|
معيار روايتى احاديث و جايگزين شناخت سنجشى اگر نظریه ای و اصول و علومی ارائه شود، اما در این نظریه و اصول و علوم، نوسازی و ابتکارات و اجتهادات صورت نگیرد، کارش رو به زوال و نابودی می نهد و عقب افتادن وعقب ماندگی اش قطعی می گردد، بنحوی که نظریۀ ارائه شده و اصول وعلوم راکد گشته و عقب مانده، در طی زمان جزو امور گذشته تلقی شده و بعنوان چیزهای کهنه و مصرف شده بحساب می آیند و از قافلۀ حرکت و تکامل بشری عقب می مانند. و اگرهم این توقف کرده های مصرف شده، بدون مبانی حرکت و تداوم و پایداری (نوســازی و ابتکـارات و اجتهادات) و صرفا از روی نا آگــاهی یا تعصب و دلبستگی، حفــاظت و نگهداری شوند، و از توجه به «موجودیت زنده و مفیدشان» غفلت شود، نه تنها نافع و حلال مشکلات بشریت نخواهد بود، بلکه به ضد حکمت وجودی شان تبدیل می گردند و خود و صاحبان شان را خواهند سوزاند و آنها را ضررمند و خسارت بار خواهد ساخت. البته اگر چیزی و اصول وعلومی، بدون نوسازی و ابتکارات و اجتهادات و به هدف راکد کردن و به قصد جلوگیری از تحول و تکامل بشریت و یا بخاطر منافع شخصی و شغلی و خانوادگی و مذهبی و حزبی و حکومتی و..... حفظ و نگــه داشته شوند و به نام «علـم و دیـن و مـذهب» بر مردمان نا آگــاه و ناتوان و بیچاره تحمیل گردند، این بحث دیگری است، و چنین حفظ و تحمیلی، خیانت به خود علم و دین و مذهب مربوطه و به صاحبان آنها تلقی میشود. و حال که بحث ما در مورد علوم اسلامی و در اینجا مختص حــدیث و علم حــدیث است، مسئلــۀ تجدید و کهنگی و تحرک و توقف و ابتکار و تکرار محسوس تر می شود، زیرا بلاشک علــوم اسلامی و اصول علوم اسلامی، با تــوجه به عمر قرونی وعــدم نوسازی وعدم ابتکار و اجتهاد در آنها و جهت تداوم و پایداری آنها و برای حل مشکلات مسلمین و نیز خلاصه کردن و پاسخگو نمودن شان، جزو چیزهایی هستند که ارائۀ مجدد و نوسازیشان و ابتکار و اجتهاد در این کارها و نظریات مصرف شده و مخلوط گشته و مجهول مانده، جزو ضروریات و مثل آب حیات است، و این نظریات و اصول و علوم نمونۀ چیزهایی است که جدا محتاج نوسازی و ارائۀ مجدد و مبتکرانه و اصول بندی نوین هستند، و در میان آنها «علم حدیث و معیارهای شناخت احــادیث و نحــوۀ اخـذ و دریافتشان» از اهمیت خــاصی برخــوردار است، چرا که شــاید هیچ چیزی و هیچ منبعی در میــدان اســلامیت به اندازۀ احادیث حضرت رسول مورد جعل و تحریف و سوء استفاده واقع نشده است. و ارائۀ مطالب زیر جزو سعی و تلاشی است که در جهت روشن کردن و جوابگو نمودن علم حدیث و چگونگی شناخت و اخذ احادیث، به اهل ایمان و اسلام و طرفداران نوسازی و گشودن دروازۀ ابتکــار و اجتهــاد در علوم اسلامی تقدیم میشود، به امید اینکه راهنمای مسلمین و روشنگر و حلال مشکلات باشند.
