|
بســــم الله الرحمن الرحيم تاريخچهٴ سازمان موحدين آزاديخواه ايران سازمــان موحـدين آزاديخـواه ايران (سماء) از آغاز تا حال (١۵ آذر ماه ١٣٧٩) سه مرحـلهٴ اساسـى را پشت سر گذاشته است، و هريک از اين مراحل، دورهٴ زمانى خاصى را بدين ترتيب در بر مى گيرند: مرحلهٴ اول از زمستان ١٣۶٢ شروع ميشود و تا ۵ تير ماه ١٣٧٠ امتداد مى يابد، و اين مرحلهٴ ٨ ساله، دورهٴ پايه ريزى خط و راه موحدين آزاديخواه ايران و مقدمات تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران را تشکيل ميدهد، که بيشتر اين دوره صرف فعاليتهاى فکرى و دعوتگـرى و روشنگـري هاى سيـاسى گرديد. مرحلهٴ دوم از ۵ تيــر ماه ١٣٧٠ تا ١۵ آذر ماه ١٣٧٣ را در بر مي گيرد، و اين مـرحله، دورهٴ تأسيس تشـکيلات و تدوين افکار و عقايد سماء و گسترش فعاليتهاى سماء و هجرت اعضاى سماء به ممالک همسايه است. مرحلهٴ سوم از ١۵ آذرماه ١٣٧٣ تا ۵ تير ماه ١٣٧٩ را شامل ميشود و مرحلهٴ اعــلام موجوديت را تشکيل مي دهد، مرحله اى که همــراه با خطرات و مصائب زياد بوده و در عين حال مرحلــه اى پر امتحان و پر تجربه است. اما مرحلهٴ چهارم که حالا (۵ تيرماه ١٣٧٩) رسما آغاز شده است، دوره اى با کيفيت و انسجــام بيشتر است و تجربيات سه مرحلـهٴ قبلى را پشت سر خود دارد، و در هر بعدى، اعم از فکرى، سياسى، و تشکيلاتى از جمع بندى گذشته و از آخرين اوضاع و احوال زمان و مکان (سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، سلطـهٴ جهانى، و غيـره) بهره مند است، و در واقع مرحله اى نوين و خيلى پخته تر از مراحل قبلى است. اينست که اين مرحلهٴ جديد (چهـــارم) مستحق نام مرحلـهٴ «کيفيت و انسجــــام بيشتر» است. بنيــاد و ريشــه هاى سمـــــــــاء بنياد و ريشـه هاى سازمان موحدين آزاديخواه ايران، قبل از هر چيز در روح و فرهنگ و عرف جوامع اسلامى و در افکار و عقايـد و خواستهاى مسلمين قـرار دارد، و اين بنياد و ريشه ها زمانى به عمق ١۴٠٠سال، و مکانى به وسعت ۶٠ مملکت، وجمعيتى به اندازهٴ يک ميليارد و چند صد ميليون نفـر را در بر میگيرد، و این بنیاد و ریشه ها همان رسالت توحیدی و دین پایدار اسلام است. اما اگر اين بنيـــاد و ريشه هاى سمــاء است و تا این حد عمیق و عظيم است ، مانند شجرهٴ طيبـه اى که ريشه هايش در عمق زمین و زمان مستقر شده و داراى بنيان مـرصوص است، لکن شاخ و برگ و ميوه هاى سمـاء «تازه و جديد» هستند، و اين شاخ و برگ و ميوه ها از اين شجرهٴ طيبه اى هستند که هر آن (بنابر زمينه ها) و به اذن الله ميوه مي دهد. و دليل اصلى ظهور سمــاء مقابله با شـرک و استبداد و ماديت حاکم و مطلقه اى است که فـرد و اجتمـاع را اسير و فـرسوده کرده و زمين و زمان را به تباهى کشيده و همه چيز و همهٴ ابعاد زندگى را راکـد و فاسد نموده است. و سمـاء ميخـواهد که با زائل کردن اين اضـداد بنیادین و مداوم بشريت، يک