مقدمۀ غربی سازی: بازگشت به عمق جاهلیت!!

۱ ترویج اسامی بت ها و اله ها و پادشاهان و الفاظ مجهول و مظاهر شرک و خرافه پرستی، زیر عنوان اسامی قومی و ملی، و طرد و تصفیۀ هر اسم و اصطلاحی که به اسلام و مسلمین منتسب باشد و بوی اسلامیت بدهد. در رابطه با تقویم و تاریخ و اعیاد و مراسمات و روزهای تعطیلی نیز به همین صورت عمل می کنند، و در اینجا نیز حــذف و انکــار اسلامیت و آنچه منسوب اســلام و مسلمین است «اصل و اساس» قرار گرفته است.

۲ توسل به اسامی مجهول و اصطلاحات اقــوام و مللی که هزاران سال است که هیچ اثری از آنها باقی نمانده است، واسلام ستیزان غرب زده از فرط  ناچــاری و خاصتا بعد از کمونیسم و برای مقابله با اسلام، در پی زنده کردن و تحمیل نمودن آنها هستند، و طبعا هدف آنها از این باستان گرایی و قوم پرستی شرک آمیز، زوال اسلامیت و فرهنگ و ادبیات اسلامی، و مقدمه چینی برای حضور و رواج فرهنگ ادبیات غربی و صلیبی است، کاری که در سراسر جهان اسلام توسط استعمارگران و عمالشان به شدت دنبال میشود.

۳ این کارها و اقدامات خصمانه علیرغم این واقعیت صورت می گیرد که در تاریخ باستان هیچ نوع دولت قومی وجود نداشته، و هر نظام و حکومتی دارای ماهیتی امپراتوری و فراقومی بوده است. بگذریم از اینکه در عهد باستان کار ادبی و فرهنگی بسیار ابتدایی و نادر بوده، و در نتیجه هر آنچه از ادوار باستان بدست ما رسیده، دارای ماهیتی عام و فراقومی و مربوط به اقــوام مختلف می باشد، و حتی معلوم نیست که چه منشاء و ماهیتی دارد و از کجا آمده است، اما جهت اسلام ستیزی آن را به هر قومی که بخواهند نسبت می دهند.

۴ اسامی و اصطلاحات و ادبیات اسلامی، که دارای ماهیتی توحیدی و عالیترین معانی و سابقه ای هزار و چهارصد ساله است انکار میشود، اما اسامی و اصطلاحات و ادبیاتی شرک آمیز و مجهول و باستانی، که معلوم نیست از آن چه قوم و مللی بوده و نیز معلوم نیست که چقدر در تاریخ رواج داشته اند، بعنوان اسامی و اصطلاحات قومی و ملی ترویج می شوند، کاری که جز برای جلب رضایت اربابان استعماری صورت نمی گیرد و جز با زور و سلطۀ استبدادی مستقر نمی شود.

۵ در این کار استعماری - استبدادی، اصل اینست که اسمی یا اصطلاحی یا تاریخی یا خط و نوشته ای یا عید و مراسمی، اسلامی هست یا نیست، اگر اسلامی و منسوب به مسلمین باشد، طـرد و حـذف می شود، اما بعد از آن هر چه باشد و هر منشائی داشته باشد، مهم نیست و قابل قبول و محل پذیرش است، بدین صورت که اگر کهنه و فرسوده باشد، بعنوان امر و پدیده ای تاریخی و ریشه دار! تعریف و تبلیغ می شود، و اگر جدید و معاصر باشد، بعنوان امر و پدیده ای مترقی و نوین! به خورد مردم داده می شود.