دو روش در شناخت و دریافت احـادیث اساس علم حدیثِ سنتی «معیــار روایتی» است، و معيار روايتى احاديث عبارتست از ملاک و مبنايی که ارزش و اعتبـار احاديث درآن، با تکيه به رتبۀ روايت و اعتماد به راوى بدست مي آيد، و از این ملاک و مبنای سنتى شناخت احاديث «اعتبار روايتی» حــاصل می شود. اين ميــزان و معيــار متکى به دو اصل اســاسى است: يکى «وثوق سلسلۀ راويان»، و ديگرى «رتبۀ صحت احاديث». بنابر این، مبنای نگرش به احاديث رسول، یعنی شناخت و دريافت احاديث بنابر اعتماد به سلسلۀ راویان و نيز با توجه به رتبه ای که احاديث بدست می آورند، اعم از خبر واحد و متواتر، صحيح و حَسَن و ضعيف، متصل و منقطع و..... و یا تقسيم بنديهاى ديگر مانند متفق عليه و مختلف عليه و..... «معیـار روايتى» ناميده میشود. در مقابل اين پايه و مـلاک، براى شناخت احاديث رسول، پايه و ملاک «سنجشى و اجتهادى» قرار میگیرد، و شناخت سنجشى احاديث عبارتست از روشى که شنـاخت و معــرفت احـاديث را بر پایۀ آيات قــرآن و قوانين علمى و عقل بشرى قرار می دهد، و اخذ و دریافت آنها را با توجه به این مبانی میسر میداند. در اين روش، ارزش و اعتبار يک حديث، نه برپايۀ درجۀ روايت و اعتماد به راوى، بلکه برمبنای قرآن منزل وقوانين علمى وعقل بشرى ظاهر و اثبات ميشود. پس روش شناخت سنجشی یعنی ارزيابى احاديث بر مبنای قرآن کريم، قوانين علمى، وعقل بشرى و اخذ احاديثی که بيانگر اين مبانى سه گانه هستند و با آنها هماهنگی و همسویی دارند، بدون توجه به ملاک و مبناى معیار روايتى و درجه بنديهاى تقسيمات سنتى و تاريخى، که نه پايانى دارند و نه امکانى براى اتفاق نظر روى آنها و حتى روى منابع آنها وجود دارد. در علم سنتى و تاريخی حديث، که در جاى خود و براى دورۀ تدوين اساسى بوده است، اصل و ميزان، معتمد و موثوق بودن راوى، تسلسل روايت و حديث، و پله اى است که روایت و حديثى درآن جاى ميگيرد. اما چونکه در میدان جمع و تدوین حدیث، موفقيت صد در صد نبوده است، هر حديثى بنابر «رتبه و درجه ای» که بدست آورده تعریف میشود، درجه و رتبه ای که نه روی آن اتفاق نظر وجود دارد، و نه هر حدیثی در رابطه با رتبه و درجه اش در جاى خود قرار گرفته است. بعبارت ديگر، بسيارى از احاديث رسول اکرم، هم صاحب راويان خوب ذکر شده اند، و هم در میدان تسلسل و نحوۀ ضبط و ادبیات روشن و.... نمرۀ عالى! بدست آورده اند، اما درعين حال بايد در محتواى آنها و در تاييد و بکارگيریشان تأمـلها نمود و حتى ميتوان آنها را نپذيرفت، زيرا توافق چندانى با آيات قرآن، قوانين علمى، و عقل بشرى ندارند. عکس اين وضع هم وجود دارد، يعنى برخى از احاديث رسول، هم از نظر راويانش ضعيف توصیف شده اند، و هم به تسلسل و نحوۀ ضبط و ادبیات آن نمرۀ پایینی داده اند، اما در همان حال از نظر معنا ومحتوای داراى معنا ومحتوايى زنده و توحيدى و هماهنگ با آيات قرآن، قوانين علمى، وعقل بشرى هستند و بیانگر توحید و اسلاميت میباشند. البته در همينجا اين مسئله قابل ذکر است که در دوران جمع و تدوين حديث، کشف راويان معتبر (علم الرجال) و تقسيم بندى احاديث (علم الحديث) يک ضرورت بوده است، همانطور که جهت تکميل تدوين حديث، منابع متعدد اما متجانس (در دورۀ تدوين) يک جبر و غير قابل اجتناب بوده است. چرا که در دورۀ جمع و تدوين حديث، هدف اصلى، جمع و گردآورى احاديث رسول بوده است، و در اين جمع و گردآورى، ملاک ومبنا، درجۀ تقواى راويان و ميزان صحت روايت قرار داده شده است، و کمتر به ماهيت و يا چگونگى تفسير آنها پرداخته شده است، و اگر هم به ماهيت وچگونگى تفسيرشان توجه شده باشد، بيشتر بر مبناى فهم و نگرش «عصــر تــدوين» بوده است، همان فهم و نگرشى که در ميدان تفسير قرآن هم انعکاس پيدا کرده است. شــروط اثبــات احــاديث رســـول در رابطه با نحوۀ ثبوت احاديث رسول الله دو شرط اساسى وجود دارد، که با تحقق شان، ثبوت احـادیث ایشان حتمی گشته و موجوديت شان قطعى ميشود: شــرط اول: يک حديث بايد در مصادر و منابع معتبر و مشهور حدیث وجــود داشته باشد، تا موجوديتش اثبـات شود و در مجموعۀ احاديث حضرت رسول قرار گيرد. بنابراين، حديث و مصادر آن بايد داراى اعتبار تاريخى بوده و موجوديت آن مورد قبول علمـاى امت اسلام باشد، و در طول تاريخ هزار و صد سالۀ تـدوين حديث مکتـوب بوده باشد. خـارج از اين شــرط و اصـل اسـاسى، هيچ حديثى به رسميت شناخته نمي شود، ولو در کتب بعدى يافت شوند، و يا در ميان مسلمين رايج باشند. شرط دوم: احاديث حضرت رسول که در مصادر معتبر واقع شده اند، بايد با آيات قرآن و قوانين علمى و عقـل بشرى، انسجام و هماهنگى داشته باشند، و بلکه بيانگر آنها باشند. حال اگر احاديثى با این مصادر اساسی، انسجام و هماهنگی نداشته نباشد، و خداى ناکرده با اين مصادر اساسی تضاد و ناسازگاری داشته باشند، نميتوان آنها را احاديث رسول الله بحساب آورد، ولو اینکه چنين احاديثى در مصادر معتبر حديث هم وجود داشته باشند، و اين نوع احاديث، با هر رتبه و درجه اى که داشته باشند، قابل پذيرش نیستند و نمیتوانند احاديث رسول اسلام تلقى شوند. اما اگر حديثى درمصادر معتبر حديث وجود داشته باشد، و همچنين اين حديث با قرآن وعلم وعقل، داراى انسجام وهماهنگی باشد، مقبول و پذيرفتنی است، ولو اين حديث از نظر راوى و رتبۀ روايت در مرتبۀ پايينى قرار داشته باشد، و مثلا یک حديث ضعيف به حساب آيد. و به دليل سابقۀ تاريخی اش و بنابر اينکه بعنوان حديث رسول الله معروف شده است، و روى همين اساس در عرف و فرهنگ اسلام و مسلمين جا افتاده است، حديث مُسلُّم بحساب مى آيد، و در رديف احاديث مسلم حضرت رسول قرار می گيرد. نکتۀ ضروری ديگر در رابطه با ماهیت احادیث اينست که: بسيارى از احاديث رسول اکرم، که در کتب حديث ثبت شده اند، اجتهاد دوره اى و مُلهم از دورۀ آن حضرت و جهت حل و فصـل مشکلات صدر اسلام و قضاياى پيش روى آن مرحله اظهار شده اند. و گرچه اين احاديث نيز در محل و مکان خود ارشاد کننده هستند و وجهۀ تعليمى و تربيتى دارند، اما نبايد با نظر و نگاهى غلو آميز نگريسته شوند و با ديـدى نقلـى و چشم بسته اخـذ و دریافت گردند، امرى که منتهـى به شرک و خرافه پرستى ميشود، همانطور که متأسفانه چنین شده است. و اگر بخواهيم اين نوع احاديث را ذکـر و طرح نماييم، خواهيم ديد که مصاديق بسيارى از اين احاديث بکلى از بین رفته است. بعبارت ديگر، علل وضع آنها و دلايل ارائۀ آنها گذشته و زائل شده است، و خصوصا در شکل و صورت، چيزى از وجودشان باقى نمانده است، مثل همۀ احادیث مربوط به بردگی