وضع توحيدى و آزاديخواهانه و عدالت طلبانه به فرد و اجتماع و بويژه در سرزمين ايران و به مردم ايران ارائه دهد، تا درسايهٴ آن، امکان يک زندگى انسانى و توحيدى و رشد يابنده فراهم شود و راه تکامل و تـرقى بشریت باز وآزاد گردد، و بدين شيوه، مردم ايران صاحب آن حياتى بشود که لايق بشر مسلـم است، و آن مملکتی که قانونمند و منضبط است، و آن جامعه اى که داراى عدالت و توازن است، و آن نظام سياسی که حاکم آن بر پايهٴ آزادى و انتخــابات آزاد و رأى اکثريت مــردم زمــام امور را بدست مي گيرد. بنابر اين، سازمـان موحـدين آزاديخـواه ايـران، قبل از هر چيز يک جنبش فکرى - سياسى است، جنبشی که در چهارچوبهٴ يک تشکيلات عقيدتى - سياسى فعـاليت و حـرکت مى کند. و اين جنبش فکــرى - سيــاسى و اين تشکيــلات عقيدتى - سياسى، در مسير اسلام اجتهادى و روشن انديشى اسلامى قرار دارد، و منابع فکرى و عملکرد و روش سماء، قرآن منزل، سنت مُسلـم، قانونهاى علمـى، و عقـل بشرى هستند. و اسـلام اجتهادى (توحيدى و آزاديخواهانه)، مايه و محتواى سماء است، و آزادى، استقلال، اتحاد مسلمين، رشـد فراگير، و عدالت اسلامى، هدفهاى اساسى آنست. ١- مرحلهٴ پايه گذارى خط و راه فکرى - سياسى زمان پايه گذارى خط و راه موحدين آزاديخواه ايران، زمستان ١٣۶٢ (ه - ش)، و مکان آن، خانه (پيرانشهر)، و پايه گذار آن، موسى عمران (على تشارُکى) است. اين مرحلهٴ مقدماتى ٨ سال بطول انجاميد (٧٠ - ۶٢) و زمينه ساز تاسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران گرديد. مرحلهٴ مقدماتى سماء بيشتر صرف فعاليت هاى فکرى، مطالعات، دعوتگرى، و روشنگريهاى سياسى گرديد. در اين کار فکرى و در اين دعوتگرى و روشنگرى، اصل بر شناساندن فکر اسلامى قرار داده شد، آنطور که قرآن مبين و سنت مُسلَم نبوى آن را ارائه کرده اند، و بنحوی که وحى تکوينى و قانونهاى توحيدى در خلقت آن را بيان مي دارند، و نيز به شیــوه ای که عقل بشرى و شنــاخت عُقلا بر آن صحه مي گذارند. و در سايهٴ اين منابع اصيل و حقيقى و با تکيه بر اصل «اجتهــــاد راهگشــا» يعنى اجتهـاد در زمان و مکان، تشريح و ارائه ميگرديد. اين اسلاميت، با تکيه بر خواست و رأى مردم و در سايهٴ انتخابات آزاد، میخواهد حاکميت پيـدا کند و به راه و روش و قانـون زندگى مسلمين در آيد. در اين مرحله، علاوه بر طـرح و ارائهٴ افکار و عقــايد و اهـداف موحدين آزاديخواه، وضع عقيدتى، سيــاسى، اقتصادى، فرهنگى، و اخلاقى موجود و حاکم و تحميل شده نيز جـدا مورد نقد و حتی مورد نقد شديد قـرار مي گرفت، و به ويژه مقابله با سلطهٴ استبداد و شرک و ماديت، که در نظام ولايت مطلقهٴ خمينى تجلى پيدا مي کرد، اساسی ترين بخش رد و نقد موحدين آزاديخواه را در بر ميگرفت. البته از نقـد و روشن گرى در رابطه با عقايـد و مسائل سنتـى و خرافه آمیز هم نمى شد غافـل ماند و موحدين آزاديخواه