساسی آنهاست.

 
 
 

در بیست و چهارمین سالگرد هجرت موحدین آزادیخواه (۲۸ فروردین ۱۳۹۵) این دو مطلب را تقدیم اهل توحید و آزادی می نماییم:

۱- بیِّناتِ عقیدتیِ موحدین آزادیخواه  

۲- دعوت و تربیت قرآنی (۱): مقدمه - کلیات

تاریخ ایـــــراد: ۶ صفر ۱۴۱۳ - ۱۵ مرداد ۱۳۷۱

 
 
  ماهیت انتخابات ولایت فقیهی و تحریم نمایشات استبدادی - آنچه در اينجا ارائه می گردد، بررسى ماهیت انتخابات در نظام ولایت مطلقه و ضرورت تحريم نمايشات استبدادى است. اما آنچه قبل از هر چیز لازم است دانسته شود اينست که چگونه نظام ولایت مطلقه توان و روى آن را دارد که نمايشات استبدادى را انتخابات تبلیغ نماید؟! چرا که انتخابات و امکان انتخاب زمانى وجود خواهد داشت که افکار و خطوط مختلف در صحنۀ انتخابات و پیش پای مردم وجود داشته باشند، و در رابطه با اشخاص نیز، هنگامى امکان انتخاب وجود خواهد داشت که بيش از يک شخص و نامزد و با افکار و برنامه هاى خاص در مقابل انتخاب کنندگان وجود داشته باشد. و با بودن افکار و روشهاى متفاوت و همچنین حضور نامزدهای داراى خط و برنامۀ خاص، انتخابات و امکان انتخاب قابل بحث و بررسی ميشود، و در آن صورت، میتوان از انتخابات و گـزينش افکار و اشخاص و روشهای مختلف صحبت کرد، در غير اينصورت، انتخابات و بحث روى آن سخن بى معنايى خــواهد بود. به عبارت دیگر، زمانی که از وجود افکار و خطوط و روش هاى متفاوت و از افراد و شخصيت هاى حامل عقايد و برنامه ها و روشهاى خاص مطمئن شديم، آنگاه می توانيم از انتخاب و برگزارى انتخابات صحبت نماییم.  
 
 

سمـــــــــــــــــــاء (۳۰ دی ماه ۱۳۹۴): خامنه ای هم جام زهر نوشید (و به قول خودش: در برابر آنچه در اين معامله به دست آمده، هزينه‌ های سنگینی پرداخت شده است. و اما برای روشن شدن عمق زهرنوشی هسته ایِ نظام ولایت مطلقه شاید بهتر از هر چیزی توجه و گوش دادن به سخنان بسیار صریح جان کری (وزیر خارجۀ آمریکا) باشد؛ که مُحتوا و خلاصۀ سخنانش چنین است: آنچه باید با نظام ولایت مطلقه بکنیم کردیم!. و ای کاش آنچه آمریکا و غرب با نظام ولایت مطلقه و علی خامنه ای کردند، مردم ایران هم میتوانستند یک در صدش را انجام دهند و یک قدم این استبدادِ مطلقه را وادار به عقب نشینی نمایند.

 
 
 

مَولِدُ النَّبیّ مُبارَکسالروز میلاد رسول الله (محمد مصطفی) - سالروز میلاد رسول الله محمد مصطفى (ص) آخرين پيامبر توحيد و آزادی و پيامبر همۀ مسلمين و الگوى هميشه زندۀ بشريت به تمام مسلمين و بر انسانهای حق جو و عدالت خواه مبارک و تهنيت باد.

 
 
 

و بدین مناسبت چند سرود زیبا و دل نواز در رابطه با مَولِد النّبی تقدیم می گردد:

 
 
 

 
 
 

سه وجهِ ناهمخـوانِ دعـوت و مبـارزه - فکر و عقیده، جامعۀ بی اراده، و دشمن ظالم، ابعاد اصلی و اکثرا ناهمگِن دعوت و مبارزه را تشکیل می دهند، ابعادی که در کلیت خودش و علی العموم ناهمگِن بوده و احیانا در تضاد قرار می گیرند. بدین ترتیب که در مجموع: اولی موجب فعالیت و مقاومت، دومی عامل یأس و ناامیدی، و سومی مولد خشم و انتقام می گردد. و اما اینکه در این کشاکش و در رابطه با این عواملِ ناهمخوان چه باید کرد و چگونه باید حرکت نمود؛ اجتهـــاد لازم می آید، تا بتوان میان آنها تنسیق و هماهنگی بوجود آورد و یک دعوت و مبارزۀ مؤثر و نتیجه بخش به راه انداخت.