گـذشته و نظـام قدیم برده داری. و چونکه قوانين و دستورات، براى چگونگى تعامل و برخورد با واقعيات زندگى و حل و فصل مشاکل و نيز راههاى پيشرفت و ترقى، وضع و ارائه ميشوند، در نتيجه زماني که واقعيت و امرى از بين رفت، قانون و دستورى هم که براى چگونگی ادارۀ آن وضع شده، خود بخود منتفى و بلا موضوع مي گردد. و بعد از آن، قوانين و دستوراتى که وضع و ارائه میشوند، بايد براى نحوۀ تعامل و برخورد با واقعيات جديد و حل مشکلات جديد و کسب پيشرفت هاى جديد، وضع و ارائه شوند. مـاهیت و ارزش احــاديث رســـول احاديث رسول اکرم با توجه به اينکه از ماهيت و علم و تجربۀ بشرى ایشان سرچشمه گرفته اند، یک مصدر و منبع بشرى به حساب می آیند، و بعنــوان علـم و قوانين اجتهــادى و حـلال مشکلات بشرى و به مثابۀ تبیینات رهبری جهت پيش برد دين توحيدى اسلام، در زمان و مکان، بدانها نگريسته ميشود. طبعا علم و احاديث رسول، بر مبناى آيات قرآن و با توجه به محدوده های عیش و فهم بشرى دوران نبوت و جهت گشودن مشکلات بشرى آن عصور ارائه شده اند، و اين همان معناى اجتهاد در اسلام با توجه به زمان و مکان و برای گشودن راه ترقی و تکامل جوامع بشری در هر دوره و زمان است. اما در دين توحيدى اسلام، احـدی و هیچ کسی، از جمله شخص رسول الله، حق ندارد که علم و قوانين مستقل و ابــدی و بــدون توجه به آيات قرآن ارائه دهــد، و اين يعنى توحید اسلامی، و یعنی اینکه: انسان موحد و مسلم مصـدر اصلی قانونگــذاری را وحی و علم و قوانین الهی و آیات فــوق بشری قــرآن میداند، و این یعنی: ان الحکم الا لله امر الا تعبدوا الا اياه: «حکم و قانونى به جز حکم و قانون الله اعتبار و رسميت ندارد، امر شده است که غيـر از الله عبادت و اطــاعت مطلق نشود». بالاخره رســول، رســول است، و وظيفه اش نیز عبارتست از نامه رسانى و پيام رسانى، نه نامه نويسى و پيام نويسى!، نه مصدر شدن و شارع گشتن، و این همان نبوت است، زیرا در دین توحیدی اسلام اين تنها الله است که مصدر شرع و قانون است و بجز الله حق تشریع و قانونگذاری مستقل را ندارد، و اين همان توحيــد است. و اگر هم چنین بشود و شرع و قانونی غیر از شرع و قانون الله ارائه گردد، علاوه بر ظهور شرک، شرع و قوانین ارائه شده، محضــا بشری خواهد بود، و در بینش تــوحیدی مــوحدین، الهی و فوق بشری تلقی نمی شود. وظیفۀ دیگر رسول، علاوه بر نامه رسانی و پيام رسانی، بلاغ و ابلاغ مبين و روشن وحی و پیام ارسال شده است، و اين همان امانتداری در رساندن وحی منزل به بشریت است، و در میدان نبوت و رسوليت، مهمترین و حساسترین کار محسوب میشود، و همینست که به محمد رسول الله لقب «امین» داده شده است، چرا که در ابلاغ و رساندن وحی منزل به بشریت، امین وملتزم بوده است. اما چونکه بيشتر آيات قرآن کلى هستند و زندگى بشرى هم نيازمند جزئيات است، و همچنين مسلمين با توجه به زمان و مکان و مد نظر قرار دادن تغيير و تحـولات زندگى، باید آيات قرآن را اجراء نمايند، و براى تطبيق آيات قرآن نیز محتاج اجتهاد زنده اند، در نتيجه الله به رسول و نيز مسلمين اجازه داده که