در اين باره نيز به وظايف خود عمل مي کردند. خلاصه در دوران هشت سالهٴ پايه ريزى، فعالیتهای زیادی صورت گرفت و پيشرفتهاى خوبی نصيب موحدين آزاديخواه گرديد، و کار و فعاليت آن دوران، بدليل علنى و نيمه علنى بودنش، توانست درسطح اجتماع و در مدارس و دانش سراها و در ميان ملاها و طلبه ها جريانى بپا کند و به دانشگاهها نيز سرايت نمايد. و چون کار موحدين آزاديخواه از يک طرف اکثرا «فکــرى و عقيدتى» بود و روی تــوحید و اندیشه های اسلامی تأکید می کرد، و از طرف ديگر روش فعــالیت مبنــای «استدلالى و نــو انديشانه» داشت، درنتيجه زمینۀ گسترش برنامهٴ موحدين آزاديخواه بين اقشار مختلف فراهم گردید. اما همينکه حضور موحدین آزادیخواه محسوس و جدى شد وجريانى پديد آورد و به سرعت به شهرهاى ديگر کشيده شد، نظام ولايت مطلقه نتوانست آن را تحمل نمايد، و با بستن همهٴ راهها و محروم کردنها و سرانجام دستگيرى و بازداشت موسى عمران (على تشارکى) زمينه هاى فعاليت علنى و نيمه علنى موحدين آزاديخواه نیز از بين رفت، و بدينصورت نظام ولايت مطلقه بار ديگر ماهيت استبدادى خود را به نمایش گذاشت، و از همينجا بود که کار و فعاليت غيرعلنى و سرى موحدين آزاديخواه آغاز گرديد. مـوسى عمـران، پايه گذار خط و راه موحدين آزاديخـواه، علاوه بر محـروميت قبلى از همهٴ حقـوق ايرانى بودن، من جمله محــروميت از دانشگــاه و محـروميت از کـــار و استخـــدام و حتى محروميت از شناسنامهٴ ايرانى!! در اوايل آبان ماه سال ١٣۶٧ توسط ادارهٴ واواک خــانه (پيرانشهر) بازداشت گردید، اما بعد از يک ماه بازداشت و بازجويى آزاد شد. و علت اين آزادى هم بدین صورت بود که نظام ولايت مطلقـه، از طرفى چيزى در دست نداشت که بدان تمسک جـويد و حبس و بازداشت بيشتر او را توجيه نماید، و موسى عمران با ارائهٴ اصل «فعاليتهاى ما در خيابانها و در اماکن عمومى بوده است» ادارهٴ واواک استبـدادى را به بن بست کشاند، و از طرف ديگـر چون کار و فعاليت موحدين آزاديخواه، علنى و اسلامى بود و موسى عمران (على تشارکى) بعنوان مبارزى مسلمان در منطقه و نزد جريانات اسلامى و اقشار تحصيل کرده و ملاها شناخته شده بود، تمايل چندانى به زندانى کردن بيشتر او نداشتند، چرا که اين مسئله ميتوانست به گسترش غير منتظرهٴ مبارزهٴ موحدين آزاديخواه بيانجامد، و بجاى آن، نظام استبدادى راه چاره را در آزاد کردن ایشان و در عين حال در بى زمينه ساختن کار و فعاليت موحدين آزاديخواه جستجو مي کرد. (لازم به ذکر است که موسى عمران قبل از بازداشت توسط نظام ولايت مطلقه، چهار ماه (از اول تابستان تا آخر مهر ١٣۶٧) در زندان يکى از گروههايى بود که در منطقه فعاليت می کردند، و دليلى که آنها براى اين عمل خلاف و استبدادى ذکر مي کردند اين بود که مى گفتند کــار و فعاليت اسلامى موسى عمران مانع کار و فعاليت ملى ماست!!). بعد از آزادى موسى عمران