بسم الله الرحمن الرحيم

اســـلامیت اجتهـــادى و اســلامیت سُنتى

 اسلامیت اجتهادى، اسلامیت فهم و تلاش و ابتکار و حاصل روشن انديشى و آزاديخواهى توحیدی است. اين اسلامیت از سر زندگى و نشاط و تحرک مایه می گیرد و در پى حل مشکلات بشرى و جـــوامع اسلامى و مسلمين است. اسلامیت اجتهادى، اسلامیتی مُدوَن و آماده برای اجراء نيست و جزئياتش در قرون ماضـى تشريح و تطبيق نشده است، بلکه اين اسلامیت، اسلامیت فهم و تطبيق در زمان و مکان و اسلامیت حى و ناظر است، نه اسلامیت «اجتهــاد در خــلاء» و استخراج و تشريح شده براى ادواری که تفاوتهای اساسی با دورۀ حی و حاضر داشته است؟! و نه اسلامیتی براى مسائل و اموری که قرنهاست اصلا وجود و اثرى از آنها باقی نمانده است؟! اسلامیت اجتهادى، اسلامىتی است که در زمـان و مکان تشريح و تطبيق مى شود، نه در عالم خیال و خرافات قرونی و عوالم اَجنه و شیاطین؟! و اين لازمهٴ ضرورى اسلامیت حى و زنده و راهگشاست. اسلامیت اجتهادى، اسلامیت تاريخى و از کار افتاده و متکى به مذاهب تشريح شده براى قرنهاى دور و دراز نيست، بلکه اين اسـلامیت، اســلامیت دوره و زمان خود می باشد، و مأخوذ از آيات قرآن و سنت مسلـم نبوى و قوانين علمى و عقل بشرى است، و قوانين خود را بر پایۀ اين مبانی اساسى تدوين میکند، و در سايهٴ آنها مسائل و مشکلات زمانـهٴ خود را حل و فصل می نمايد. اين اسلامیت، اسلامیت آزادى و درک و فهم حى و زنده و اسلامیت جُهد و تعقل و تفکر است، و چنين اسلامیتی، اسير فهم و فقه هيچ کس و هيچ زمانى نيست، اما در همان حال براى فهم و فقه قدما و اسلاف خود ارج و احترام قائل است و از آنها مى آموزد و تجربه کسب میکند.

لکن اسلامیت سنتى، اسلامیت تنبلى و اسلامیت تکراری و تقليد از آراء و «نظریات بشری» است، و اين اسلاميت، محصول بی فکرى و بى مسئوليتى نسلهای پی در پی و ناشى از رکـود و انحطـاط مسلمين است. چنين اسلاميتى نه در پى فهم واقعيات و حل مشاکل مسلمین، بلکه بدنبال استمرار قيودات اجتماعى و حفظ عرف و عادات بی فايده و راکد کننده است. اسلاميت سنتى، بجاى اینکه به قرآن و سنت مُسلم نبوى و قوانين علمى و عقل بشرى تکیه نماید، به مکاتب فقهِ احکام و اجتهادات سپری شده اى متکى است که براى دوره و زمان معينى تدوين شده بودند، و کار اين اسلاميت، بجايى رسيده که حتى کمتر محتـاج آيات قرآن است؟! اما مهمترين خاصیت اسلاميت سنتى، ترسويى و انزوا طلبى است، چون توان مقابله و صحنه دارى را ندارد و از مواجه شدن با افکار و عقايـد زمانه عاجز می باشد، و همين است که مخالف افکار و آرای حى و حاضر و راهگشاست؛ و از تغيير و تحولات توحیدی و آزادیخواهانه وحشت دارد. و خاصتا از ابتکارات و روشن انديشى اسلامی بسيار نگران است، چونکه ترويج فکر و فرهنگ اجتهادى و آزاديخواهانه را عامل زوال خود مى بيند، همچنانکه رکود و بی مسئوليتى و جهالت را مايهٴ بقـاى خود تلقى میکند. و همین است که اسلاميت سنتى در ذات خود مخالف تفکر و تعقل و راهگشایی است. خاصیت اساسی ديگر اسلاميت سنتى، حاضر و آمــاده بودن آنست: اين اسلامیت ١٢ - ١٣ قرن است که همهٴ جزئيات آن تـدوين و آمــاده شده است و تغيير و تحولات را به رسميت نمی شناسد؛ و بدون تفکر و تعقل و ابتکارات به عمر قرونى خود ادامه می دهد؛ و حال روی نسلهای کنونى به باری گران! تبدیل شده است. و طبعا اسلامیت سنتی قرنهاست که بدون کم و کاست و بدون نقد و بررسى تکرار و جویده ميشود و کلا راکد و بلا موضوع و بصورت عجیبی مطلق و انتقادناپذیر گشته است، و بشری و شرک آمیز و خرافی بودنش درهمین مسئله نهفته است.

البته به تأکيد جُهد و تعقـل و مسئوليتِ  مُجدد مسلمين نخواهد گذاشت که اسلاميت سنتى و شرک آلود و غير تـوحيدى بيش از اين به حيات مطلقۀ خود ادامه دهد، و حداکثر می تواند در لایه های پایین جوامع اسلامی باقی بماند و توسط اقشار رشد نیافتۀ مسلمان استمرار یابد. و چه بجاست که داستان اين اسلاميت و مذاهب سنتی و از کار افتادۀ قرونی، از طرف مسلمين اجتهــادى مختومه اعــلام شود و جزو «تاریخ مسلمین» گردد، نه توسط کسان و جریاناتی که فرقی بین اسلامیت اجتهادی و اسلامیت سنتی قائل نیستد و فقط به ریشه کنی اســلام و مسلمین می اندیشند. آرى، حتما جــاى تبريک خواهد بود که فقه و فهم سنتى و قرونى، و خاصتا رساله های خرافاتی و تکرارى آخوندها در ایران از طرف مسلمين اجتهادى و آزاديخواه مختومه اعلام شود، بنحوى که اسلام و مسلمين را وارد مرحلهٴ «توحیدی - اجتهادی» نمايد و آنها را حيات مُجددى ببخشد. چنین روزی در انتظار مسلمین است، اما غلبه بر سلطۀ استبداد و استعمار مقدمۀ آن روز است.

ســازمان مــوحدين آزاديخــواه ایــران
۲۲ جمادی الاول ۱۴۲۵ - ۲۰ تیر ۱۳۸۳