نظــرات و مــواضع زیــر سلطــه

نظرات و مواضعِ «عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و.......» که ارائه می شوند (از طرف اشخاص، احزاب و سازمانها، شبکه های خبری، روزنامه ها و مجلات، کُتُب مختلفه و.......) در صورتی که آزادانه و بنابر اختیار و ارادۀ صاحبانشان نباشد و زیر سلطۀ یک جهت سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی یا خانوادگی عرضه و منتشر گردند، فاقد ارزش و اعتبار و شرعیت بوده و محل اتکـاء و اِعمـال نمی باشند. این اصل در رابطه با گذشتگان نیز صدق می کند؛ و نسبت به مواضع و اخبار و کتُبی که به دست ما رسیده اند، قبل از هر چیز باید مشخص گردد که آیا این مواضع و اخبار و کُتُب «زیر سلطه و فشار و ناچاری - تهدید و تطمیع» اعلام و نوشته شده اند، یا اینکه آزادانه و بنابر فهم و اختیارِ شخص و جریان مربوطه عرضه و ثبت گشته اند. طبعا در اینجا نیز «مبانی اخلاقی و مبانی علمی شناخت» باید اساس تشخیص حق و باطل و درست و نادرست قرار گیرند، کمااینکه روش شناخت موحدین آزادیخواه روی این مبانی قرار دارد. البته اگر نظرات و مواضع و نوشتجاتی، عکس العمل منفیِ طرف مسلط و حاکمیت استبدادی را در پی آورند و همراه با صاحبانشان دچار مشکلات و عواقب زیانبار گردند (بر حسب ماهیت و میزان تأثیرشان) میتوان به آنها اصالت داد و برایشان احترام قائل شد. لکن نظرات و مواضعی که مُبهم و غیر شفاف هستند محل تردید می مانند، تا وقتی که امکان تمییز حقانیت یا باطل بودنشان بوجود آید، و به تبع آن، حیله گران مُلتبس و خُدّام سلطه گران از صاحبان نظرات و مواضع مبهم تشخیص داده شوند. لازم بذکر است (و این امری بدیهی است) که در سایۀ استبداد و زیر سلطگی، زمینۀ «بلاغ مُبین و شفافیت مواضع» وجود ندارد، و در نتیجه (و در فضای پر خفقان) بیشتر چیزها مبهم و غیر شفاف و ریاکارانه طرح و بیان می گردند. بنابر این، اگر «دقت و تقوی و انضباط» وجود نداشته باشد، افراد و اطراف بسیاری (که نتوانسته اند شفاف و صریح باشند و مواضع روشنی داشته باشند) مظلوم واقع شده و قربانی می گردند، و بسیاری از ریاکاران و فرصت چیان (که شغل و حرفۀ اصلی آنها سوء استفاده و نان به نرخ روز خوردن است) مجال سوء استفاده پیدا کرده و دست به موج سواری و سلطه گری مجدد می زنند. اینست که همیشه باید گفت: «مرگ بر استبداد و سلطه گری، بر قرار باد آزادیِ بیان و انتخاب».