از زندان ولايت مطلقه همه چيز قفل گرديد، زيرا ايشان به قيد «ممنوع الملاقات» آزاد گرديد، و من بعد نه او ميتوانست با کسى ملاقـات و گفتگو و حتى احوال پرسى نمايد و نه ديگران ميتوانستند با ايشان ملاقات و گفتگو داشته باشند و با او تماس برقرار کنند، و در حقيقت همه چيز وارد مرحلهٴ جديدى شده بود! ، گويى نظــام استبدادى، اول و آخر پيام و محتواى کار موحدين آزاديخواه را فهميده بود!!، چنین بود که هر چيزى سرى گرديد، ملاقاتها سرى گرديد، و کار و فعاليت علنى بکلى از بين رفت. اينجا بود که بعضي ها تصور کردند همه چيز از بين رفت، غافل از اينکه همه چيز سرى ومخفى گشت! ، و چون موحدين آزاديخواه براى مرحلهٴ کار سرى وغيرعلنى پيش بينى هايى کرده بودند، توانستند ازعهدهٴ اين مرحله نیز بر آيند. موسی عمران در بازداشتگاه نظام استبدادى تلاش کرد که راهى پيدا کند تا بلکه بتواند به فعاليت توحيدى و روشنگرانهٴ خود ادامه دهد، بدین جهت به ادارهٴ واواک ولایت مطلقه پيشنهاد کرد که به او اجازه دهند به کـار «امر به معروف و نهى از منکر» بپردازد و اين پيشنهاد را کتبا به آنها ارائه داد . واواکيـان نيز در جـواب گفتند که آيا پخش و تبليغ کتب دانشمندان مسلمان از جمله کتب على شريعتى را جزو امر به معروف و نهى از منکر مى دانيد؟ موسى عمران هم در جـواب گفت که بله پخش کتب دانشمندان مسلمان جزو امر به معروف و نهی از منکر است. در نتيجه ادارهٴ اطلاعـات پيشنهاد ايشان را رد نموده و گفتند که شما حـق نداريد حتـى «مصحف قرآن» را هم به کسى بدهيد!! بعد از آزادى موسى عمران در پاييز ١٣۶٧همه چيز زير نظر قرارگرفته بود و نظام ولايت مطلقه در پى فرصت و بهانه اى بود و مى خواست با اقدامـاتى که عواقب کمترى برايش داشته باشد کار موحدين آزاديخواه را يکسره نمايد. اين اوضاع موحدين آزاديخواه را به اين نتيجه رساند که براى استمرار مبارزه چاره اى جز اختفاء و هجرت باقى نمانده و مرحلهٴ مبارزهٴ سرى گريز ناپذير شده است، و بدينصورت «مرحلهٴ مبارزهٴ سرى» آغاز گرديد، مرحله اى که حالا نیز ادامه دارد. اولين کار اين مرحله، رعايت سرى بودن ملاقات ها و نشست ها بود، که به سلامت سپرى گرديد. دومين کـار اين مرحله، مسئلهٴ هجرت موسى عمران به خارج از مملکت بود، که در نشستهاى سرى مقرر گرديد، و قرار شد که بعد از ايشان حفظ ارتباطات و کارهاى داخلى به جمعى از افـراد واگذار شود. براين اساس، موسى عمران به قصد هجـرت به سربازى رفت! چيزی که خواست نظام استبدادى بود، و به بهانهٴ غيبت ايشان از قتال برای طاغوت ولايت مطلقه و با دخالت مستقيم ادارهٴ واواک آن را به بيش از۴٠ ماه! افزايش داده بود. و با اين اقدام اضطرارى، موسی عمران دو کار انجــام داد: هم نظام استبدادى را مشغــول کرد، و هم برگه اى تهيه نمود که بوسيلهٴ آن بتواند از شهر خود! خارج شود. بدين شیوه بعد از ۶ روز! سربازى در تهران، ایشان