آيات قرآن را با توجه به اجتهادات خود عملى و اجراء نمايند. بنابراين، احاديث پيامبر و کلا سنت مسلم نبوى، اعم از حديث وعملکرد وتاييدات، يا تفسير نظرى وعملى رسول از آيات قرآن است، و يا رأى و اجتهاد مستقل و راهگشاى ايشان در ميدان مبارزۀ توحيدى و برا ى رفع مشکلاتي است که پيش پای پيامبر ومسلمين قرار داشته است، ومحدودۀ نبوت ايشان (کلامُ الله) منحصر به آیات قـرآن منزل است. البته بدون شک «دو فرق» مهم بين اجتهادات رسول و ساير مسلمين وجود دارد: اول اينکه رسول، آورندۀ وحى منزل است، و در نتيجه علم و آگاهى ايشان محکم تر و متقن تر است. دوم اينکه رسول، علاوه بر مقام پيام آورى (رسـول بودن)، رهبر تمام مسلمين است، و در نتيجه اطاعت از ايشان وحدت آفرين ميباشد. هر چند دراين رابطه دو مسئله بوجود آمده اند: مسئلـۀ اول، عدم حضور ايشان است، و در نتيجه با عدم حضور ايشان و بوجود آمدن اختلافات بين مسلمين، اجتهـاد مسلمين و رهبران اسلامى يک ضرورت گشته است. مسئلـۀ دوم، تغيير و تحــولات چهــارده قرنۀ بعــد از ايشان است، و مسلمين در اين رابطه نيز نمیتوانند جــواب مشخصى را از احاديث رسول ا دريافت نمایند. اينست که جهت عبور ازاين مسائل نيز، مسلمين و رهبرانشان، نيازمند اجتهاد راهگشا هستند، و در موارد بسيارى و جهت تجديد اسـلاميت و بر پايى نظــام توحيدى و رشد و ترقى جــوامع اسلامی، بايد با تکيه بر قرآن کريم و سنت مسلم و قوانين علمى و عقل بشرى اجتهاد نمايند. میزان موفقیت در جمع و تدوین حدیث خوشبختانه علماى طراز اول اسلامی در قرنهاى دوم و سوم هجرى، کارهاى بزرگى در رابطه با تدوين و جمع آورى و تقسيم بندى احادیث انجام دادند، کارهايی که حقا جاى تحسين و به تاکيد حاصل آن هميشه جاويدان و تا ابد ماندگار خواهد بود. و محصول اين تدوينات و تاليفات بزرگ و ابتکـارى، کتبى است که تمام مسلمين و همۀ علماى اسلامى و حتی غیر اسلامی نسبت به ارزش و اهميت پايه اى آنها اتفاق نظر دارند. اين کتب و تدوينات بزرگ، علاوه بر اينکه از طرف اقطاب و علماى طراز اول اسلامى صورت گرفته اند و بنابر امانتدارى و احساس مسئولیت تاليف شده اند، از نظر علمى و تاريخی نیز داراى ارزش زیادی بوده و مصدر مطالعه و تحقيق براى مسلمين و غيرمسلمين هستند، و کسى براى اخذ و فهم سنت نبوى از آنها بی نياز نيست. و همين است که با وجــود گـذشت ١٢- ١٣ قرن از جمــع و تــدوين آنها هنوز هم صدرنشين هستند، و بعد از قرآن منزل، مهمترین مرجع شناخت و اخذ سنت و سلوک محمدى میباشند. اما حتما نبايد فـراموش کـرد که اين منابع نيز بشرى بوده و به دست اَبناى بشر تدوين شده اند. و مثلا همين کتب حديث، که در رابطه با آنها کار زيادى صورت گرفته است، از ميان صدها هـزار حديث رايج و شایع استخراج و گـزينش شده اند. براى نمونه صحيح بخارى که معتبرترين کتاب حديث است و توسط امام بخارى تاليف و تدوين شده و شامل٧۵۶٣ حديث میباشد، از ميان ۶٠٠ هزار حديث استخراج و گزينش شده است. همچنين صحيح مسلم که از حيث ارزش و اعتبار بعد از صحيح بخارى قرار می گيرد، يا همسنگ آنست، و توسط امام مسلم تدوين