 
 
 
 

دینداری توحیدی و چهار موضع ریشه دار و تاریخی - علاوه بر تنوع شناخت و معرفت از دین توحیدی اسلام (و مشخصا تنوع فهم و تفسیر آیات قرآن)، همیشه و از نظر اخلاقی (و در میدان عمل و زندگی)، حاملان نام دین مواضع بسیار مختلف و حتی ضد توحیدی داشته اند، پدیدۀ شومی که حالا هم به روال تاریخی اش باقی و بردوام میباشد. و طبعا این تضاد و تناقض در مواضع و صورتها و اَشکال مختلف آن (و ریشه داری و تداوم این امر) به ذات و ماهیت انسانها و روابط حاکم بر جوامع بشری (و جبرهای متعدد زندگی) بر می گردد، و از این جهت امکان دارد که مثلا مدعیان امری و دینی و عقیده ای (برای ادعاهای خویش!) حتی از دشمنان بدتر و مضرتر از آب درآیند. و ما در اینجا بعنوان موحدین آزادیخواه مهمترین مواضعی که نسبت به دین اسلام و دینداری اسلامی (در طول تاریخ) اتخاذ و اِعمال شده است، زیر روشنایی آیات قرآن ارائه میدهیم...

 
 
 

 
 
 

۱۱ مهر روز کار و استقلال (خود اِتکایی) بر موحدین و استقلال طلبان مبارک باد

 
 
 

چهار منشاء کلام و عمل (هوی، جهل، جبر، عقیده) - مُقدّمتا باید دانست که در هر کلام و عملی (اعم از کلام و عمل نفسانی، کلام و عمل جاهلانه، کلام و عمل اجباری، کلام و عمل اعتقادی)، شاخه ها و فروعات زیای وجود دارد، و در همۀ آنها مشروع و نامشروع، عادلانه و ظالمانه، و عالمانه و جاهلانه پیدا می شود. مثلِ: نفسانیت مشروع و نامشروع، جبرهای عادلانه و ظالمانه، اعتقادات عالمانه و جاهلانه. و اما اصل موضوع و منشاء چهارگانۀ کلام و عمل بدین قرار است:...

 
 
 
     
 
 
 

آزادی رشد و ترقی و آزادی انحطاط و هرزگی - آزادی هدف نیست، وسیله است، دروازه است، راه رفتن است، مایۀ حرکت است، و عدمش موجب توقف و رکود می شود. و مهم اینست که از این دروازه و از این راه و در این حرکت به کجا می روی؟ و متأسفانه اینجای آزادی و این دو راهۀ کلیدی زیاده از حد فراموش و اِهمال شده است. و البته بدیهی است که عمدی در کار است تا روی این موضوع زیاد تأکید نشود؛ و دشمنان آزادیِ رشد و ارتقاء دوست دارند که این دو راهۀ سرنوشت ساز هیچ وقت مکشوف نگردد، بلکه میخواهند همیشه مکتوم و تاریک! بماند. و همین است که آزادی و آزادیخواهی (که اساس حرکت و مسیر خیر و شرّ در دنیا و آخرت میباشد) یک لفاظیِ مجهول الهُوّیه شده است؛ و هر کسی و هر طرفی (بدون توجه به مُحتوی) آن را عَلَم و تکرار مینماید. و در این میدانِ بی مُحتوی و مسخ شده، مستبدین، اهل فسق و فساد، و آنهایی که دنبال فسادکاریِ بلاحدود هستند؛ بر آزادیخواهان و طالبانِ آزادیِ اراده و انتخاب و رشد و ترقی دست بالا پیدا کرده اند.

 
 
 
 
بحثهای تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران (۵ تیر ۱۳۷۰)

 
 
 
   
 
 
  طلب مرگ و زوال؛ نه آزادی و مردمسالاری - دشمنی دُوَل غربی با دین اسلام و جوامع اسلامی یک امر تاریخی و مُستمر است، و آنها برای مسلمین و جوامع اسلامی استبداد و جنگ و ویرانی میخواهند، نه آزادی و مردمسالاری؛ مرگ و زوال میخواهند نه نظام انتخابی و تعدد احزاب و حقوق بشر؛ و تفرق و نامسلمانی آنها (جهت تسلیم و بردگی) هدف نهایی این دشمنان مُبین است؛ چیزی که قرنهاست دنبال آن هستند، و تقسیم و تجزیۀ جوامع اسلامی و ساخت ممالک استعماری و تحمیل استبداد دست نشانده و ترویج فحشاء و مِی خوارگی نیز این هدفِ اساسی را دنبال می کنند. لکن عجبا که هنوز هم! کسانی هستند که یا غــرب و دُوَل غــربی را نشناخته اند، و یا عوامل آنها بحساب می آیند و نمی خواهند واقعیت آنها را دریابند. هرچند کسانی که تا حال غــرب را نشناخته باشند بسیار اندک هستند، الا اینکه اشخاص و جریاناتی به ناچار و از روی ناتوانی از غرب و دُوَل غربی انتظاراتی دارند. و گرنه چگونه می توانیم قبول کنیم که مثلا مردم سوریه یا ایران (یا هر یک از جـــوامع اســـلامی) حالا هم غرب و خاصتا دُوَل غربی را نشناخته اند؟! و مثلا آیا همین دول غربی نبوده اند که بر اساس طرح استعماری سایکس - بیکو کل مناطق اشغــال شدۀ دولت عثمانی و من جمله شام و فلسطین و بین النهرَین را تقسیم کرده و از آنها انــواع مملکت و دولت جعلی ساخته اند؟! و آیا سوریه یکی از این ممالک ساختۀ استعمار انگلیسی - فرانسوی نیست که من البدایه علی اللهی ها را بر آن مسلط کرده و به زور جیش فرانسوی آنها را بر جامعۀ مسلمان آن دیار تحمیل کرده اند؟! آیا سوریه همان مملکتی نیست که از طرف استعمار صهیونی بخشی از خاک آن (بلندیهای جولان) اشغال شده است؟! بگذریم از اینکه غرب استعمار صهیونی را به جان همۀ اعراب و مسلمین انداخته و ۵ مملکت عربی را غصب و تصرف کرده است.  
 