توانست از مرخصى نوروزى استفاده کند و يکسره راهى مرزهاى ايــران و عــراق گردد. بله ادارهٴ واواک از تصميم غيره منتظرهٴ موسی عمران براى رفتن به سربازى نگــران بود و حتى چرايى آن را مي پرسيدند، درحالیکه این کار مدتها خواست آنها بود، و اما در آستانۀ تحقق آن با نگرانی از ایشان سؤال میکردند که چرا به سربازی میروید!! ، البته در اندک زمانى ثابت شد که نگرانى عمال استبداد بجا بوده و آنها مي دانستند که اوضاع از چه قرار است. و بالاخره ثابت شد که هميشه اين نظام استبدادى است که اسير انسانهاى مصمم است، نه انسانهاى مصمم اسير نظام استبدادى. دليل هجرت موسى عمران کاملا مشخص بود: از يک طرف عدم امکان هر نوع فعاليتى و حتى عدم امکان يک زندگى عادى، و از طرف ديگر، احتمال دستگيرى مجدد يا قتــل مخفيانه، و غيره، هجرت به خارج از ایران را اجتناب ناپذير می ساخت. بر این اساس، پايه گذار خط و راه موحدين آزاديخواه در اولين روزهاى بهار ١٣۶٨ و بعد از ۶ سال دعوتگرى و مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه راه هجرت و آوارگى را در پيش گرفت، اما حاضر نشد تسليم استبــداد و تهديد و تطميع و حتى عملکرد ضد انسانى و ضـد اسلامى آن شود. و همانطــور که فوقا ذکر گرديد در طـول زمستان ١٣۶٧ بحث و بررسى زيادى روى کــار و فعاليت آينده صــورت گرفت، اما چون نظـام استبدادى ولايت مطلقه صد فى سبيل الله بود، چاره اى جز هجرت باقى نماند. بدینصورت این هجرت بالاخره جامۀ عملی پوشید، و قبل از حرکت به کـردستان عـراق، برنامه ها و ترتيباتى که لازمهٴ استمرار مبارزه بود، براى پيروان خط و راه موحدين آزاديخواه ايران مقرر گرديد. کار و فعاليت موحدين آزاديخواه، در طول مرحلهٴ پايه ريزى، دو وجه داشت: يکى وجههٴ علنى و ديگرى وجههٴ غير علنى. مهمترين کارها و فعاليتهاى علنى موحدين آزاديخواه، تعليم روخوانى قرآن در خانه ها و مساجد و اماکن عمومى، بحث و مشاجـرات آزاد در مدارس و مساجد و شوارع، معرفى کتاب هاى مختلف به جوانان و درس خواندگان، و کارهای دیگری از اين نوع بود. و مهمترين کارها و فعاليتهاى غير علنى موحدين آزاديخواه، يکى تشکيل دروس فکرى- سياسى ويـژه ای بود، که تنها افراد معتمد و شناخته شده در آن شرکت مي کردند، برنامه اى سراسرى که افراد خط و راه مـوحدين آزاديخـواه از ٨ الى ٩ شهـر در آن حضور مى يافتند، و موسى عمران خود شخصـا کـار اين دروس را به عهـده گرفته بود. و محتواى اين دروس عبارت بود از تفسير قرآن و ارائهٴ افکار و عقايد موحدين آزاديخواه و بحث و بررسیهاى اسلامى. برنامهٴ اين دروس فکرى – سياسى، مستمرا از پاييز ١٣۶۵ تا بهار ١٣۶٧ (ه - ش) ادامه يافت، اما از دروس اين برنامهٴ ماهانه و مؤثـر متاسفانه فقط ۵ نوار صوتى باقى مانده است. يکى ديگر از کارها و فعاليتهاى غير علنى آن مرحله، تهيهٴ يک برنامهٴ مکتوب و منظم و نسبتا جامع