شده و شامل ٧۶۶۶ حديث است، از ميان ٣٠٠ هزار حديث استخراج و گزينش شده است. بقيۀ مصادر معتبر حديث رسول نيز بهمين صورت جمع و تـدوين شده اند، تا اینکه احاديث جعلى و ساختگى کمترى وارد مصادر حديث شوند. اين مسئله و همچنين ضرورت رتبه بندی کردن احاديث، ناشى از اين واقعيت است که اين منابع بزرگ، که احاديث و سنن نبوى را منعکس ميکنند، دو سه قرن بعد از وفات رسول اکرم تألیف و تدوين شده اند، و دراين مدت طولانى، که سخنان رسول اسلام اکثرا «پراکنده و شفاهى» بوده اند، جعالان حديث و اهل فسق و فجور، ميدان نشر اکاذيب و تخريب احاديث را پيدا کرده و جعلياتى را به نام رسول الله پخش و منتشر نمودند، تا جايی که شهرى مثل کوفه ، که جـزو مراکز علمى مسلمين محسوب مى شد، به «دار الضرب حديث» ملقب شده بود، و معناى اين لقـب عبارت از کثرت جعل و ساخت حديث در آن شهر بود، بنحویکه در آن هر خرافه و سخن گزافى را به نام احاديث رسول (مانند سکه) توليد ميکردند، و طبعا آن را در راستاى پيشبرد اهداف خود بکار مى گرفتند، پديده اى که امروزه هم آنرا لمس مي کنيم، و مسئلۀ دين فروشى حیله گرانه يک امر مشهور و رایج در میان مسلمین است. البته نبايد اين واقعيت را فراموش کرد که احاديث رسول، قبل ازجمع و تدوين، سخنان و اسنادى متروکه و فراموش شده نبوده اند که نتوان آنها را جمع و گردآورى کرد، بلکه سخنان و اسنادى زنده و زبانزد عالمان اسلامى و در جريان زندگى مسلمين سارى و جارى بوده اند. اما با وجود اين، بايد اين واقعيت را پذيرفت که کار تدوين وگردآورى احاديث نبوى، خارج ازمشکل هم نبوده است، وبهمين خاطر، تدوين کنندگان کتب حديث با احتياط زيادى با اين مسئله برخورد کرده اند، و مثلا ائمۀ حديث و محدثين، احاديث و سخنان رسول الله را بر پايۀ «اعتبار روايـت» و «تسلسل و عدم تسلسل روايـت» و همچنين با تــوجه به «علـم و امـانت دارى راويان» تقسيم بندى کرده اند، و برای هر قسم و نوعى از حديث هم ارزش و اعتبار خاصی قائل شده اند. و اينکار، عکس العمل مناسب و بجايى در مقابله با پديدۀ جعل و ساخت حديث بوده است، پديدۀ شومی که وجود آن محل اتفاق همگان است و ميرفت تا کل احاديث رسول را مشکوک و بی فایده نمايد. اما با وجود همۀ اين سعى بـزرگ و جانانه باز نمیتوان حتى مصادر معتبر حديث را هم خالص و بی مشکل بحســاب آورد، و بلاشک احادیث غیب گــویانه، که بیانگر علـم غیب پیامبر هستند، و غيبگویی هایی که به حضرت رسول نسبت داده شده، نمونۀ صريح اين جعليات است، چرا که به نص قرآن حضرت محمد فــاقد علم غيب بوده است، و آيۀ ذيل نمونۀ آشکار آياتيست که علم غيب رسول اکرم را تماما «انکــار» ميکنند: و لو کُنت اَعلـم الغيب لإستکثرتُ مِن الخير و ما مَسّنِیَ السّــوء (سورهٴ اعراف- آيهٴ ١٨٨): «اگر علم غيب ميداشتم حتما خير و نفع زيادى را طلب میکردم و به ضرر و زيانى دچار نمی شدم». آيا صريحتر ازاين کلامى وجود دارد؟ و وقتیکه در مورد شخص رسول چنین صراحتی وجود دارد، آیا در رابطه با دیگران حرفی باقی می ماند؟! منــابع و مصــادر حــدیث رســـول احاديث مُدوَّن و مکتوب رسول اسلام محمد مصطفی، که در منابع و مصادر متعدد جمع آورى شده اند، و اکنون در دسترس همۀ اطـراف، اعـم از مسلمان و غیر مسلمان قـرار دارند، داراى ویژگی ها و خواصّ خود هستند که مختصرا ذکر میشوند: همانطور که همۀ آشنايان به تاريخ جمع وتدوين حديث مطلع هستند، احاديث حضرت رسول «بعد از دو سه قرن» در کتب و مجموعه های متعددی تدوين و تنظیم شدند، و بدین شیوه منابع و مصادر حدیث تأسیس گشتند. اين فاصلۀ زمانى طويل بين عصر رسول و دورۀ تدوين و تنظیم حديث، باعث گرديد که احاديث زيادى جعل شوند، و اين جعليات، متاسفانه توانستند به کتب و مصادر حديث هم راه یابند. و بهمين خاطر، مصادر کنونی احاديث رسول، خالص و ناب بحساب نمي آيند، و رتبه بندى وتقسيم بندى احاديث، حتی درمنابع معتبر حديث، بيانگر اين واقعيت تلخ است. بگذريم از مصادر غيرموثق و غیرمطمئنی که «بعد از قــرن ســوم» بوجود آمده اند، و يا کتبى که با تکيه برمنابع مجهول الهویه ای نوشته شده اند، که طبعا کمتر لايق مراجعه هستند. بنابراين بايد درمصادر حديث هم انتخاب صورت گيرد، انتخابی که بسیار ضروری و امری بسیار اساسی است، تا اینکه مهمترین این منابع «اصل و اساس حدیث» گردند، زيرا بدون اين کار بنیادی، اوضاع بسيار گنگ و مجهول میشود، کما اينکه حالا اوضاع چنين است، اوضاعی که در آن حدیث از غیر حدیث تشخیص داده نمیشود، ونتیجه ای از جریان تشخیص و تحدید احادیث و «ایجاد محدوده ای» برای احادیث رسول حاصل نمی گردد و شناخت سنجشی نیز ناکام می ماند. اینست که در چنین اوضاعی، جهت نجات احادیث حضرت رسول از وضع «مجهول و نا محدودی» که در آن واقع شده اند، بعد از عبور از «معیار روایتی» و در پیش گرفتن «روش شناخت سنجشی» مهمترین کار و تنها طریق رسیدن به نتیجه است. حال باید عرض نمود که: مهمترين مصادر احاديث رسول الله از دهها مصدر بزرگ تجاوزميکند، اما در بين همۀ اين مصادر بزرگ، دو کتاب ارزشمند «صحيح بخارى» و «صحيح مسلم» که کلا مشتمل بر احاديث رسول اکرم هستند، از اهميت خاصی برخوردار هستند، و به اتفاق همۀ مسلمين، معتبرترين منابع و مصادر احاديث رسول الله به شمار مي روند. بعد از اين دو منبع اساسى، مصادر زير بيشترين ارزش و اهميت را در طول تاريخ هزار و دویست سالۀ «بعد از تدوين» داشته اند، که عبارتند از: ١- سنن تِرمَزى، ٢- سنن ابوداود، ٣- سنن نسائى، ۴- سنن ابن ماجه، ۵- مُوَطأ مالک، و ۶- مُسند احمد. در میان این مصادر اساسی و متفق علیه، بصورت سنتى و نزد اکثر علماى اســلامى، صحيح بخارى و صحیح مسلم به «صحيحَين» مشهورند، و اين دو صحيح همــراه با سنن ترمزى، سنن ابوداود، سنن نسايى، و سنن ابن ماجه، به «صحاح سته» يعنى مصادر ششگانۀ حديث معروف شده اند، هر چند به اتفاق علماء اين سنن چهارگــانه منحصر به احـاديث صحيح نمی باشند، و احاديثی که از اعتبار و رتبــۀ کمترى هم برخـوردارند، به وفور در آنها یافت می شود. دربارۀ دو مصــدر اخير نيز بايد گفت که: کتاب «المُــوَطأ» مالک بن انس، از حيث اعتبــار، نزد همگان بر«مسند» احمد بن حنبل افضليت و ارجحيت دارد، اما از حیث گستردگى، مُسنـد امام احمـد