مصادر اجتهاد، اهداف اجتهاد، و وظيفهٴ موحد آزاديخواه

(مـــــــــــــأخوذ از قـــــــــــــانون سازمان موحدین آزادیخواه ایران – سمـــــــــــــاء)

مصـادر اجتهادات سـازمان موحدين آزاديخواه ايران (سمـاء)، قـرآن مُنزَل (١)، قانونهاى علمى (٢)، سُنت مُسَلّم نبـوی)، و عقل بشـرى (۴) هستند، و سمـاء با تکيه بر اين چهار مصدر، قوانين خود را تدوين و اهداف توحيدى و آزاديخواهانه را ترسيم مينمايد. قوانين و اجتهادات سماء، که بر مبناى مصادر چهارگانهٴ فوق الذکر تهيه و تدوين میشوند، قبل از هر چيز بايد دو اصل قرآنى «تبيين نظرى» و «تطبيق تدريجى» را مد نظر قرار دهند و در راستاى «تفهيم» و «تحقق» انديشه هاى توحيدى اسلام به وظايف خود عمل نمايند. لازمهٴ حرکت رشد يابندهٴ سماء، تربيت اعضاى موحد و آزاديخواه، جهت تبيينات فکرى و سياسى و حضور در ميدانهاى نظرى و عملى و زندگى اجتماعى است، و «موحد آزاديخواه» موظف است که مفسر نظرى وعملى اهداف ومقاصد توحیدی و آزادیخواهانۀ سماء باشد و اين وظايف را در زمان و مکــان متحقق سازد. پس قوانين و اجتهادات سمــاء و عملکرد بيان کنندگان آن بايد در جهت رسيدن به آزادى، تــوحيد، و فداکارى باشد، و لازمهٴ رسيدن به اين اهداف، مبارزهٴ همه جانبه با «فقرعام» و موجدان اساسى آن يعنى استبداد و شرک و ماديت است.

(١) وحى تشريعى (ما اَنــزَل الله)، مجموعه اى از علم و قوانين و اوامر الله است، که توسط انسانهاى صادق و صالح و برگزيده (پيامبران) اخذ و دریافت گرديده و به بشريت اعـلام و ابلاغ شده است و پايهٴ جهان بينى و انسان بينى و تکاليف مؤمنان به نبوت توحيدى قرار می گيرد و به زندگى فردى و اجتماعى آنها شکل و جهت ميدهد و با تکيه بر «اصل اجتهـاد در زمان و مکان» به اجراء در مى آيد. اما بـايد دانست که «وحى تشريعى نهايى و محفـوظ» منحصر به قـرآن منزل است، و در اين رابطه تنها بايد بر قـرآن و آیات آن تکيه کرد و وحى تشريعى را تنهــا از آن اخذ و دریافت نمود، چرا که شرایع قبلی هـم تحــریف شده اند، و هم با توجه محلی بودن و قـومی بودنشان، مانند دین یهود، یا به دلیل یک بعدی و عـدم جامعیت آنها، مثل دین مسیح، و نیز بخاطر مرحله ای بودشان، منســوخ و به تــاریخ بشری سپرده شده اند، و در حقیقت ادیان و شرایع قبل از رسالت توحیدی و جامع و نهایی محمد مصطفی، مقدماتی بوده اند، و در آن ایام و مراحل زمینۀ رسالتی به عمق و وسعت و شمولیت اسلام قرآن وجود نداشته است، اما با رسالت محمد مصطفی و نزول قرآن حکیم، کار نبوت و رسالت کامل و نهایی گردید و از این جهت نبوت توحیدی و رسالت رسولان نیز به پایان می رسد. إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ (سورۀ اِسراء - آيۀ ۹): «به تاکيد این قرآن، بشريت را به خط و راهى هدايت و رهبرى ميکند که استوارترين و مطمئن ترين راه و روش است».