مطالعاتى، عملى، تربيتى، و تفر يحى بود، که در حقيقت تشابه زيادى به يک «مرامنـامه و اساسنـامهٴ اوليه» داشت، برنامه ای که اکنون هم نزد سماء محفوظ است و سند بزرگى از فعاليتهاى آن دوران است. اين برنامه در بهار ١٣۶۶ (ه - ش) تهيه و ارائه گرديد، و عليرغم اوضاع نامناسب و فاصلهٴ کمى که با هجـرت موسى عمران داشت، اثـرات زيادى از خود بجا گذاشت و در گسترش فکـر توحيـدى و آزاديخواهانه در آن مرحلهٴ مبارزاتى، نقش بسزايى ايفاء نمود. البته از اين برنامه در مراحل بعــدى مبارزه نيز استفاده مى شد، و حالا هم قابل استفاده است، و خصوصا بخش علمی و مطالعاتى آن بسيار مفيد و گسترده است. بعد از هجرت موسى عمران، صحنـهٴ فعاليتهای موحدین آزادیخواه ظاهرا خاموش تر گرديد، و بدين خاطر نظام ولايت مطلقه احساس آسودگى میکرد. اما در عين حال، با توجه به اصرارى که در بازگشت موسى عمران به خرج مى داد، نگران اين مسئله هم بود که مبادا از جايي که آن را پيش بينى نمىکند، اين حرکت دوباره شعله ور شود و مبارزهٴ موحدين آزاديخـواه با وسعت بيشترى سر برآورد. توجه به اين مسئله و سعى در منحرف سازی استبداد ولايت مطلقه اقتضا مى کرد که ملاقاتها و رفت و آمدهاى مرزى مخفيانه صورت گيرند. و چون اقامت موسى عمران در منطقهٴ مرزى (منطقهٴ سونه) يک سال و نيم بطول انجاميد و در عين حال چيز ملموسى رخ نداد (صرف نظر از فعاليت و دعوتی که در منطقهٴ مرزى و محل معاملات مردم صورت میگرفت) احساس آسودگى نظام استبــدادى ولايت مطلقه چيره تر شده بود و بيش از پيش تصور مي کرد که خوب فردى بود و رفت! ، اما واقعيت چيز ديگرى بود: موسى عمران آن منطقه را بدليل آتش بسى که بين استبداد ولايت مطلقه و نظام بعثى صدام حاصل شده بود، و همچنين به علت مشاکل سياسى ديگرى که در آن منطقه وجود داشت ، مناسب مبـارزه تشخيص نداد، و در نتيجه در پى محيط ديگرى براى حضور در آن و جهت استمرار مبارزه بر آمد. بدین صورت، بعد از يک سال و نيم اقـامت اضطرارى در مرزهاى کردستان عراق، بنابر هماهنگي ها و قرارهايى که ترتيب داده شده بود، بصـورت مخفيـانه در ١٨ مرداد ١٣۶٩ به داخـل کشور برگشت، و بعد از دو هفته بحث و گفتگو و بررسى مسائل و نحوهٴ استمرار مبارزه، راهى پاکستان گرديد. حضور موسى عمران در پاکستان در این مرحله ۵ ماه بطول انجامید، و بعد از ۵ ماه حضـور در پاکستان و تلاش و فعالیت جهت ايجاد مکان مبارزه و زمينه هاى حضور در آن ديار، دوباره به داخل کشور باز گشت. اين بازگشت مجدد و فراهم شدن امکان زندگى مخفيانه، زمينه هاى يک کار فکرى - سياسى فعالى را فـراهم نمود، و در طول يک سال و چهار ماهى که بدين صورت سپـرى شد، علاوه بر اينکه صفوف موحدين آزاديخواه به نحو بیسابقه اى گسترش پيدا کرد، مبارزهٴ فکرى - سياسى مـوحدين آزاديخـواه نيز وارد مرحلهٴ جديدى گردید، مرحله اى که حدود ٨ سال برايش کار و زمينه سازى شده