بسيار وسيع است و نزديک به چهل هـزار حديث را در بر مي گيرد. و اين دو کتاب از نظر تاريخى حتى بر کتب ششگانۀ حديث هم سبقت دارند. بگذريم از اينکه صاحبان اين دو کتاب (امام مالک و امام احمد) جزو سرمذهبان «فقه احکام» بوده و کتاب هایشان مصادر مسلمانان اهل حديث است. البته خوبست در همينجا کتاب ارزشمند «مقدمۀ ابن الصلاح» نيز که محل مراجعۀ همۀ اطراف و اهل علم وتحقیق است ذکر شود، زيرا اين کتاب در شناخت احادیث پيامبر کتابى کم نظير است، و مطالعۀ آن براى شناخت احاديث و فهم انواع و اقسام آن، برای طالبان علم حدیث، بسيار ضرورى است. کتــب و مصــادر شیعــی حــدیث در رابطه با کتبی نیز که به «مصادر حدیث شیعـه» مشهورند، ذکـر چند نکته ضروری مینماید: اولا این کتب، مصادر احادیث حضرت رسول نیستند، یعنی کتابی که مختص احادیث پیامبر اسلام باشد نزد اهل تشیع وجود ندارد، و آنچه وجود دارد عبارتست از کتبی که اکثر اخبار و روایاتشان سخنان «منقــول و منتسب» به امامان شیعۀ اثناعشری و نظرات و توضیحات مؤلفین این کتب میباشد. به عبارت دیگر حتی اگر همه چیز و همۀ ضعف ها و خرافات این کتب را نادیده بگیریم، باز هم این کتب، مصادر احادیث رسول بحساب نمی آیند. ثانیا این کتب، اصل و پایۀ نقل احادیث رسول را که صحابۀ رسول هستند، انکار و تکفیر می کنند، و در نتیجه برای نقل حدیث از پیامبر جز چند خویشاوند معصوم!! و چند صحابۀ غیر معصوم!! کسی برایشان باقی نمانده، و بجایش، سخنان امامان شیعۀ اثناعشری را که معصوم وفوق بشری تصور می شوند، به حدیث تبدیل کرده اند؟! زیرا نزد مؤلفین این کتب فرقی بین سخنان رسول و امامان معصوم؟! وجود ندارد. ثالثا این کتب، رسما کتب شیعه و حدیث شیعه محسوب میشوند و علنا کتبی فرقه ای هستند، و محتوایشان نیز، علاوه بر نقل خرافات شرک آمیز، اکثرا فرقه گری و مبنی بر لعنت و انکار مسلمین و بزرگان اسلامی است، تا جاییکه حتی قرآن منزل را قرآن خلفای غاصب معرفی میکنند وآن را تحریف شده القاء می نمایند، و در مقابل آن، قرآن دست نخوردۀ مهدی و مصحف فاطمه را عَلَم کرده اند. بگذریم از اینکه سخنان منتسب به ائمۀ معصوم که برابر با وحی منزل تلقی میشوند، آنها را از وجود قرآن بکلی بی نیاز کرده است. رابعا این کتب، بعــد از عصر تدوین حدیث نوشته شده اند، و قدیمی ترین آنها یعنی کتب اربعــۀ: اصول کافی (کلینــی)، من لایحضره الفقیه (صــدوق)، تهذیب و نیز استبصار (طــوسی)، در قرنهای چهارم و پنجم تألیف شده اند، و در حقیقت برای مقابله با مصادر اصلی حدیث نوشته شده و با انگیزه ای فرقه ای عرضه شده اند. بگذریم از کتابهایی مثل وافی (فیض کاشانی) و وسائل الشیعه (حُرعاملی) و بحار الانوار (محمد باقر مجلسی)، که در دورۀ صفویه نوشته شده اند و کارشان بکلی فرقه گـری و خــرافه پرستی و عداوت با صحابه و انکـار مسلمین است. این در حالیست که مصادر واقعی حدیث از این چیزها تماما مُبرّی هستند، وعلاوه بر اینکه متکی و مبنی بر علم حدیث هستند، در محتوی نیز مختص و منحصر به قــول و فعــل و تقــریرات رســول الله می باشند. همچنین مصــادر اصیل و ا |