(٢) وحى تکوينى (قانونهای علمی)، علم و قوانين و اوامر الله در جهان خلقت است و کل ابعاد هستى و خلقت را در بر مي گيرد، و شامل قوانين حـاکم بر جمـادات، نباتات، حيوانات، نسل انسان، و همچنين دربرگيرندهٴ قوهٴ درک وشناخت انسان است، و به عبارت قرآن، وحى تکوينى در کل آفاق و انفس (جاندار و بى جان) سارى و جارى است و داراى ويژگي هاى ذيل مي باشد: اولا موضوع علم و قوانين وحى تکوينى در رابطه با خلق و ايجاد و چگونگى قوام و دوام جهان هستى و نحوهٴ تغيير و تحولات آنست، و کشف اين علوم و قوانين، مايهٴ علم و معرفت و موضع متناسب بشرى در برابر اجزاى نظام خلقت و قوانين حاکم بر آن و بکارگيرى و راهنما قرار دادن آنهاست. ثانيا وحى تکوينى، بصورت مجموعه اى و جامع کشف نمى شود و در طى زمان و در ميدان رشد و تکامل فکرى و علمى و توسط دانشمندان متعدد، کشف و ثبت مي گردد. اما در همان حال، کشف هر قانونى به مثابهٴ ظهور يک معرفت تازه و مايهٴ کشوده شدن راه جديدى براى بشريت است. ثالثا بايد توجه داشت که کاشفـان وحى تکوينى برگزيده نيستند، و در نتيجه ميتوانند صادق و صالح باشند و امکان دارد نباشند. بنابراين، در اين رابطه بايد بيدار وآگاه و دقيق بود و از تجربيات گذشته درس آموخت. رابعا وحى تکوينى در پیوند با وحى تشريعى و موازين عقل بشرى بعمل در مي آيد و اجتهاد در زمان و مکان بر«اخذ و اجراى آن» حاکميت دارد، چرا که ازاين علوم نيز مثل ساير امور میتوان هم بجا و هم بيجا استفاده نمود. سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى، الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى، وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى (سورۀ أعلى - آيات ١ و ٢ و ٣): «منزه و پاک گردان نام خالق برترين خود را ، خالقى که خلقت را خلق کرد و آن را نظم و نظام و تعادل بخشيد، و خالقى که قوانين خلقت را معين کرد و آن را در مسير مشخصى قرار داد».

) سُنت مُسَلّم نبوی (بیان و عمل نبوی)، عبارتست از سنت دینی و اثبات شدهٴ محمد رسول الله (ص): الف- سنت: سنت عبارتست از گفتارها و عملکردها و تاييدات و انتقادات نبى اکرم و روش حرکت ايشان در دورۀ نبوت توحیدی، که همهٴ اينها بر اساس قرآن مبين، واقعيات پيش رو، عقل و مشورت، و در زمان و مکان مناسب صورت گرفته اند. ب- مُسَلم: مسلم يعنى اثبات شده بوسيلهٴ اسناد معتبر (قرآن مبين، کتب حديث، کتب تاريخ، کتيبه ها ، کشفيات، و غيره) و تاييد شدن محتواى اين اسنــاد به وسيلهٴ قرآن منزل، قانونهاى علمى، و عقل بشرى. لازم به ذکر است که رسول اسلام دارای دو وظیفۀ اساسی بوده است: یکی ابلاغ مبین و امینانه، و دیگری اِعمال و اجرای وحی منزل و الگو شدن برای مسلمین، و به تبعیت از این دو اصل قرآنی، که رسول اسلام آنها را به عمل در آورده است، هر مسلمانی نیز مــوظف به عملی ســاختن این دو اصــل اســاسی است. لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُــولِ اللَّهِ أُسْــوَةٌ حَسَنَةٌ (سورۀ احزاب - آيۀ ٢١): «به درستى در روش و عملکرد رسول الله اُسوه و نمونهٴ عالى براى روش و عملکرد شما نهفته است».

(۴) عقل بشرى (شاخِص و مُشَخِص)، اين بزرگترين هديهٴ الله به بشريت، وسيلهٴ شناخت بشر و عامل برگزيده شدن بشر و دليل مخاطب بودن اوست، و با سلب عقل از انسان و يا ناديده گرفتن آن و يا سرکوب آن، انسانيت انسان زير سؤال مى رود. عقل بشرى، راهنماى زندگى بشرى است، و انسان بوسيلهٴ همين عقل، وحى تشریعی و تکـوینی را فهـم و دريافت نموده و تفهيم و ابلاغ می کند، و آن را در زمـان و مکـان، اِعمـال و اجـراء می نمايد. و همین است که وحی تشریعی الله فقط برای بنی آدم آمده است، چرا که انسان ها بوسیلۀ عقلی که الله به آنها بخشیده میتوانند وحی را فهم و دریافت کنند و آن را با توجه به عقل و تشخیص خود در زندگی و حیات زمینی بکار بندند. و عقل بشرى، شامل عقل تاريخى و عقل کنونى و آينده نگرى اوست وهمهٴ افکار ونظريات وتصورات انسانها را در بر میگيرد. كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (سورۀ روم - آيۀ ۲۸)، وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ (سورۀ يونس - آيۀ ١۰۰): «اينچنين آيات و قوانين خود را براى اهل عقل و خرد تشريح میکنيم، و الله براى کساني که اهل عقل و خرد نیستند رجس و پليدى قرار داده است».