|
بسم الله الرحمن الرحیم
ســـــــــه مـــوضــــع
اســاســـــــــی
تا حال
بیشتر «دو موضع اساسی» بین مردم و
جریانات فکری و سیاسی رایج بوده است: یکی
«موضع موافق وهم رأی» و دیگری «موضع
خصمانه وجنگی». به عبارت دیگر، اتخــاذ مواضع معمولا روی «یا از
ما یا بر ما بوده» بنا شده است. نظر و عمل متعصبین و رؤسای استبدادی و
استعماری نیز همینطــور است، و مواضع آقای جورج بوش دوم هم
که در رأس استعمارگران غربی قرار دارد، از همین
«خصلت دو بعدی» رنج می برد، و با توجه
بهمین مواضع دوضلعی، جهان را به دو بخش: یا «با اوست یا علیه اوست»
تقسیم کرده است. اما آنچه سازمان موحدین آزادیخواه ایران، به تبعیت از
قـرآن مُنـزَل، روی آن تاکید می کند و می خواهد آن را ارائه بدهد
«مـواضع سه ضلعـی» و سه بُعدی و سه
جانبه نمودن آنست، بدین صورت که: هر کس و هر حزب و سازمانی و هر نظام و
حکومتی، می تواند دارای «سه موضع اساسی»
باشد:
۱- میتواند دارای موضع
«موافق و هم رأی» باشد، در ابعاد نظری و عملی.
۲- میتواند دارای موضع
«مخالف و متفاوت»
باشد، در ابعاد نظری و عملی.
۳- میتواند دارای موضع
«خصمانه و جنگی»
باشد، در ابعاد نظری و عملی.
و حاصل مستقیم این وضع جدید و این میدان سه ضلعی، آزادی و مردم سالاری و
کثرت گرایی است، چیزی که وجود آن در یک میدان دو ضلعی نا ممکن و محال
خواهد بود. زیرا وقتیکه بعد از خود و نظرات و روش خود، چیزی جز دشمن
جنگی دیده نمی شود، و بجز خود و مواضع و اهداف خود، کسی به رسمیت
شناخته نمی شود و حق وجود به کسی داده نمی شود، و در این راستا
«راه انصحار طلبی» در پیش گرفته می
شود، آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی چگونه می تواند بوجود بیاید؟!
چنین چیزی غیرممکن است. اما زمانی که این نتیجه حاصل گردید و این اصل
به رسمیت شناخته شد که بعد از خود و راه و روش و موضع خود، راه و روش و
موضع دیگری هم وجود دارد، اما با راه و روش و موضع خود
«متفــاوت» و با روش کار و حرکت خود
«مخالف» است، آن وقت
«دروازۀ» آزادی و مردمسالاری و کثرت
گرایی باز شده و عبور از «وضع استبــدادی»
مُیَسَّر می گردد. لازم به ذکــر است که مواضع نظری و عقیدتی، در بیشتر
مــوارد، و در صورت وجــود انسجــام و التــزام، مقــدمۀ مواضع عملی
هستند، و هنگـــام به وجــود آمدن زمینه ها، مواضع نظری و عقیدتی،
منتهی به «مواضع عملی» و سیاست های
اجرایی می شوند. عکس این واقعیت نیز درست است، و معمولا مواضع عملی و
عملکرد سیاسی، بیانگر مواضع نظری و عقیدتی هستند و از آنها سرچشمه می
گیرند.
البته باید تـوجه داشت که در رابطه با هر یک از «مواضع
اسـاسی» سطــوح مختلف و متعــددی وجود دارد، و هیچ یک را نمی
توان در یک سطح و میزان و در یک وجه و انگیزه خــلاصه نمود. مثلا
دربارۀ توافق و هم رأی بودن، «سطوح و مراحلی»
وجــود دارد، که از تــوافق و هم رأی بودن در
«اصول» گرفته، تا توافق و هم رأی شدن در
«فروعات و جزئیات» را در بر می گیرد.
بدین صورت، همانطور که توافق و هم رأیی، می تواند در اصـــول اساسی
خلاصه شود، همین توافق و هم رأیی، میتواند به حد اکثر خود نیز برسد و
بالاخره به «اتحاد و همبستگی» منتهی
شود. این وضع در رابطه با «موضع مخالف و
متفاوت» هم صدق می کند، و در آنجا نیز، مراتب و درجات وجــود
دارد، و همۀ مخالفان و دگراندیشان در «یک
سطح» قرار نمی گیرند. بنابر این، هر مُخــالف و مُتفــاوتی باید
«بصورت جداگانه» ارزیابی و نگریسته
شود، و میزان تخالف و تفاوت آنها مستقلانه مورد توجه و مد نظر قرار
گیرد. دربارۀ «موضع خصمانه و جنگی» هم
وضع بهمین منوال است، و دراین میدان نیز
«مراتب و درجات» وجود دارد، و همانطورکه موضع خصمانه و جنگی
میتواند خفیف و در حد اَدنای خود باشد، این امکان هم وجود دارد که چنین
موضعی به حد اکثر شدت و کینه توزی برسد.
|