بود. و اين مرحله عبارت بود از «انتقال مبارزه از شکل و شيوهٴ عمومى به شکل و شيوهٴ تشکيلاتى»، تشکيلاتى که مَجراى اهداف موحدين آزاديخواه و زمينه ساز تطبيق افکار و عقايد آنها تلقى مى شد. بر اين اساس و درسايهٴ تثبیت خط فکرى - سياسى موحدين آزاديخواه و گسترش نيروهاى انسانى و امکان تجمعى که براى آنها فراهم گشته بود، امکان ظهور تشکيلات موحدين آزاديخواه ميسر گردید، و در ۵ تيرماه ١٣٧٠ سازمان موحدين آزاديخواه ايران در شهر سابلاغ (مهاباد) تاسيس شد. در اين تأسيس مبارک و فرخنده، از طرف موسى عمران (على تشارکى) به عنوان مؤسس سمـاء ۶ ساعت بحث و سخنرانى رسمى ارائه گرديد، که حاصل آن ۶ نوار صوتى شدند. اين نوارها که به «بحث های تأسيس» موسومند به «سه موضوع اساسى» پرداخته اند: نوارهای اول و دوم به تاريخچهٴ فعــاليت و مبــارزهٴ موحدين آزاديخواه و دلايل انتقال مبــارزه از شيوهٴ فعاليت و دعوت عمومى به شيوهٴ فعــاليت و دعــوت تشکيلاتى مي پردازند. نوارهاى سوم وچهارم به توحيد و محتواى آن نزد موحدين آزاديخواه اختصاص دارند. و نوارهاى پنجم و ششم نيز آزادى و آزاديخواهى را از ديدگاه توحيدى اسلام مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهند و موضع سماء را در اين رابطه روشن ميسازند. ٢- مرحلهٴ تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه بعد از تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سماء) در داخل مملک، به علت وضعيت استبدادی و نا امنى و احتمال کشف و دستگيرى توسط نظام سرکوبگر ولايت مطلقه، تصميم بر هجرت به پاکستان گرفته شد، تا اينکه نکند این نظام استبدادی از طريقى از اين حضور و از اين کارها مطلع شود و همه چيز بهم بخورد. اما چون در مرزهاى ايران و پاکستان مشاکلى پديد آمد، کار هجرت حدود يکسال به تاخير افتاد، و در نتيجه مؤسس و ديگر اعضای سماء در این مدت ناچار شدند که در شهرهاى مختلف، خانه هاى سازمانى و تشکيلاتى و سرى براى سکونت و فعاليت خود داير نمایند. در طول اين تأخير يک ساله، که خوشبختانه خيلى سودمند و مؤثر واقع شد، در چند شهر چنین خانه هاىی داير گردید، اما با وجود همهٴ احتياط کاری های ضروری، اين خانه ها دو بار کشف شدند (در مهاباد و سقز - اما کشف خانهٴ مهاباد قبل از تاسيس بود) و به سبب آن موسى عمران و اعضاى همراه دچار مشکلات زياد و مايهٴ آوارگى آنها به دشت ها و روستاها گرديد و حتى به مرز دستگيرى رسيدند. البته بايد گفت که اين مشاکل نه ناشی ازهوشيارى عمال استبداد، بلکه اکثرا از سهل انگارى افراد و حوادث غيره منتظره نشاٴت میگرفت. در پى تاسيس سماء و ابراز آمادگی اعضاء و اختيار بنيانگذار سماء بعنوان رهبرى، کارها و فعاليتهاى فکرى، سياسى، و تشکيلاتى، با نظم و انسجام خيلى بيشترى صورت می گرفتند، و اين انضباط، هم رهبرى و اعضاء را از گزند نظام استبدادى محفوظ کرد، و هم گسترش