 
   
 
 
 
 
 
 
 
 

مصدر اصلی مطالب و مواضع سماء - مصدر اصلی مطالب و مواضع فکری، فرهنگی، و سیاسی سازمان موحدین آزادیخواه ایران، شبکۀ سماء: samaa.org است. بنابر این، مطالب و مواضع نهایی سماء تنها از این شبکه قابل اخذ و دریافت می باشد. و آنچه خارج از این شبکه وجود دارد: اولا ممکن است از اصلاح و تجدید نظرهایی که در مطالب و مواضع سماء صورت می گیرد، بی بهره بماند. ثانیا به علت مشکلات پخش و نشر و احتمال تحریفات عَمدی، دریافت مطالب و مواضع نهایی از شبکۀ سمـاء یک امر ضروری است. و طبعا اگر متن و مطلبی (در هر جا و مکانی) با متون و مطالب شبکۀ سماء متفاوت و مختلف باشد، سماء در برابر آن مسئولیتی نخواهد داشت.

 
 
 
 
 

مُخاطبان مُوَحِدین آزادیخواه - سازمان موحدین آزادیخواه ایران، جهت احیای مُجدد اسلام ومسلمانی و ابلاغ و ارائۀ اسلام اجتهادی (توحید و آزادی) و حاکمیت و اقامۀ دین توحیدی اسلام بوجود آمده است. اینست که مخاطبان اصلی و بالفعل موحدین آزادیخواه، مسلمین و جوامع اسلامی و کسانی هستند که دنبال ماهیت واقعی اسلام و حقیقت دین اسلام هستند، نه ثبوت حقانیت آن و نه ثبوت خدایی بودن آن و نه ثبوت وجود الله رب العالمین. به عبارت دیگر مُحتوی و تبیینات و جوابهای موحدین آزادیخواه، بیشتر متـوجه مسلمین و کسانی است که در محدودۀ دین اسلام می اندیشند و میخـواهند اهل توحید و آزادی باشند. و همین است که افکار و عقاید سماء اکثرا برای چنین افراد و جوامعی راهگشا و قناعت آفرین است. و طبعا کسان و جریاناتی که خارج از محدودۀ اسلام و مسلمانی قرار می گیرند در مرحلۀ دوم کار واقع می شوند، و دعوت و اِقناع آنها با عبور از مرحلۀ اول معنای بیشتری میدهد.

 
 
 
 
 

اِتخاذ مَواضع روی واقعیات مُبَیَّن - زمانی امر و خبری به درستی به مردم می رسد که: اولا کل واقعیت در رابطه با امر و خبر مورد نظر در میان مردم منعکس شود (نه گوشه ها و بریده هایی از آن). بدین معنا که خبر و حَدَثی مثل جسدی مُثله شده در نیاید؛ بلکه وقوع امری و حدوث چیزی بی کم و کاست بیان و منتشر گردد. و گرنه دنیای کِذب و تهمت و عداوت بوجود می آید و کمتر سخن و خبری جای تکیه و اعتماد می شود. ثانیا هر واقعه و امر و خبری جهت مفهــوم و مُدلل شدن، باید همراه با ابلاغ و تبیین مصدر و عامل واقعه و حَدَث باشد، چرا که خیلی چیزها حادث می شوند، اما بعضی زوایا و علل آنها از انظار عمومی و نگاه رایج  پنهان و نامعلوم می مانند. اینست که جهت شناخت واقعی و موضعگیری صحیح نسبت به هر امر و خبر و روی دادی (علاوه بر تعقیب و دریافت تمام واقعیت)، تبیین و تفسیر مصدر و عامل وقایع و اخبار بسیار ضروری میشود. بدین ترتیب، با تحقق این دو شرط اساسی میتوان گفت که خبر رسانی درست و مناسبی صورت گرفته است.