بيشتر سماء را ميسر گرداند. بعد از آن، تعيين سلسله مراتب در سماء از جمله ايجاد يک حلقـهٴ امنيتى اوليه نيز امکان پذير گشت، و اينکارها تشکيلات موحدين آزاديخواه ايران را عينيت بخشيدند. در طول حضور شانزده ماهه در داخل مملکت، فعاليتهاى فکرى، سياسى، و تشکيلاتى، تنوع و گستردگى زيادى داشت، و اگر امکان تأخير بيشتر ميسر ميگشت، مبارزهٴ موحدين آزاديخواه ميتوانست به يک جنبش بزرگ منجر شود، اما متاسفانه زمينهٴ تاخير و حضور بيشتر به احتمال قـوى وجود نداشت، چرا که در اين راستا و براى بقاى طولاني تر در داخل مملکت، تلاشهاى زيادى صورت گرفت، اما با اعلام موجوديت مشاکل زيادى پيش مى آمد، و آمادگى مقابله با چنين مشکلاتی بوجود نيامده بود. و همين بود که حتى سعى زيادى بعمل آمد تا لا اقل هجرت به مرزهاى ايران و عراق صورت گيرد، و براى تحقق هجرت به اين مکـانِ مناسبتر و نزديکتر، سفـرها و تحقيقات زيادى انجـام گرفت، اما نتيجهٴ ملموسى به بار نيامد. چنين بود که سرانجام تصميم بر هجـرت به پاکستان گرفته شد، و جهت بررسى مجدد اوضاع و نيز چگونگى عبور از مرزهاى ايران و پاکستان، سفرهايى نيز ترتيب داده شد. و اين تصميم بزرگ نهايتا در ٢٨ فروردين ١٣٧١ (ه - ش) و با شرکت هفتاد نفر از اعضاى سماء عملى گرديد. اين کار شجاعانه و اساسی آنچنان منظم و سازماندهى شده بود که همهٴ افـراد از جمله رهبر سماء توانستند با حداقل مشکلات وارد پاکستان شوند. و اين هجرت تاریخی، متشکل از مردان و زنان جوان و درس خوانده اى بود که به قصد استمرار و گسترش مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه صورت گرفت. بعد از اين هجرت فکری - سیاسی، که افراد آن از شهرهاى مختلف آمده بودند، نظام ولايت مطلقه به تکاپو و جستجو افتاد و شروع به تجاوزگرى کرد، تا بلکه کارى کند و کسانى را به دام اندازد. اما تا مستبدين خبردار شدند (البته بدون اینکه بدانند که هجرت حتی به کدام جهت و مملکتی صورت گرفته است) کار از کار گذشته بود، و برنامه ها آنچنان سريع و سری تنظيم شده بودند که مجالی براى حرکات مذبوحانهٴ استبدادى باقـى نگذاشتند. و همين بود که حتى بنابر اخبارى که به سماء رسيد برخى از مقامات وابسته به واواک درآذربايجان غربى، در اين رابطه توسط نظام ولايت مطلقه توبيخ شدند، بدینصورت که از آنها توضيح خواسته بودند که چطور ممکن است حرکتی سياسى و هجرتی بدين وسعت به راه بيفتد، اما کسى از شما از آن مطلع نشود؟!، و از این جهت هارمانند بسوى خانواده هاى مهاجرين رفتند وخواستند که از آنها انتقام بگيرند، و عليرغم اظهار بى اطلاعى خانواده ها، بازهم تعدادى از آنها را بازداشت و برخی نيز زیر نظر و مراقبت واواکیها قرار گرفتند، و بعدا نیز آنها را دچار مشکلات زیادی کردند. همچنین در اين تجاوزگرى صدها جلد کتاب موسی عمران نيز که در خانهٴ پدرى ايشان در شهر خانه قرار داشتند، توسط اد |